تبليغاتX
مدیریت صنعتی

مدیریت صنعتی

مباحث مدیریت صنعتی

تعریف استاندارد OHSAS 18000

http://www.rajmanagement.com/images/img_iso_ohsas_logo.jpg

در سال 1998 كميته‌اي متشكل از موسسه استاندارد بريتانيا، شركت‌هاي اصلي گواهي‌دهنده انگلستان و ساير سازمان‌هاي بين‌المللي استاندارد تشكيل شد كه هدف آن تهيه و تدوين استاندارد واحد بود و سرانجام سري ارزيابي بهداشت حرفه‌اي Occupational L Health and Safety Assessment Seriesيا (18000 )OHSAS  حاصل يكي شدن الگوهاي قبلي و استانداردي قابل مميزي و اخذ گواهينامه‌ تدوين شده، از طرفي استاندارد به عنوان پايه‌اي مناسب جهت تدوين يك استاندارد بين‌المللي در اين زمينه مورد توجه قرار گرفت. 18000 OHSAS در واقع به منظور پاسخگويي به نياز فوري سازمان‌ها به يك استاندارد سيستم مديريتي ايمني و بهداشت حرفه‌اي كه به وسيله آن بتوانند سيستم مديريت خود را مورد ارزيابي و تاكيد قرار دهند تدوين شده و به دو بخش تقسيم شده است.

1-1800 OHSAS كه شامل مشخصاتي است كه براساس آن گواهي كسب مي‌شود.

در بحث انسان سالم، محور توسعه پايدار پرداختن به موضوع بيماري‌هاي ناشي‌از كار بسيار حايز اهميت است. تعريف قانوني بيماري‌هاي شغلي مساله نسبتاً غامضي است و حتي گاهي در تشخيص آن با حوادث شغلي اين پيچيدگي ديده  مي‌شود و حدفاصل روشني بين اين دو وجود ندارد. اما به عبارتي به بيماري‌هايي اطلاق مي‌شود كه ماهيت كار سبب ايجاد يا تشديد آن در اثر تماس مداوم با عوامل زيان‌آور نهفته در موارد و تجهيزات و محيط شده است. دسته‌اي از بيماري‌هاي ناشي از كار، قانوناً پذيرفته شده‌اند )international list of occupational diseases( و جداول ويژه‌اي با ذكر نام بيماري و ساير اطلاعات لازم براي آنها تنظيم شده است. دسته دوم بيماري‌هاي شغلي گروهي هستند كه براي اثبات ناشي از كار بودن آنها، راي شوراي پزشكي لازم است. مدت مسووليت بيماري شغلي عبارتست از مدتي كه طي آن حتي اگر تماس كارگر با عامل بيماري‌زا قطع شده باشد باز هم كماكان بيماري را نشان مي‌دهد. بيماري وي باز هم ناشي از كار محسوب مي‌شود و در حقيقت منظور از واژه  مسووليت، مسووليت كارفرما در قبال كارگر است. اغلب بيماري‌هاي شغلي، علائم بيماري‌زا را به راحتي و به موقع نشان نمي‌دهند و كارگر به ظاهر سالم ممكن است تا مدت‌ها از بيماري‌ خود غافل باشد. بنابراين بيماريابي كه امري مهم در دنياي كار و بهداشت كارگري مي‌باشد عبارت است از معاينات دوره‌اي كارگران سالم يا به ظاهر سالم كه اصولاً اين معاينات مي‌بايست بسته به نوع كار و خطرات موجود بيماري‌زا در دوره‌هاي زماني مناسب و متوالي انجام پذيرند.
دلايل تاكيد بر شناسايي بيماري‌هاي ناشي از كار عبارتند از:
الف) اطلاع يافتن از بيماري‌ زائي محيط و شغل و اقدام به  سالم‌سازي آن  به منظور پيشگيري از بيمار شدن ساير كارگران.
ب) استفاده كارگران از مزاياي بيمه‌اي اين نوع بيماري.
عوامل بيماري‌زاي محيط كار به گروه‌هاي ذيل دسته‌بندي مي‌شوند:




هرگاه يك يا چند مورد از عوامل زيان‌آور فوق از حدود تحمل فيزيولوژي بدن انسان تجاوز نمايند عوارض و آسيب‌هايي را ايجاد خواهد نمود. از طرفي نداشتن علائم ظاهري زودهنگام بيماري‌ناشي از كار و غيرقابل درمان بود اكثر آنها پس از بروز كامل بيماري، دو ويژگي است كه بر اهميت تلاش جهت شناسايي، اندازه‌گيري، ارزشيابي و كنترل عوامل زيان‌آور و بيماري‌زاي محيط كار به منظور پيشگيري از بروز هرگونه بيماري شغلي مي‌افزايد كه اين كوشش و فعاليت به عهده متخصصين طب كار و بهداشت شغلي است. با توجه به گستردگي اين عمليات و پيچيدگي فعاليت‌ها استقرار سيستم مديريتي ايمني و بهداشت شغلي 18000 OHSAS  مي‌تواند يك الگوي سيستماتيك مناسب در جهت پيشبرد اهداف فوق باشد
2-1800 OHSAS كه راهنمايي جهت پياده شدن يك سيستم مديريتي ايمني و بهداشت حرفه‌اي مي‌باشد. 1- عوامل فيزيكي زيان‌آورمحيط كار (شامل صدا، ارتعاش، گرما، سرما، روشنايي، فشار، پرتوها و...) 2- عوامل شيميايي زيان‌آور محيط كار (شامل مواد شيميايي سمي، خطرناك، زيان‌آور محيط كار) 3- عوامل بيولوژيكي زيان‌آور محيط كار (انواع ويروس‌ها، باكتري‌ها، قارچ‌ها، انگل‌ها و...) 4- عوامل زيان‌آور ارگونوميكي محيط كار شامل وضعيت‌هاي نامطلوب بدن و اعضاي  بدن در هنگام كار و اعمال فشار بيش از حد  به اندام‌ها و اعضا كه سبب عدم تناسب جسماني رواني انسان با كار مي‌شود. .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 14 آبان1389ساعت 22:11  توسط مصطفی حسین نژادی  | 

کار تیمی(team work)

كشور ما ايران يكي از كشورهايي است كه داراي سابقه و فرهنگ كار تيمي است. در ساختار اجتماعي سنتي ما بويژه در جماعتهاي روستايي و عشايري كه قرنها ستونهاي بناي اجتماعي بوده‌اند، بسياري از كارها به شكل تيمي و با همكاري انجام شده است. اما فرهنگ و نگرش كار تيمي تا حدي كه پاسخگوي نيازهاي كنوني باشد قوام نيافته است

كتاب 17 اصل كار تيمي، به سه مقدمه و 17 فصل، در 224 صفحه ترجمه و منتشر شده است. جان ماكسول نويسنده كتاب پرآوازه صفتهاي بايسته يك رهبر در كتاب 17 اصل كار تيمي رمز و راز اين كار را با خوانندگان در ميان مي‌گذارد و تاكيد دارد كه در يك سازمان اهميت تشكيل تيم از توليد محصول كمتر نيست.

كشور ما ايران يكي از كشورهايي است كه داراي سابقه و فرهنگ كار تيمي است. در ساختار اجتماعي سنتي ما بويژه در جماعتهاي روستايي و عشايري كه قرنها ستونهاي بناي اجتماعي بوده‌اند، بسياري از كارها به شكل تيمي و با همكاري انجام شده است. اما فرهنگ و نگرش كار تيمي تا حدي كه پاسخگوي نيازهاي كنوني باشد قوام نيافته است


اين كتاب با برخورداري از بينش و راه و رسم كار تيمي در جامعه صنعتي - جامعه‌اي كه دست كم از نظر سازماندهي نظام توليد به سوي آن حركت مي‌كنيم - به ما كمك مي‌كند.

به نظر نويسنده همين كه الگوي رفتار خود را بر پايه انتظار خويش از رفتار اعضاي تيم بنا نهاديد، و 17


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 14 خرداد1389ساعت 21:56  توسط مصطفی حسین نژادی  | 

زندگینامه و مصاحبه با مدیر نابغه آقای ماتسوشیتا وکارآفرین قرن آقای اوچی

کونوسوکی ماتسوشیتا

کونوسوکی ماتسوشیتا در سال 1894 میلادی در نزدیکی شهر اوزاکای ژاپن به دنیا آمد

او توانست شکل مدیریت و اقتصاد را در ژاپن تغییر دهد؛ تغییری که باعث شد اقتصاد ژاپن با همه جهان فرق داشته باشد.

در این روش مدیریتی با محور قراردادن نیروی انسانی و اعتقاد و ایمان به رضایت او به جای درآمد زیاد اولیه، مدیر می‌تواند به سرمایه زیاد و رضایت مشتری دست پیدا کند که  هدف هر مدیر موفقی است.

کونوسوکی ماتسوشیتا در سال 1894 میلادی در نزدیکی شهر اوزاکای ژاپن به دنیا آمد. پدرش کشاورز و مادرش خانه‌دار بود. او به‌رغم داشتن مشکلات خانوادگی بی‌شمار و بیماری طاقت‌فرسا در سال 1989در 94 سالگی درگذشت.

9 ساله بود که به‌ناچار زادگاه خود را ترک کرد و در کارگاه ساخت بخاری‌های زغالی و سپس مغازه دوچرخه‌فروشی به شاگردی پرداخت. در سال 1910 به عنوان سیم‌کش به استخدام شرکت برق شهر اوزاکا در آمد. اما تمایل ذاتی او به داشتن هیجان در کار، او را وا داشت تا پس از 7 سال کار، آنجا را رها كرده و با کمک همسر و برادر همسرش، يك کارگاه کوچک تولید لوازم برقی با 100 ین سرمایه تاسیس کند.

او در 20 سالگی ازدواج کرد و آن زمان تنها 4 کلاس درس خوانده بود. او ابتدا به تولید و عرضه ابداعات خود - یعنی سرپیچ لامپ دو شاخه تبديل و چراغ قوه دوچرخه با مارک ناسیونال- پرداخت. ثبت این نام تجاری در سال 1925 صورت گرفت.

یک سال پس از جنگ جهانی دوم در پاسخ به نقش تخریبی جنگ، مؤسسه PHP را با ریاست خود بنیان گذاشت. در سال1980 نیز با انگیزه تربیت رهبران برای حل مشکلات مردم ژاپن دانشکده حکومت و مدیریت ماتسوشیتا را تاسیس کرد.

در سال 1932 در سالگرد تاسیس شرکت، ضمن برشمردن ماموریت شرکت، یک برنامه بلندمدت 250 ساله - که شامل 10 برنامه 25ساله برای 10 نسل کاری بود - را اعلام داشت و ماموریت حقیقی شرکت ماتسوشیتا الکتریک را تولید بی‌انتهای کالا به فراوانی آب آشامیدنی و در اختیارگذاشتن آن برای مردم و به ارزانی آب آشامیدنی دانست. او معتقد بود از این طریق، فقر برچیده می‌شود.

در سال 1961 در 65سالگی از سمت ریاست شرکت کنار رفت و دامادش جای او را گرفت و او به عنوان رئیس هیأت‌مدیره به کار ادامه داد.

در سال‌های دهه60ميلادي - وقتی که سود سرشاری وارد شرکت وی می‌شد- او درخواست مهمی از کارمندان و مدیران‌اش کرد که مربوط به کیفیت کالاها می‌شد؛ او گفت: اگر ما نتوانیم محصول خوب تولید کنیم، مرتکب جرم عليه اجتماع شده‌ایم. ما منابع اولیه و مواد خام را از جامعه می‌گیریم و از نیروی انسانی بهره می‌بریم اما محصول خوب تولید نمی‌کنیم. این منابع بسیار نفیس و گرانبها هستند که مي‌توان در جاهای دیگر استفاده بهتري از آنها كرد. اگر بسیاری از مردم ژاپن (مثل ما) این کار را بکنند و منابع را به بهترین تبدیل نکنند، کشور به سرعت فقیر می‌شود.

ماتسوشيتا در سال 1973 بازنشستگی خود را از فعالیت‌های شرکت اعلام کرد و فعالیتش را در مؤسسه PHP- که با هدف آرامش و بهروزی جامعه بشریت برای دستیابی به رفاه مادی و سعادت معنوی تاسیس کرده بود- ادامه داد و وقتي در سال 1989 از دنیا رفت، به او لقب کارآفرین قرن داده بودند.

حالا شاگردان و جانشین‌های کونوسوکی ماتسوشیتا به گوشه و کنار دنیا سفر می‌کنند و پیام او را می‌برند؛ توجه به تمام ويژگي‌هاي یک انسان در زمان کار. پروفسور اگوجی هم که بعد از فوت ماتسوشیتا، مدیر شرکت PHP - که او تاسیس کرده بود- شد، این پیام را به ایران آورد.

پروفسور اگوچی  (katsuhiko eguchi)  در جلسه‌ای که در مؤسسه همشهری برگزار شد، گفت: نوع مدیریتی که ماتسوشیتا در این مؤسسه بر آن تاکید داشته، مدیریتی است که برای بالابردن پول و سرمایه نیست و بر اساس پول‌محوری کار نمی‌کند بلکه اصول تجارت بر مبنای کار انسانی و اصولی را به کار می‌بندد؛ کاری که فرد به آن عقیده داشته باشد و هدف خاصی را دنبال کند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 2 خرداد1389ساعت 12:3  توسط مصطفی حسین نژادی  | 

قوانین کار در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

تعاریف کلی و اصولی

ماده‌ 1ـ كليه‌ كارفرمايان‌، كارگران‌، كارگاهها، موسسات‌ توليدي‌، صنعتي‌، خدماتي‌ و كشاورزي‌ مكلف‌ به‌ تبعيت‌ از اين‌ قانون‌ مي‌باشند.

ماده‌ 2ـ كارگر از لحاظ‌ اين‌ قانون‌ كسي‌ است‌ كه‌ به‌ هر عنوان‌ در مقابل‌ دريافت‌ حق‌السعي‌ اعم‌ از مزد، حقوق، سهم‌ سود و ساير مزايا به‌ درخواست‌ كارفرما كار مي‌كند.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 8 اسفند1388ساعت 23:30  توسط مصطفی حسین نژادی  | 

مفهوم فرانشيز

مفهوم فرانشيز


تعريف لغوي فرانشيز: فرانشيز نوعي از كسب و كار است كه بر اساس آن به يك شركت اختيارداده مي شود كه توليدات و يا محصولات شركت ديگر را را بفروشد و در قبال آن مبلغي دريافت كند كه به اين مبلغ ، مبلغ فرانشيز مي گويند.

مفهوم عملي فرانشيز: فرانشيز يك شبكه ارتباطي بين كسب و كارهاي مستقل كوچك مي باشد كه به هر يك از اين كسب و كار هاي كوچك اجازه مي دهد كه تحت يك نام تجاري مشترك و يك هويت فعاليت كنند و همگي از يك متد موفق (كه قبلا آزمايش شده) و بازاريابي مشترك استفاده كنند. در عمل فرانشيز دقيقا يك استراتژي كسب و كار است براي جذب و نگهداري مشتري، نه بيشتر نه كمتر! يك سيستم بازاريابي است كه هدف آن ايجاد يك تصوير درباره محصولات و يا خدمات يك شركت در ذهن مشتري مي باشد، در حقيقت يك روش است براي تعريف محصولات و يا خدمات به طوري كه نياز هاي مشتري را ارضا كند.

از اين پس كسب و كارهاي كوچكي كه تحت شبكه ارتباطي فرانشيز با يكديگر و مشتركا به فعاليت خواهند پرداخت را "كسب و كارهاي تحت پوشش" مي ناميم و شركتي را كه وظيفه آن برقراري اين شبكه و ارائه متد هاي موفق از قبل آزمايش شده به كسب و كار هاي تحت پوشش مي باشد، "هماهنگ كننده" مي ناميم.

مزاياي فرانشيز:

1-امنيت: براي كسب و كارهاي تحت پوشش، فرانشيز نوعي كاهش ريسك و امنيت را به همراه دارد.شما آزادي اي را كه به عنوان صاحب يك كسب و كار مستقل داريد، كنار مي گذاريد تا تبديل به يك جزء از يك گروه شويد كه به همراه يكديگر يك كسب و كار را پيش مي بريد، و ديگر نيازي نيست كه خودتان نگران روش هاي موثر براي كسب و كار خود باشيد چرا كه يك سيستم از قبل مطالعه شده و آزمايش شده از سوي هماهنگ كننده در اختيار شما قرار خواهد گرفت.

2-سيستم اثبات شده: مواردي كه يك هماهنگ كننده براي انجام كسب و كار تعيين مي كند: يك روش (سيستم عامل) براي انجام كسب و كار، يك نام تجاري كه در نظر مشتري ارزش داشته باشد و يك پشتيباني اوليه و پشتيباني مستمر ميباشد كه در نتيجه ديگر نيازي نيست كه شما چرخ را مجددا اختراع كنيد تا بتوانيد از آن استفاده كنيد . بلكه از نتايج تحقيقات از قبل انجام شده ي هماهنگ كننده استفاده خواهيد كرد.

3-نتايج قابل پيش بيني: يك سيستم فرانشيز الف)قدرت خريد گروهي براي از بين بردن هرينه هاي عملياتي ب) پيشرفت سريع تر به علت برنامه ي بازاريابي از پيش آزمايش شده پ)نتايج قابل پيش بيني (وابسته به اينكه تا چه حد پاي بند سيستم عامل بوده ايد) را مژده مي دهد.

4-بازار يابي: وقتي كسب و كار شما از حالت مستقل خارج شد و به صورت جزئي از مجموعه بزرگتري در آمد هزينه هاي بازاريابي ميان كسب و كارهاي تحت پوشش تقسيم خواهد شد و همين تعدد شعبات خود نوعي بازاريابي بوده و در نتيجه كسب و كار شما در ذهن مشتري جاي خود را باز خواهد كرد.

 

+ نوشته شده در  شنبه 8 اسفند1388ساعت 23:6  توسط مصطفی حسین نژادی  | 

مدیریت ریسک در حوزه عملیات مالی

مدیریت ریسک در حوزه عملیات مالی

اگرچه ریسک در عملیات اعتباری بانک‌ها و موسسات مالی و تا حدودی ریسک بازار، ناشی از نوسان قیمت دارایی‌هاست، و قیمت کالاها و خدمات در حوزه عملیات بانکی و مالی از دیر باز شناخته شده اما ریسک به مفهوم امروزی به گونه‌ای که تقریبا حوزه وسیعی از عملیات مالی موسسات را پوشش دهد، پدیده‌ای جدید و مربوط به دو دهه اخیر است. شاید بتوان سقوط نظام برتون وودز و انتقال نظام پولی جهان از برابری‌های ثابت به برابری‌های شناور در سال 1974 را نقطه عطفی در زمینه ورود ریسک به حوزه تجارت و مبادلات مالی خارجی کشورها تلقی كرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 21 آذر1388ساعت 2:9  توسط مصطفی حسین نژادی  | 

مهندسی ارزش

معرفی مهندسی ارزش

مهندسی ارزش(Value Engineering)، تلاشی است سازمان یافته كه با هدف بررسی و تحلیل تمام فعالیتهای یك طرح، )از زمان شكل‌گیری تفكر اولیه تا مرحله طراحی و اجرا و سپس راه اندازی و بهره برداری( انجام می شود و به عنوان یكی از كارآمدترین و مهم ترین روشهای اقتصادی در عرصه فعالیتهای مهندسی، شناخته شده است.
مهندسی ارزش در چهارچوب مدیریت پروژه، ضمن اینكه به تمام اجزای طرح توجه می كند، هیچ بخشی از كار را قطعی و مسلم نمی داند. هدف مهندسی ارزش، زمان كمتر برای رسیدن به مرحله بهره برداری بدون افزودن بر هزینه ها یا كاستن از كیفیت كار است.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 مهر1388ساعت 22:50  توسط مصطفی حسین نژادی  | 

(ERP برنامه ریزی منابع سازمانی) چیست ؟

کلمه ERP در اصل مخفف واژگان Enterprise Resource Planning یا سامانه تخصیص منابع سازمان است که طیف وسیعی از فعالیتهای مختلفی را که به بهبود عملکرد سازمان منتهی می شود در بر دارد. ERP توسط برنامه های کاربردی که شامل چندین زیربرنامه کاربردی دیگر است پشتیبانی می شود بطوریکه فعالیتها را در گستره واحدهای عملیاتی سازمان یکپارچه می سازد. این فعالیتها می تواند بازه وسیعی از مدیریت تولید، خرید قطعات، کنترل موجودی انبار، ارسال مواد به واحدهای تولیدی تا ردگیری سفارشات را شامل شود. ERP همچنین می تواند زیر برنامه های کاربردی در زمینه مدیریت مالی و مدیریت منابع انسانی سازمان را هم در بر داشته باشد.
تعریف ERP سیستمی است که دارای اهداف، اجزا و محدوده مشخص و معینی است. در ادامه ERP را بر حسب هر یک از این جنبه ها تعریف می کنیم. هدف ERP – هدف از یک سیستم ERP بهبود و تسریع فرایندهای داخلی کسب و کار سازمان است که برای رسیدن به این منظور عموماً به مهندسی مجدد فرایندهای سازمان نیاز است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 4 مرداد1388ساعت 23:43  توسط مصطفی حسین نژادی  | 

اجتناب از ده اشتباه در تجارت تلفنی

جملات را بسیار شنیده ایم: "نمی دانم در تماسهای تلفنی تجاری چه باید گفت و چگونه باید مشتری را جذب کرد." یا "در این هفته نتوانسته ام هیچ مشتری جدیدی بیابم."
آیا تا کنون برای شما پیش آمده است که از ناکامی های متعدد خسته شوید و فروش شما از طریق مکالمات تلفنی متوقف شود؟
هر یک اشتباهات زیر می تواند جذابیت فروش را از تجارت شما گرفته و آن را متوقف کند.

1- تحمیل اجناس و خدمات به مشتری
اکثر ما از افرادی که همواره از خود تعریف می کنند و می خواهند خود را در نظر دیگران بلند مرتبه نشان دهند، خوشمان نمی آید. این امر در تجارت نیز صادق است. آیا شما دائما درباره محصولات و خدمات خود و مزایای آنها صحبت می کنید؟ این کار مشتریان را به عقب می راند. فقط درباره مواردی صحبت کنید که مورد توجه مشتریان است و پیشنهاداتی در مورد تقاضاهای آنها ارائه دهید. به این ترتیب آنها مشتری دائمی شما خواهند شد و به افزایش فروش و درآمد شما کمک خواهند کرد.

2- نداشتن تبلیغات کافی برای معرفی شما به مشتری
موفقیت در تجارت تلفنی هنگامی محقق می شود که یک تماس تلفنی با شما انجام گیرد، تا بتوانید نیاز مشتری را به سرعت دریافت کنید و راه حلهای پیشنهادی خود را به او تفهیم کنید. اگر مشتریان متوجه شوند که شما چه کمکهایی می توانید به آنها بکنید حتما دومرتبه با شما تماس خواهند گرفت و برای شما تبلیغ خواهند کرد.
پیامهای تجاری و تبلیغات مختلف آن لاین یا آف لاین می تواند توجه تعداد زیادی از مشتریان را به سوی شما جلب کند و به این ترتیب شما تماسهای بسیاری دریافت خواهید کرد.

3- جوابگویی به اکثر درخواستها توسط پست الکترونیک یا نامه
اگر جواب کتبی برای مشتریان ارسال کنید معمولا موفق به فروش نخواهید شد. تلفن را بردارید و از سوالات آنها برای شروع مکالمه استفاده کنید. با طرح چند سوال کلیدی دیگر می توانید از تمام نیازهای آنها مطلع شوید و راه حلهای خود را به آنها بفروشید.

4- زود اعلام کردن مبلغ خدمات و کالاها
یکی از اولین سوالاتی که مشتریان در تماسهای خود مطرح می کنند، درباره قیمت کالا یا خدمات است. اگر به این سوال به سرعت جواب دهید، احتمال این می رود که مکالمه پایان یابد و شما فروش را از دست بدهید. مبلغ به تنهایی بی معنی است. ابتدا سعی کنید دقیقا بفهمید که آنها چه می خواهند و سپس بحث قیمت را در قالب به راه حلها و مزایایی که برای آنها قائل می شوید، مطرح کنید.

5- صرف وقت برای اشخاصی که از شما خرید نخواهند کرد
اگرچه شما سیستم تبلیغات مناسب و دقیقی برای اطلاع رسانی به مشتریان داشته باشید، باز هم پیش خواهد آمد که افرادی با شما تماس بگیرند که توانایی خرید محصولات شما را نداشته باشند یا خدمات شما به کار آنها نیاید. این مکالمات وقت مفید شما را تلف خواهند کرد.
شما باید در 3 دقیقه اول مکالمه با کمک سوالات خود و جوابهای ایشان، این موضوع را ارزیابی کنید که آیا این شخص قابلیت تبدیل شدن به مشتری را دارد یا خیر؟ در صورت منفی بودن، از او به خاطر تماس گرفتن با شما تشکر کنید و به سراغ تلفنهای بعدی بروید.

6- مکالمات طولانی
مسلما شما از تمام ویژگیهای محصولات خود آگاهید و می توانید ساعتها یا شاید روزها درباره عملیات، ویژگیها و مزایای آنها صحبت کنید. اما هرگز در یک مکالمه تلفنی زیاد صحبت نکنید زیرا به ایت ترتیب مشتری اصلا به حرفهای شما توجه نخواهد کرد. از زمان مکالمه حداکثر استفاده را ببرید تا نیازهای او را بفهمید. بیشتر سوال کنید و اجازه بدهید تا او صحبت کند و شما اطلاع مورد نیاز خود را جمع آوری کنید.

7- روشن نکردن امتیازات محصول در مقوله مورد نظر مشتری
شما از مزایای محصولات خود اطلاع کامل دارید اما باید سعی کنید که از نقطه نظر مشتری به محصول نگاه کنید و مزایایی که در محدوده دید آنهاست را یادآوری کنید. پس ابتدا سعی کنید بهمید که مشتری دنبال چیست و چه چیزی برایش اهمیت بیشتری دارد.

8- نرسیدن به جواب مثبت
شما باید در طول مکالمه سوالاتی از مشتری بپرسید که جواب آنها مثبت باشد.
در مورد نیازهای آنها دومرتبه سوال کنید و از او تایید بگیرید. راه حلهای خود را دوباره مطرح کنید و از آنها بخواهید که مناسب بودن آنها را تایید کنند.
با این کار هنگامی که از آنها سوال می کنید که آیا مایلند از سرویسهای شما استفاده کنند؛ شانس زیادی برای دریافت جواب مثبت خواهید داشت.

9- عدم ارائه پیشنهاد خرید به مشتری
اگر مایلید که مردم محصولات شما را بخرند و از سرویسهای شما استفاده کنند، باید از آنها بخواهید. این موضوع بسیار واضح است اما اکثر مردم منتظر مشتری هستند تا سراغ آنها بیاید و تقاضای خرید کند.
وقتی آنها با شما تماس می گیرند احتمالا قصد خرید دارند پس شما نیز با اعتماد به نفس خود به آنها کمک کنید که برتری محصول شما را ببینند و برای خرید ترغیبشان کنید.

10- فراموش کردن پی گیری بعد از فروش
وقتی تلاشهای شما به فروش منتهی شد، تصور نکنید که کار تمام شده است. به اولین فروش به عنوان دریچه ای برای ایجاد روابط پایدار با مشتریان و فروشهای آینده بنگرید.
هنگامی که شخصی از شما خرید می کند، به شما و محصول و خدمات شما اعتماد کرده است. از این موقعیت استفاده کنید و توسط تلفن از کیفیت کارایی و رضایت آنها از محصول اطمینان حاصل کنید. به این ترتیب شانس آن وجود دارد که نیازهای دیگری را شناسایی کنید و محصولات دیگری را به آنها پیشنهاد دهید.

نباید از تجارت تلفنی بگریزید. سعی کنید مکالمه ای کاملا ساختار یافته داشته باشید. به این ترتیب فروش تلفنی جذاب خواهد بود و باعث پیشبرد اهداف و تجارت شما خواهد شد.


+ نوشته شده در  سه شنبه 6 اسفند1387ساعت 16:58  توسط مصطفی حسین نژادی  | 

ده اشتباه فاحش در بازاریابی

در شرايط تجاري كنوني ، بازاريابي امری کاملا ضروري مي باشد . هرچند در صورتيكه روش مناسبی برای بازاریابی انتخاب نکنید به جاي مثمر ثمر بودن ميتواند زيانبار باشد.با با دوری کردن از اين اشتباهات رايج و معمول ، از دام هاي بزرگ بازاريابي دوري گزينيد .

1. نه هدفي ، نه توقع و انتظاري ؛ بسياري از شركت ها در واقع نمي دانند كه از بازاريابي چه مي خواهند يا انتظارشان از تلاش هاي شبانه روزي چه مي باشد . ابتدا اهدافتان را مشخص و تنظيم نماييد . دوم ، بپذيريد كه بازاريابي يك مرحله است . سوم ، همواره از اينكه مراحل با اهدافتان متناسب مي باشند ، اطمينان حاصل نماييد.

2. عدم خريد(buy in ) ؛ مجريان ، مديران و كارمنداني كه بازاريابي را باور ندارند ، به طور جدي مي توانند زيان آور باشند و تمامي مراحل را تحت الشعاع قرار دهند . خريد (‌buy in ‌) را با روشن ساختن اهداف و مراحل عمليات بازاريابيتان بدست آوريد.

3. ترس ؛ شركت ها در برخورد با بازاريابي غالباً دچار ترسي مبهم و نامحسوس مي گردند . آنها از نه خود بازاريابي، بلكه از عدم موفقيتشان در بازاريابي (كه حتي آنان را از آغاز و ادامه كار باز مي دارد) ، واهمه دارند . هنگامي كه عمليات بازاريابيتان را راه اندازي مي نماييد از اينكه بارها و بارها زمين خورده و موفق نگرديد، ترسي نداشته باشيد.

4. عدم آموزش ؛ اگر به كارمندانتان در خصوص بازاريابي آموزش ندهيد ، آنها همچنان بدگمان خواهند بود و اين مسأله مي تواند منجر به تحليل كل مراحل بازاريابي گردد.

5. هدر رفتن سرمايه ؛ اجراي عمليات50 دلاري كه از اجزاي خوبي برخوردار مي باشد مي تواند راه گشاتر از عمليات 50000 دلاري باشد كه به صورت ضعيفي طراحي شده است . بسياري از تكنيك هاي بازاريابي ” سنتي“ ، مانند تبليغات ، نمي توانند نتايج كافي ارائه دهند تا اينكه هزينه ها را ارزيابي نماييم .حداقل دو بار در سال به ارزيابي سرمايه بازاريابيتان بپردازيد.

6. اتلاف وقت ؛ خود را ملزم به اين نكنيد كه هر هفته به گروه هاي شبكه اي برويد؛ اگر هيچگونه تجارتي در آن نمي بينيد . تمام زمان بازاريابيتان را صرف اثبات ارزشمندي آن كنيد ، ترديدي در كنار گذاشتن قسمتهايي كه عمل نمي كند به خود راه ندهيد.

7. عدم ارتباط ؛ اگر در باره برگزاري يك سمينار مهم به كارمندانتان اطلاعاتي نداده ايد ، آن را برگزار نكنيد . در تمامي مسائل و جرئيات بازاريابي ، سياست آزادي بيان را به كار گيريد.

8. عدم مسووليت پذيري ؛ اين مسأله ميتواند بدترين بزرگ ترين اشتباهي باشد كه يك شركت مي تواند انجام دهد. داشتن اهداف واقع بينانه و عملكرد سريع براي كساني كه در كار بازاريابي هستند ، ضروري مي باشد . در غير اين صورت شما به مرگ ” آري “ گفته ايد و هيچ چيز را عملي نساخته ايد.

9. عدم پرداخت پاداش ؛ عدم شناسايي و ارج نهادن به مهارت ها و تخصص هاي بازاريابي كارمندانتان سبب مي شود محرك هايي كه مي بايست به كار گرفته شوند دچار لغزش گردند و نتيجه اي معكوس داشته باشند . راه هاي موفقيت در بازاريابي را كه پايه هايي ثابت و استوار دارند ، بشناسيد.

10. عدم وجود دست نوشته ؛ گفته اند : « هنگامي كه کاری نوشته شود، انجام مي پذيرد». هميشه اهداف و طرح هايتان رابنويسيد و اين احتمال را بدهيد كه هنگام نوشتن ، ديد و نقطه نظر شما به طور قابل توجهي افزايش خواهد يافت.

اينها اشتباهات متداولي هستند كه بسياري از تجارت ها با آن مواجه مي گردند . با عدم تكرار اشتباهات بازاريابي رقباي خود ، از آنان پيشي گيريد.

M.E.Callan نویسنده
+ نوشته شده در  سه شنبه 6 اسفند1387ساعت 16:51  توسط مصطفی حسین نژادی  | 

روش هایی برای حفظ سلامت تجارت

تجارت شما نیز برای حفظ سلامت خود به برنامه دقیق و فشرده ای نیازمند است. برای جذب مشتریان جدید یا حفظ مشتریان فعلی باید:
- اهداف خود را معین کنید.
- نیازهای مشتریان را بشناسید.
- با تمام توان، توجه آن ها را به خود جلب کنید.
- آنها را ترغیب( یا حتی وادار) کنید تا با شما تماس بگیرند.
- تبلیغات وسیعی انجام دهید.
- اعتماد مشتریان را جلب کنید.
- راه حلهای مناسبی برای حل مشکلات آنان ارائه دهید.
- وضعیت مشتریان خود را دائما" بررسی کنید.
- ارزش های خود را به روشنی بیان کنید.
- واز همه مهمتر با مشتریان خود همیشه در تماس باشید.

این روش ها ده پله از پلکان موفقیت برای تجارت شما محسوب می شود که باید به ترتیب خاصی، دائما" انجام گیرند.
یکی از رایج ترین اشتباهات، تمرکز روی یک یا دو نکته از روش های بالا و انتظار نتیجه مطلوب می باشد.
برای مثال همه ما اشخاصی را مشاهده کرده ایم که تبلیغات فراوانی انجام می دهند اما نتیجه خوبی نمی گیرند. علت آن است که در اکثر تبلیغات روی توانایی های سرویس دهنده تأکید می شود و نه نیازهای مشتری.
سایت هایی وجود دارند که با استفاده از قدرت موتورهای جستجو، لینک ها و... بازدیدکنندگان زیادی را به خود جذب می کنند، اما کمتر از 1000/1 مراجعین با آنها تماس می گیرند. این سایت ها توان تبدیل بازدیدکننده به مشتری را ندارند.

برای جذب جریان دائمی مشتریان به سمت خود از روش های زیر برای حفظ سلامت تجارت خود استفاده کنید:

1- مشخص کردن اهداف
اهداف تجارت خود را مرتبا مرور کنید. میزان مفید بودن هر یک از آن ها را بررسی کنید و روش های مناسب برای جذب و حفظ مشتری را تشخیص دهید.

2- تمرکز روی نیازهای مشتری
تبلیغات، سخنرانی ها و برنامه کاری خود را بر اساس نیازهای مشتری تنظیم کنید.

3- جلب توجه
برای اینکه افراد با شما تماس بگیرند، ابتدا باید شما را بشناسند و از بین دیگر سرویس دهنده ها انتخاب کنند.

4- وادار کردن مشتری به خرید
برای گرفتن اطلاعات تماس مشتریان و فروش کالاها و خدمات به آن ها باید به نوعی آنان را مجبور به تصمیم گیری کرد. از لیست کالاها و خدمات و پیشنهادات خاص استفاده کنید و مشتری را وادار کنید که با شما تماس بگیرد یا به شما مراجعه کند.

5- تبلیغات وسیع
هر چه تبلیغات موثر بیشتری داشته باشید افراد بیشتری به شما مراجعه خواهند کرد.از روشهای تبلیغاتی متنوع و هدفمندی استفاده کنید.

6- جلب اعتماد
قبل از فروش لازم است خود را به روشنی به مشتری معرفی کنید و اعتماد او را به خود جلب کنید.

7- پی گیری کار مشتریان
به محض این که مشتری با شما ارتباط برقرار کرد، نامه ای در پاسخ برای او ارسال کنید و در 24 ساعت آینده حتما با او تماس تلفنی داشته باشید. قبل از این که مشتری سرد شود، فروش خود را تضمین کنید.

8- ارائه راه حلهای مناسب
مطمئن شوید که راه حل های شما مشکلات مشتریان را رفع خواهد کرد.

9- بیان ارزش ها
پیش از خرید، مشتری باید به منافع و مزایای سرویس های شما پی ببرد.

10- تماس با مشتری
همواره ارتباط خود را با مشتریان حفظ کنید. اجازه ندهید که مشتری در روزی که قصد خرید دارد، شما را فراموش کند.

اگر ساعات نرمش روزانه خود را افزایش دهید و رژیم غذایی مناسبی را رعایت کنید در عرض چند هفته تغییراتی را در خود احساس خواهید کرد و سالم تر و قوی تر خواهید شد.
در دنیای تجارت نیز همین امر صادق است. اگر چندین هفته روی راه کار های گفته شده کار کنید، نتیجه خوبی خواهید گرفت و شاهد تماس های بیشتری از جانب مشتریان و افزایش در آمد خواهید بود.
همه ما باید در زندگی خود از روش جک لالن به بهترین نحو استفاده کنیم. برای این کار فقط به مدیریت مناسب و دانش کافی احتیاج است. به این ترتیب سلامت تجارت خود را تضمین خواهید کرد.
 


 

یازدهمین فرمان: هیچ وقت هرزنامه نفرست!

 
 

در تاریخ 12 آوریل سال 1994، دو وكیل مهاجرت اهل آریزونا فعالیت تازه ای را برای كسب درآمد بیشتر آغاز كردند. آنها در اقدامی بی‌‌‌سابقه، هزاران بسته‌ پستی را با عنوان ”لاتاری گرین كارت“ به هزاران شبكه خبری فرستادند.
لارنس سنتر و مارتا سیگل ـ زوج همكارـ به علت تشكیل گروه های ”بحث‌های خلاف عرف“ در شبكه‌ی اینترنتی، تحت تعقیب قرار گرفتند.
... و به این ترتیب هرزنامه متولد شد.

تولید هرزنامه به راحتی آب خوردن است. عموما، به ایمیل های تجاری که بدون درخواست از جانب مشتری، وبدون تماس قبلی از جانب بازاریاب فرستاده می شوند، هرزنامه می گویند.بازیاد شدن ایمیل های پوچ و بی معنی، ناراحتی و عصبانیت ازدریافت آنهااوج گرفته است. فرانك كاتالانو، یكی از نویسند گان كتاب” بازار یابی اینترنتی برای همه“ می‌گوید:
”هرزنامه ها جلوی چشم افراد هستند. اگرمشتری حس كند كه قبلا با او تماس حاصل نشده؛ حتی اگر محصول ارائه شده جالب وجذاب باشد، در یك چشم به هم زدن شما به یكی از كپی كنندگان غیر قانونیDVD، تبدیل می شوید.آبروی شركت شما به فعالیت های شما بستگی دارد. اكنون بیشتر مصرف كنندگان و شركت‌ها از شیوه های مختلفی برای جلوگیری از ورود هرزنامه ها‌(مانند نرم افزارهای فیلترگذاری) به mail box خود استفاده می كنند.در برخی ایالات آمریكا قوانین ضد هرزنامه نگاری تدوین شده است. همه روزه عده‌ی زیادی از جانب این ایمیل ها تهدید می شوند.
بیایید کمی بی پرده حرف بزنیم؛ اگربازاریابی الكترونیكی به وجود نیامده بود، دیگر هیچ شكایتی از هرزنامه وجود نداشت.در یك تحقیق در سال 2002 بین 302 بازاریاب این نتایج حاصل شده است:
32% پاسخ دهندگان از پست الکترونیکی به عنوان موثر‌ ترین ابزار بازاریابی یاد كردند.
به طور متوسط از هر 10نفر حدود 8 نفر(82%) پست الکترونیکی را جزء سه وسیله مهم بازاریابی معرفی كردند و تقریبا 48% پست الکترونیکی را عاملی بسیار مهم در زندگی روزمره خود عنوان كردند.
مطابق بررسی GardnerG2 برابر3/1 میلیارد دلار بودجه اختصاص یافته به بازاریابی الكترونیكی ، در سال 2002 بوده است.
اكنون زمان آن فرارسیده كه آ گاهانه در باره‌ ایمیل های تبلیغاتی خود تصمیم بگیرید. نه یك بار بلكه هیچ گاه ، هرزنامه نفرستید زیرا با این كار، ریسك فراری دادن مشتریان خود را به جان می خرید.
به لیست های كم هزینه شخص ثالث تكیه نكنید. پل سلتف، رئیس هیات اجرایی موسسه‌ی SendTec، در این باره می گوید:
” با وجود لیست های فراوان ایمیل های پرهزینه ومشكوك، افرادی كه به بازاریابی مستقیم اشتغال دارند؛ باید ازموفقیت درخواست های شان، اطمینان حاصل كنند“.
به خاطر بسپارید، حتی با یك بار فرستادن هرزنامه، اعتماد مشتری را از دست داده، نام خوب شركت را به خطرمی اندازید.
فعالیت های شما علیه هرزنامه ها:
به راستی در این مورد، چه اقدامی موثر است؟


واین هم چند رهنمود مفید در مورد بازاریابی الكترونیكی:

برای خود لیستی از مشترکین ایجاد کنید
با ایجاد پایگاه داده های مخصوص شركت، اطمینان حاصل می كنید كه تمام افراد موجود درلیست، مشتاق دریافت ایمیل های شركت هستند. فیلیپا گامس، یك مشاور برنامه ریزی در اموربازاریابی الكترونیكی،می گوید:
”بهترین دست آورد شما، داشتن مشتریان فعلی و همین طور افرادی است كه به تازگی به لیست شما پیوسته اند“ .
با تكیه بر یك لیست درون سازمانی، می توانید مشتریانی هدفمند پیدا كنید.به این ترتیب به معنای واقعی كلمه ی ”بازاریابی“ دست یافته اید.

ارائه اطلاعات ارزشمند
با عرضه محصولات و اطلاعاتی با ارزش، در ازای وقتی كه مشتری صرف بازدید از سایت شما می كند؛می توانید مخاطبینی مشتاق،داشته باشید. این محصولات می توانند نمونه های مجانی، تولیدات جدید یا تخفیف در خرید محصولات و خدمات شما باشد.
همچنین ارائه اخبار صحیح،ارائه گزارش هایی از فعالیت هایتان،تحقیقات بازاریابی در این زمینه مفید واقع می شود.
توجه داشته باشید كه هنوز هم داشتن محتوای غنی، عاملی اساسی در رسیدن به موفقیت است.

برای پیشرفت، تلاش كنید
اطلاعات زیادی درباره اهداف خودجمع آوری كنید. والت بویس، مشاور تولید در حوزه سیاتل،می گوید:
” برای كشف سلیقه مشتری، باید همه چیز را با دقت بررسی كنید. گاه می توانید، باخرید لیست برخی مؤسسات صنعتی، روند امور را دور بزنید. این مؤسسات در تنظیم لیست‌های خود بسیار دقت می‌كنندزیرا باید، پاسخگوی اعضا باشند.“ حتی می توانید برای پیدا كردن لیست عضویت گروه های تجاری وسازمان هایی كه به فعالیت شما علاقمند هستند؛ به كتابخانه ها هم سر بزنید. تهیه لیست عضویت از جانب مراكز شغلی متفاوت اما هم فكر، ایده جالبی است.

اقدام از طریق تلفن
در خواست های خود را كور كورانه وبی هدف نفرستید. بوییس می گوید:” بهتر است قبل از فرستادن نامه الکترونیکی،از طریق تلفن مشتری خود را مطلع كرده سپس یك نامه الکترونیکی دعوت به بازدید از وب سایت، بفرستید.“

ایمیل خود را شخصی كنید
مارك دینگل، مدیر عامل شركت xtenit یك شركت ارتباطات الكترونیكی درنیویورك، در این باره می گوید:
” در صورت اشتباه،بی تردید مشتریان خود را از دست می دهید!“.
به دنبال ابزار هایی برای شخصی كردن ایمیل خود باشید. به این ترتیب در هر پیغام الكترونیكی علایق و عادت‌های اشخاص یا گروه‌های مشخصی را در نظر می‌گیرید.بادر خواست‌های هدفمند، پاسخ‌های مثبت افراد، دو برابر می‌شود.

برای ایمیل خود موضوع در نظر بگیرید
در خط موضوع ایمیل، یك جمله‌ی رفع كننده‌ی نیاز مشتری یا جمله‌ای مورد علاقه‌ی او در نظر بگیرید. لازم نیست از جملات خیلی صمیمانه استفاده كنید. از علامت تعجب(!!!) در خط موضوع استفاده نكنید. نرم افزار فیلترینگ، ایمیل شما را مسدود و مشتریان آن را هرز نامه تصور می‌كنند.

تعداد ایمیل‌ها را به درستی تعیین كنید
با فرستادن پیغام‌های الكترونیكی بیش از اندازه، مشتریان را كلافه می‌كنید. همین‌طور، درخواست‌های كم، خطر فراموش شدن را به دنبال دارند. تعداد این پیام‌ها به نوع شغل شما بستگی دارد. مثلا مراكز فروش خدمات آموزشی هر سه ماه یك‌بار و برخی مشاغل دیگر، هر هفته یك‌بار، خبرنامه منتشر می‌كنند.

Html نفرستید
این مساله باعث كند شدن روند دریافت پیام شده، حتی اشكالاتی هم ایجاد می‌كند. به جای این كار می‌توانید در وب سایت شركت از Html استفاده كرده، و لینك‌ها و پرسش‌نامه‌ها را برای مشتریان بفرستید. حتی می‌توان از مشتری درخواست کرد تا بین ایمیل متنی و Html، نوع پیغام مور نظر خود را انتخاب كند.

هر از چند گاه لیست‌ها را تصحیح كنید
اگر لیست‌های شخص ثالث را از گروه‌هایی با سلایق خاص می‌خرید؛ به درست بودن همه آدرس‌ها اعتماد نكنید. همواره تاریخ و چگونگی پر كردن این لیست‌ها را بررسی كنید.
ویلیام گلتیر، عضو یك مؤسسه‌ی بازاریابی الكترونیكی، در این‌باره می‌گوید: ”بارها اتفاق افتاده به سایت‌هایی با لیست‌های ایمیل عضویت از”حرفه‌ای‌های IT “ بر می‌خوریم كه در یك سایت شرط‌بندی ثبت‌ شده است. این لیست‌ها كاملا بی‌ارزش هستند.
عضویت مضاعف به این معنی است كه مشتری قبلا محدوده‌ علاقه‌اش را مشخص كرده‌است؛ سپس، برای تایید این مطلب یك ایمیل، فرستاده می‌شود و مشتری با یك ایمیل برگشتی به این درخواست، پاسخ می‌دهد.

با فرستادن یك هرزنامه همه چیز را خراب می‌كنید
به هنگام استفاده از لیست‌های شخص ثالث، از وجود پیغام‌های دعوت به عضویت، مطمئن شوید. در صورت عدم دریافت پاسخ مثبت از جانب مشتری، از فرستادن دوباره آن خودداری كنید.مجموعه كارهای قبل از فرستادن پیام از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار است. بسیاری از افراد فكر می‌كنند، می‌توان پس از فرستادن هر نوع ایمیل، خسارت‌های احتمالی پس از آن را جبران كرد! و چه خیال بیهوده‌ای!
ست یلبرمن، مدیر اجراییFocalex، در این باره می‌گوید:" من بارها وبارها این موضوع را تجربه كرده‌ام؛ انتخاب و پیشنهاد مناسب همواره به نتیجه دلخواه منتهی می‌شود."


joanna l.krotzنویسنده:

+ نوشته شده در  سه شنبه 6 اسفند1387ساعت 16:47  توسط مصطفی حسین نژادی  | 

بدون اندازه گیری نمی توان مدیریت کرد: بهترین معیارها برای مدیریت و افزایش کارایی بازاریابی

بدون داشتن معیارهایی برای ردیابی نحوه انجام کار، بازاریابی و داشتن برنامه های تجاری عملاً بیهوده است. تاجران باید بدانند که چه فاکتورهایی در تجارت آنها موفقیت محسوب می شود و نیز باید بتوانند آنها را اندازه گیری کرده و تفاوت میان مقادیر اندازه گیری شده، معیارهای تعیین شده و شاخص ها را بررسی کنند.
برای بازاریابی ترکیب سه عامل زیر می تواند به عنوان نقطه شروع در نظر گرفته شود:

1- آگاهی از وضعیت رقبا
2- تعیین نتایج مورد انتظار و منابع مورد نیاز برای رسیدن به آن ها
3- تعیین فاکتورهای موفقیت و معیارهای متناسب با آن اهداف.

اندازه گیری برای چیست؟
اندازه ها در زندگی همه ما نقش مهمی دارند. برای مثال تعداد ضربان قلب، موجودی حساب بانکی، وزن بدن، مقدار بنزین اتومبیل و...
اگر به این اعداد و ارقام توجه نکنیم خود را به موقعیت های خطرناکی مانند حمله قلبی، چک برگشتی یا تمام شدن بنزین اتومبیل نزدیک کرده ایم.

در دنیای تجارت نیز مشابه همین مسئله صادق است و اگر شرکتی فاکتورهای مهم پیشرفت خود را تشخیص ندهد یا آن ها را ردیابی نکند، احتمال ریسک خود را در تجارت بالا برده است.

با کمک معیارهای دقیق و منطقی می توان روش کار مناسب را تشخیص داد و برای رسیدن به اهداف برنامه ریزی کرد. به این ترتیب نیرو و تلاش افراد متمرکز می شود و ضریب اشتباهات پایین می آید. اندازه گیری در واقع سبب می شود که بخش بازاریابی مانند چشم و گوش یک شرکت عمل کند.

مسئله مهم دیگر آن است که ایجاد معیارها و ردیابی نتیجه ها نقش مثبتی در توجیه مدیران دارد و باعث صرفه جویی در هزینه های شرکت خواهد شد. این در حالی است که طی تحقیقات انجام شده تنها 38% از مدیران اجرایی آمریکایی در شرکت خود از این معیارها استفاده می کنند و از این تعداد فقط 16% از عملکرد بازاریابی شرکت راضی نبوده اند.
اما درصد نارضایتی در بین گروهی که معیار خاصی را دنبال نمی کنند، به 28% می رسد. به این ترتیب می توان گفت که اندازه گیری سبب بالا رفتن ارزش کار بازاریابی می شود.

تعریف معیار (metric)
کلمه معیار ممکن است برای افراد نا آشنا با این مفهوم قدری ابهام داشته باشد. برای درک بهتر معنای این کلمه اصطلاحات زیر را تعریف می کنیم:

• مقادیر اندازه گیری شده: مجموعه مقادیر به دست آمده طی یک بررسی مانند اعداد و ارقام، نسبت ها و درصدهای مربوط به یک شرکت.
• معیارها:نکات قابل اندازه گیری برای تشخیص درجه نزدیکی به اهداف.
• رکوردها و شاخص ها: مقادیری که شرکت های دیگر به آن ها رسیده اند و باید در تعیین معیارهای شرکت در نظر گرفته شوند.

سه مفهوم برای انتخاب معیارهای بازاریابی
برای شناسایی فاکتورهای موفقیت و معیارهای اندازه گیری آن ابتدا باید درک درستی از اهداف شرکت خود داشته باشید. شرکت تازه تاسیسی که به دنبال وارد کردن جنس خود به بازار است مسلما" اهداف متفاوتی نسبت به شرکت بزرگی دارد که می خواهد روابط نزدیک تری با مشتریان خود برقرار نماید.
اما تمام افرادی که قصد انتخاب معیارهایی برای سنجش عملکرد بازاریابی دارند باید عواملی را در نظر بگیرند که اثرات مثبت سه مفهوم زیر را داشته باشند:
1- جذب مشتری.
2- حفظ مشتری.
3- کسب درآمد.

اولین وظیفه بخش بازاریابی توانمند کردن یک تشکیلات برای جذب مشتری است. بدون مشتری، نه درآمدی وجود دارد و نه تجارتی!
جذب مشتری شرکت را برای بالا بردن حجم کارهای تجاری خود تقویت خواهد کرد.
البته بازاریابی انتهای کار فروش نیست بلکه در این بخش به مشتری آگاهی داده می شود و سعی بر آن است که توجه مشتری به مسئله مورد نظر معطوف شود. معیارهایی که برای اندازه گیری موفقیت در بازار به کار می روند عبارتند از:

• سرعت افزایش مشتریان
• درصد انتخاب محصول از میان محصولات مشابه
• درجه معروفیت و شهرت
• وسعت توزیع

دومین وظیفه بخش بازاریابی حفظ مشتریان فعلی شرکت و افزایش و فعال کردن هر چه بیشتر آنهاست.
این بخش از کار ممکن است قدری مشکل تر باشد و نیاز به سرمایه گذاری داشته باشد زیرا مشتریانی که به سختی از این در وارد شده اند، به آسانی از در دیگر خارج می شوند!
مشکلات و مسائل زیادی وجود دارند که قدرت شما را در این بخش محدود می کنند. اما معیارهای زیر شما را برای اندازه گیری عملکرد شرکت در حفظ مشتری یاری می کند:

• میزان فروش های دائمی و مقطعی
• تعداد مشتریان
• سرعت رشد فروش
• تعداد مشتریان تازه جذب شده
• میزان وفاداری و دفاع مشتریان از شما

سومین وظیفه بخش بازاریابی حضور در بازار و کسب در آمد است.
تا سال 1970 درآمد شرکت ها تنها از روی مبالغ دریافتی و اسناد شرکت محاسبه می شد. اما امروزه سرمایه های نامحسوسی مانند خصوصیات و تواناییهای ذهنی و فکری افراد، مشتریان با ارزش، امتیازات کسب شده و حس رضایتمندی مشتریان و... جزء درآمدها محسوب می شوند و می توانند اثر مثبتی روی عملکرد شرکت داشته باشند.

بازاریابان حرفه ای برای بالا بردن درآمدها و حضور در بازار از معیارهای زیر کمک می گیرند:
• میزان سود
• مشتریان با ارزش
• درصد مقبولیت محصولات جدید شرکت
• تعداد طرفداران محصولات شرکت

با توجه به ساختار شرکت برای به دست آوردن حداکثر کارایی و سود باید مجموعه ای از معیارها انتخاب شود و دنباله ای از اعمال به طور پیوسته برای کنترل، آنالیز و گزارش عملکرد، انجام گیرد.

به این ترتیب در طول زمان، اطلاعات با ارزشی به دست می آید که نشان خواهد داد:

- کدام یک از تاکتیک های بازاریابی موثرترند؟
- کدام بخش از افراد پتانسیل خرید بیشتری دارند؟
- کدام مشتریان سود بیشتری را عاید شرکت کرده اند؟
- و در کل عملیات فروش چگونه انجام می شود؟

نکته مهم دیگر آن است که این معیارها در اثر گذشت زمان قابل تغییرند. با رشد شرکت و بازار کار، بازاریابان نیز باید بررسی مجددی روی معیارهای خود انجام دهند و آن ها را با اهداف جدید سازگار کنند.
رقبای شما ممکن است به شاخص ها و رکوردهای بالاتری دست یابند و معیارهای شما دیگر قابل قبول نباشند. بعضی از معیارها کهنه می شوند و روشها و معیارهای جدیدی برای اندازه گیری به وحود می آیند.

کار کردن بدون معیار مانند راه رفتن با چشمان بسته است.
بدون اندازه گیری، تصمیم گیری در رابطه با تغییرات و روش های جدید بسیار سخت خواهد بود. اما استفاده درست از اندازه ها، راهنمای شما برای گسترش حضور در بازار و جذب مشتریان بسیار متنوع خواهد بود و شما را برای کسب شاخص ها و رکوردهای جدید توانمند خواهد کرد.


 

منبع: emarketingway.ir
+ نوشته شده در  سه شنبه 6 اسفند1387ساعت 15:13  توسط مصطفی حسین نژادی  | 

مصاحبه با پدر علم بازار یابی

فیلیپ کاتلر (PHILIP KOTLER) در سال 1931 در شیکاگو متولد شد. لیسانس را از دانشگاه دی پل، فوق لیسانس را در رشته اقتصاد از دانشگاه شیکاگو، دکتری را در همان رشته از MIT و فوق دکتری ریاضی را از هاروارد و فوق دکتری علم و فناوری را از دانشگاه شیکاگو اخذ کرد. او از سال 1969 استاد رشته بازاریابی بین المللی دانشگاه نورث وسترن است. این دانشگاه از اولین مراکزی بود که در آن بازاریابی تدریس می شد. نام کاتلر با واژه بازاریابی عجین شده است. او را بی هیچ تردید پدر بازاریابی می خوانند.

از دهه 1970 که اندیشه بازاریابی پس از دو دهه دوران شکوفایی اقتصادی در غرب و همزمان با رکود ناشی از شوک نفتی و مسائل اقتصادی مطرح و به رسمیت شناخته شد، نام او بیش از دیگران در این زمینه به گوش خورده است. کارنامه پررنگ و بار او در زمینه بازاریابی منحصر به فرد است.

تألیف 34 کتاب و بیش از 100 مقاله که در مجلات معتبری نظیر مجله هاروارد بیزینس ریویو منتشر شده گواه مطلب است. کتـــــاب اصول بازاریابی او کتاب مرجع بی بدیل همه دانش پژوهان و پژوهشگران در این زمینه است. کتابهای او به بیش از 30 زبان دنیا ترجمه شده است. کاتلر به راستی بنیانگذار مدیریت نوین بازاریابی است و بیش از هر نویسنده یا متفکر دیگر درگسترش اهمیت بازاریابی و تغییر نگرش به آن از یک فعالت جنبی به فعالیت مهم و اصلی نقش ایفا کرده است. او مـــدرس، نویسنده و سخنران برجسته ای است که مسافرتهای بسیار به اروپا، آسیا و آمریکای جنوبی برای سخنرانی و مشاوره داشته و از دانشگاههای معتبر دنیا دکترای افتخاری دریافت داشته است. کاتلر سالهای متمادی مشاور شرکتهای بزرگی همچون AT&T, IBM ،جنرال الکتریک، فورد، موتورولا، مرک، بــانک آمریکا و... بوده و دانسته های خود را در زمینه برنامه ریزی و سازماندهی بین المللی بازاریابی به این شرکتها منتقل کرده است. او عضو هیئت مشورتی بنیاد دراکر، رئیس هیئت مدیره دانشکده بازاریابی موسسه علوم مدیریت و مدیرعامل انجمن بازاریابی آمریکا (IMR) است.

انجمن مدیریت آمریکا (AMA) او را تاثیرگذارترین بازاریاب تمام دوران لقب داده است. کاتلر نه تنها در بازاریابی کلاسیک شهره است بلکه یک پیشرو در تئوری و عمل ارتباط کسب وکار الکترونیک و بازاریابی سازمان محسوب می شود. هیچ پژوهشگری در عرصه بازاریابی نمی تواند خود را بی نیاز از آثار عمیق و دقیق او بداند. تحقیقات و نوشته های او بر مقوله هایی همچون گسترش و کاربرد اصول بازاریابی، تجزیه وتحلیل بازار، توسعه محصول جدید، راهبرد رقابتی، برنامه ریزی راهبردی و سیستم های اطلاعاتی متمرکز است. نگرش فیلسوفانه او به مفاهیم بازاریابی، جایگاه این حوزه خطیر مدیریتی را دگرگون ساخته است. او مقوله بازاریابی اجتماعی را طرح کرد و با تاکید بر اینکه بازاریابی برمبنای ارتباطی است ناشی از نیازها، خواسته ها، پیشنهادها، قیمت و... که تمامی آنها زیربنای ارزشی دارند، اهمیت بازاریابی را از حوزه قیمت و فروش و فعالیتهای توزیع به نیاز مشتری و ارزش آفرینی سوق داد. او سازمانها را واداشت که با مدل مشتری مداری فکر کنند و نیازهای مشتری را محور قرار دهند، وفاداری مشتری را به دست آورند و با نوآوری؛ خواسته های درحال تغییر مشتری همگام شوند.

کاتلر بازاریابی را بخشی از فلسفه مدیریت همه مدیران می داند که براساس آن باید نیازها و خواسته های مشتری را بشناسند و شرایط را درجهت رضایت مندی آنان فراهم سازند. رضایتمندی مشتری در نگاه او هنگامی محقق می شود که ارزش واقعی فراورده یا خدمت برابر یا بیشتر از ارزش موردانتظار مشتری باشد. کاتلر بر این باور است که گرچه بازاریابی مفهومی ساده دارد اما اجرای آن بسیار پیچیده است و برای استادشدن در آن یک عمر وقت لازم است. گرچه هیچ متفکری درجهان به اندازه او درگسترش پیام بازاریابی سهم نداشته است اما در هزاره جدید، او همه را به تفکر مجدد در این مقوله فرامی خواند و ندا در می دهد که راهبرد پیروزمند سال پیش ممکن است امسال ناکارآمد از آب درآید.

 شما را پدر بازاریابی می نامند. نظر خودتان چیست؟

کاتلر: هر زمان که برخی مرا پدر بــــازاریابی می نامند، من این نکته را متذکر می شوم که اگر چنین باشد، پیتر دراکر پدر بزرگ بازاریابی است.

دراکر یکی از انسانهای استثنایی است که من دیده ام. او یک نابغه دربرگرفتن الگو از تاریخ و پیش بینی روندهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی است. برای بسیاری از ما او الگویی است کـــــه دائماً ایده های نو می پرورد و ایده های کهنه را تصفیه می کند.

 بازاریابی به چه معناست؟

- بازاریابی به معنی کار با بازارهاست، برای فراهم ساختـــن مبادلات با هدف تامین خواسته ها و نیازهای انسان. بازاریابی فرایندی است که طی آن افراد و گروهها، با تولید و مبادله کالا و فایده با دیگران، خواسته ها و نیازهای خود را تامین می کنند. اصولاً وظیفه بازاریابی شناسایی نیازها و خواسته ها، تعیین بازارهای هدف برای خدمت به آنها، طراحی کالاها و خدمات و برنامه زمان بندی شده برای ارائه خدمت به این بازارها و بالاخره فراخوانی کلیه افراد درون سازمان به اینکه به مشتریان فکر و به آنان خدمت کنند

بسیاری از مردم، بازاریابی را به معنای فروش و تبلیغات درنظرمی گیرند. نسبت فروش و بازاریابی چیست؟

- فروش فقط جزء کوچکی از مجموعه عظیم بازاریــــابی است. فروش یکی از چندین وظیفه های بازاریابی و نه حتی مهمترین آنها، به شمار می رود.

بنابراین، هرچند فروش بخشی از بازاریابی و مدیریت بازار است اما بازاریابی مفهومی بس گسترده دارد. به تعبیر پیتردراکر هدف بازاریابی گسترش فروش است. مفاهیم فروش و بازاریابی غالباً با یکدیگر اشتباه می شــــوند. مفهوم فروش از داخل به بیرون می نگرد. این مفهوم از کارخانه شروع می کند، به محصولات و کالاهای موجود شرکت توجه دارد و به دنبال کسب فروش سودآور است که تبلیغات قابل ملاحظه ای را می طلبد. برعکس، مفهوم بازاریابی دارای نگاهی از بیرون به درون است. این مفهوم با یک بازار کاملاً تعریف شده آغاز می شود، روی نیازهای مشتریان تاکید دارد و با تـــــــامین رضایت مشتریان سود می آفریند. فعالیت بــازاریابی پیشتر از آنکه سازمان فرآورده ای تـــولید کرده باشد، آغاز می شود. فروش پس از تــولید و عرضه فرآورده ها پابه میدان می گذارد. بنابراین، تصور عمومی از مدیریت بازاریابی که آن را تلاش برای یافتن مشتریان کافی برای محصولات فعلی شرکت می بیند، نگاه بسیار محدود به موضوع است. بازاریابی واقعی هنر دستیابی به روشهای زیرکانه برای فروش محصولات شرکت نیست.

بازاریابی واقعی، آگاهی نسبت به آن چیزی است که باید تولید شود و نه فروش آن چیزی که تولید شده است.

 شما تعبیربازاریابی نئاندرتالی را برای توصیف بازاریابی غیرواقعی به کار برده اید. چه خطاها و اشتباهاتی می تواند بازاریابی را از مسیر صحیح خود دور سازد؟

- بسیاری از مدیران شرکتها از وضع بازاریابی سازمان خود ناخشنود هستند. آنان شاهد افزایش هزینه ها و کاهش بازده بخش بازاریابی هستند. یک دلیل این است که شرکتها درهمان راههای کهنه و پیشین بازاریابی، بودجه سنگینی هزینه مـــــی کنند و از روشهای زیر پیروی می کنند.

بازاریابی را با فروش برابر می گیرند؛

بیش ازتوجه به مشتری، بر دراختیار گرفتن او تاکید دارند؛

به جای اجرای مدیریت بهره برداری، تمام عمر می کوشد تا از مشتری در هر دادوستد سود مناسب ببرد؛

به جای قیمت گذاری هدفمند، هزینه ها را پایه قیمت گذاری قرار می دهد؛

به جای یکپارچه کردن ابزار ارتباطی بازاریــابی، برای هریک از ابزارها جداگانه برنامه ریزی می کند؛

به جای کوشش در شناسایی واقعی مشتری به فکر فروش هرچه بیشتر فرآورده است.

مدیریت بازاریابی چه وظایفی بر دوش دارد؟

- مدیریت بازاریابی به عنوان تجزیه وتحلیل، برنامه ریزی، اجرا و کنترل برنامه هایی تعریف می شود که برای نیل به اهداف سازمانی تهیه می گردند

به عبارت دیگر، وظیفه مدیریت بازاریابی، تهیه برنامه های بازاریابی کارآمدی است که شرکت را در بازارهای هدف خود دارای یک موقعیت رقابتی برجسته کند. اجرای این امر مستلزم همان چهار رکنی است که برشمردم.

 گامهای بنیادین در فرایند بازاریابی کدام است؟

- بازاریابی کارآمد با پژوهش آغاز می شود. پژوهش در یک بازار به آشکارشدن بخشهایی می انجامد که از گروههای مشتریان با نیازهای متفاوت شکل گرفته اند. شرکت باید تنها بخشهایی را هدف گذاری کند که در آنها توان فعالیت در بهترین و بالاترین سطح خدمت را دارد. درهریک از بازارهای هدف، شرکت باید پیشنهادهای خود را به گونه ای تنظیم و عرضه کند که مشتری تفاوت آن را با پیشنهاد دیگران به روشنی تشخیص دهد و به این ترتیب خوب جا بیفتد. بخش بندی بازار، برگزیدن بازار هدف و جاانداختن پیشنهادها نمایانگر وجود اندیشه بازاریابی راهبردی در سازمان است. از این پس شرکت به بهره گیری از فنون آمیزه بازاریابی می پردازد و عاملهای آنها را به صورت بهینه با یکدیگر می آمیزد. گام بعدی اجرا و پیاده سازی تصمیماتی است که درباره مدیریت بازار گرفته شده است. گام آخر نیز پایش است و شرکت باید باتوجه به معیارهای برگزیده، به بررسی و ارزیابی نتیجه های به دست آمده درهرگام بپردازد و بهسازی راهبرد و فنون اجرایی را پیش گیرد

به آمیزه بازاریابی اشاره کردید. مفهوم و جایگاه این آمیزه در بازاریابی را توضیح دهید.

- آمیزه بازاریابی مجموعه ای از متغیرهای بازاریابی قابل کنترل است که شرکت آنها را در بازار هدف و برای ایجاد دانش موردنظر خود ترکیب می کنند. چهار گروه از متغیرها (4P) عبارتند از: محصول، قیمت، مکان و تبلیغات پیشبردی (4P=PRODUCT, PRICE, PLACE, PROMOTION).

 شما اخیراً عامل سیاست و باور همگانی را به ایـن عــوامل افزوده و عدد آن را به شش رسانیده اید. این نظر فروشندگان است. نظر خریداران کجا جای دارد؟

- اتفاقاً این انتقادی است که بر آمیزه بازاریابی وارد شده و بسیار مهم و باارزش است. گفته شده شاید دیدگاه خریداران درمورد آنچه به ایشان پیشنهاد و عرضه می شود متفاوت از دیدگاه عرضه کنندگان باشد، بنابراین، بهتر است که عناوین را با رویکرد به خواست و نظر مشتریان تنظیم کرد.

بدین ترتیب درحالی که بازاریابی خود را در موقعیت فروش یک فرآورده می بیند، مشتری خود را در جایگاه خرید یک ارزش یا راه حل برای مسئله اش می گذارد

پس به جای 4P یعنی آمیزه بازاریابی از دیدگاه فروشندگان شما از دیدگاه خریداران چه پیشنهادی دارید؟

- 4P یعنی ارزشهای مشتری پسند، هزینه مشتـــری، آسودگی در خرید و ارتباطات (4C: CUSTOMER VALUE, COST OF THE CUSTOMER, CONVENIENCE/COMMUNICATION).

 بخش بندی و تقسیم بازار به چه معناست؟

- اصولاً بازار به مجموعه ای از خریداران بالقوه و بالفعل یک کالا اطلاق می شود. تقسیم بازار فرایند طبقه بندی مشتریان به گروههایی با خصوصیات و نیازها یا رفتارهای مختلف است. تقسیم بازار به گروههای خریدار جداگانه، اولین مرحله بازاریابی هدف دار است. بنابراین، راهبـــرد تقسیم بندی بازار استدلال می کند که هر بازار از بخشهایی از مشتریان تشکیل مـــی شود که نیازها و خواسته های متفاوتی دارند. با درپیش گرفتن راهبرد بازاریابی هدف شرکتها می توانند بازار را به تکه های نازک و نازک تر تقسیم کنند. یک قسمت یا بخش از بازار را مصرف کنندگانی تشکیل می دهند که نسبت به مجموعه ای از محرکهای بازاریابی از خود پاسخ مشابهی نشان می دهند

می توانید نمونه هایی از رویکرد تقسیم بندی بازار را بیان کنید؟

- تقسیم بندی بر پایه منافع مشترک مانند مشتریان خواهان ارزانی، کیفیت برتر یا خدمات؛

تقسیم بندی برپایه مفهومهای جمعیت شناسی مانند بزرگسالان، جوانان، نوجوانان؛

تقسیم بندی مناسبتی مانند مسافران هواپیما در مناسبتهای مختلف؛

تقسیم بندی برپایه حجم خرید فرآورده مانند کاربری فراوان، متوسط، کم؛

تقسیم بندی بر پایه روش زندگی مانند لباس، شکار یا تفنگ

معنای هدف گیری و جایگاه یابی در بازار چیست؟

- هدف گیری در بازار به معنای ارزیابی جذابیت هر قسمت بازار و انتخاب یک یا چند قسمت از بازار و ورود به آن است. مرحله آخر یعنی تعیین جایگاه در بازار نیز به معنای تعیین جایگاه رقابتی برای کالاست، یعنی اشغال یک مکان روشن، مشخص و مطلوب در اذهان مصرف کنندگان هدف نسبت به کالاهای مشابه.

 جایگاه تحقیقات بازاریابی در فرایند بازاریابی کجاست؟

- تحقیقات بازاریـــــابی به عنوان عامل ارتباط دهنده مصرف کننده، مشتری و جامعه، اطلاعاتی را که برای شناسایی و تعیین فرصتها و مسائل ومشکلات بازاریابی، ایجاد و بهبود و ارزیابی فعالیتهای بازاریابی، نظارت بر کارهای بازاریابی و فهم بهتر فرایند بازاریابی مورداستفاده قرار می گیرند دراختیار بازاریاب قرارمی دهد. فرایند تحقیقات بازاریابی از چهار مرحله تشکیل می شود. تعریف مشکل و تعیین اهداف تحقیق، تهیه طرح تحقیق، اجرای طرح تحقیق، تعبیر و تفسیر نتایج تحقیق و گزارش یافته ها

زمینه های معمول و متداول تحقیقات بازاریابی کدام است؟

- اندازه گیری توان بالقوه بازار، تجزیه وتحلیل سهم بازار، تعیین خصـــــوصیات بازار، تجزیه وتحلیل فروش، مطالعات مربوط به روند فعالیتهای تجـــاری، پیش بینی های کوتاه مدت، مطالعات مربوط به کالاهای رقابتی، پیش بینی های بلندمدت و بالاخره مطالعات مربوط به سیستم های اطلاعات بازاریابی و بررسیهای قیمت گذاری.

 به بازار هدف و بازاریابی هدف اشاره کردید. منظور از بازار هدف چیست؟

- انقلاب صنعتی پدید آور توانمندی صنایع در تولیدانبوه، پخش انبوه و ترویج انبوه کالاهایی مانند صابون، خمیردندان، نوشابه، موادخوراکی و غیره بود. در اینجا یک کالا برای تمام خریداران به طور انبوه تولید و توزیع می شود. امروزه پاره ای از میان رفتن بازاریابی انبوه را پیش بینی می کنند. آنان می گویند که بازار انبوه درحال تبدیل شدن به بخشهای کوچکتر با مشتریان گوناگون و سلیقه های متفاوت است. بنابراین، بازار هدف به معنای یک یا چند بخش ویژه از بازار است مانند تولید خودروهای مرسدس بنز برای خریداران خودروهای باشکوه و برخوردار از طراحی و مهندسی عالی. به همین ترتیب در بازاریابی هدف، گروههای مختلف شناسایی می شوند که کل بازار را تشکیل می دهند، آنگاه برای بازارهای هدف، کالاهای خاص تدارک دیده می شود.

 آیا این صحت دارد که میانگین زمان خدمت مدیران بازاریابی در شرکتها 16 تا 18 ماه است؟

- جای شگفتی نیست. درمورد بازاریابی در سازمان و وظیفه های آن کج فهمی های گسترده ای وجود دارد. برخی مدیران عامل از مسئولان بازاریابی خود انتظارهای غیرواقعی دارند. آنان در صورت شکست فرآورده های نو بی درنگ انگشت اتهام را به سوی مدیر بازاریابی و گروه فروش دراز می کنند

آیا وظیفه بازاریابی تنها برعهده یکی از واحدهای مشخص سازمانی است؟

- این یک دیدگاه کوتاه بینانه است. به تعبیر دیوید پاکارد از بنیانگذاران شرکت پرآوازه هیولت - پاکارد،اهمیت بازاریابی بیش از آن است که انجام آن فقط برعهده واحد بازاریابی گذاشته شود. همه واحدهای شرکت می توانند نسبت به مشتری، خوب یا بد عمل کنند و نتیجه رفتار آنان بر درآمد نهایی شرکت اثر می گذارد. اکنون دیگر هیچ واحدی به تنهایی نمی تواند نیازها و مسئولیتهای بازاریابی را برآورده و به عهده بگیرد. همه بخشها و کارکنان شرکت باید به این رسالت پایبند و متعهد شوند

گذار از وظیفه گرایی به سوی فرایندگرایی در سازمانها چه میزان بر این تغییر جایگاه واحدهای بازاریابی اثر می گذارد؟

- با ایجاد سیستم های کاری، کار بازاریابان مستقل، کاهش می یابد، زیرا فرایندگرایی، مشتــــری را در مرکز دایره همه فعالیتها قرار می دهد و هدف همگان جلب خشنودی و برآوردن نیازهای او خواهدبود. واحدهای بازاریابی، تخصص ویژه ای که در شناسایی فرصتهای تازه در بازارها دارند، می توانند در زمینه بررسی و شناسایی نیازها، رفتارها و واکنشهای مشتریان برای سازمان به خدمت بگیرند. بنابراین، نقش بازاریابان در بهسازی فرآورده ها و راهبردهای شرکت در بازارها همچنان بااهمیت خواهدبود.

 به این ترتیب ممکن است دگرگونیهای زیادی در واحد بازاریابی پدید آید؟

- دگرگونی در دیدگاهی که نسبت به بازاریابی داریم موجب تغییر در طبیعت، ساختار و نقش واحد بازاریابی نیز می گردد. می توان پنداشت که بازاریابی در جریان دگردیسی آینده خود به واحد مشتریان،واحد پژوهش و اطلاعات بازاریابی، واحد ارتباطات بازاریابی یا چیز دیگری تبدیل شود.

آیا ممکن است اصلاً واحد بازاریابی نداشته باشیم. اصلاً آیا با نبودن واحد بازاریابی، رفتار دیگر واحدها بهتر وکارآمدتر نخواهد شد؟

- برخی می گویند که کم توجهی واحدهای دیگر به مشتری، ناشی از وجود یک واحد بازاریابی مستقل در سازمان است. هر واحد تصور می کند که مسئول وظیفه بخش خودش است و وظیفه واحد بازاریابی ایجاد و نگهداری مشتری است.

به همین جهت است که مثلاً در شرکت مارکس انداسپنسر تبلیغات و واحد بازاریابی وجود ندارد، ولی شرکت مشتریان خشنود و وفاداری را همواره به سوی خـــود می کشد زیرا همه کارکنان نخست به مشتری و خواست او می اندیشند.

یک شرکت چگونه می تواند مشتریان سودآور را یافته، نگهداری کند و رشد دهد؟

- برخی از دست اندرکاران، بازاریابی را هنر یافتن و نگهداری مشتریان تعریف کرده اند. ما این تعریف را گسترش داده و به صورتبازاریابی، دانش و هنر یافتن، نگهداری و رشد دادن مشتریان سودآور است درمی آوریم

بازاریابان دیروز تنها در اندیشه یافتن مشتری بودند. گروه فروش در پی شکار مشتریان تازه بود و رشد دادن مشتری مفهومی نداشت. اکنون وضع دگرگون شده است. نگهداری و رشد دادن مشتریان هدف نخستین است. هر مشتری را که از دست بدهید برای خرید تمام عمر وی، زیان خواهید کرد. هزینه جلب یک مشتری تازه پنج برابر هزینه خشنود نگهداشتن مشتری کنونی است. نکته منفی دیگر اینکه چند سال طول می کشد تا مشتری تازه درحد و اندازه مشتری پیشین از شما خرید کند.

منبع:ژورنالیست

+ نوشته شده در  جمعه 24 آبان1387ساعت 18:5  توسط مصطفی حسین نژادی  | 

نقش مدیریت دانش درارتباط با مشتری

عنوان مقاله: نقش مدیریت دانش درارتباط با مشتری
نویسنده: بابک ابراهیمی - دكتر محمدرضا غلامیان - مریم خواجه افضلی
منبع: تدبیر - شماره 178 - 1385

چكیده

دانش به عنوان یک فاکتور رقابتی کلیدی در اقتصاد جهانی شمرده می‏شود ، اما برای حضور موفق در بازار پویای امروزی باید یک جزء مهم دیگر به نام مشتری را نیز مدنظر قرار داد. مدیریت دانش مشتری ان ، برای سازمانها این امکان را فراهم می‏آورد که با احتمال بیشتری قادر به تشخیص فرصتهای پدیدار شده در بازار بوده و مزیت رقابتی خود را افزایش دهند . مدیریت دانش مشتری در ارتباط با به‌دست آوردن، اشتراک گذاری و بسط دانش مشتریان و در راستای به سود رسانی مشترک بین مشتریان و سازمان است. در این مقاله ابتدا به معرفی رویكرد مدیریت دانش مشتری و بیان تفاوتهای آن با مدیریت دانش و مدیریت ارتباط با مشتری پرداخته و در ادامه به بررسی نقش مدیریت دانش در خلق ارزش در فرآیندهای مدیریت ارتباط با مشتری می پردازیم و در نهایت به ارائه چارچوبی برای اجرای مدیریت دانش مشتری می ‏ پردازیم.



مقدمه

در اقتصاد مبتنی بر دانش امروز، مزیت رقابتی، به‌طور فزاینده‏ای در تسهیل روندهای اطلاعاتی انجام كار یافت می‏شود تا در دسترسی به منابع و بازارهای خاص. پس دانش و سرمایه فكری به عنوان مبنای اولیه دستیابی به شایستگیهای اصلی و راهبردی برای عملكرد برتر مطرح می‏شوند. در راستای رسیدن به مزیت رقابتی پایدار نیز توجه به دانش موجود، چگونگی استفاده موثر از آن و ایجاد ساختاری برای استفاده از اطلاعات و دانش جدید امری مهم و حیاتی شمرده می‏شود که سازمانها باید توجه ویژه‏ای به آن داشته باشند. مدیریت ارتباط با مشتری از مباحثی است که در اقتصاد جهانی امروز، سازمانها را به دوباره اندیشی در راهکارهای برقراری ارتباط با دامنه وسیع مشتریان و تسخیر این دانش گسترده برانگیخته است. اما به جرئت می‏توان به این نکته اشاره کرد كه برقرای ارتباط موثر با مشتریان بدون به‌کارگیری مدیریت دانش امكان پذیر نیست. برای افزایش کارایی و اثربخشی سازمان و اطمینان از ارایه مطلوب کالا و خدمات به مشتریان و کسب رضایت آنان، باید دانش خود را درباره مشتریان مدیریت کنیم. بنابراین مدیریت دانش جزء جدانشدنی مدیریت ارتباط با مشتری است. در این مقاله برآنیم که به تشریح نقش مدیریت دانش در مدیریت ارتباط با مشتری بپردازیم. حائز اهمیت است که پیش از بررسی نقش مدیریت دانش در مدیریت ارتباط با مشتری، تعاریفی از هر یك از این مفاهیم ارائه شده است تا اطمینان حاصل شود که فهم مشترکی از هر کدام از آنها وجود دارد.



مدیریت دانش

در بازار رقابتی امروز که مشخصه اصلی آن، عدم قطعیت است، شرکتهایی توانایی رقابت را دارا هستند که دانش جدید را ایجاد، توزیع و آن‌را تبدیل به کالاها و خدمات می‏كند. بدین ترتیب، دانش برای سازمان، مزیت رقابتی ایجاد می‏کند و به سازمان، امکان حل مسائل و تصرف فرصتهای جدید را می‏دهد. بنابراین دانش نه فقط یك منبع مزیت رقابتی خواهد شد بلكه در واقع تنها منبع آن می ‏ شود.

مدیریت دانش، عناصر کارکردی و مهم زیر را توانمند، پشتیبانی و تقویت می‏کند:

* فرایندهای کشف یا ساخت دانش جدید و پالایش دانش موجود (ایجاد موجودی دانش)
* به اشتراک گذاری دانش میان افراد و در سطح همه مرزهای سازمانی (مدیریت کردن جریان دانش)
* ایجاد و استفاده از دانش به‌عنوان بخشی از کار روزانه افراد و به‌عنوان بخشی از تصمیم‏گیری (کاربردی کردن دانش)

مدیریت دانش به مجموعه فرایندهای اطلاق می‏شود كه در نتیجه آنها دانش كسب، نگهداری و استفاده می‏شود و هدف از آن بهره برداری از داراییهای فكری به منظور افزایش بهره وری، ایجاد ارزش‏های جدید و بالا بردن قابلیت رقابت پذیری است.



مدیریت ارتباط با مشتری

مدیریت ارتباط با مشتریان ( CRM ) كه گاهی اوقات از آن به عنوان مدیریت مشتریان، مدیریت ارزش مشتریان، مشتری محوری و یا مدیریت مشتری محور نام برده می‏شود، برای مدت زمان طولانی اصطلاح متداول جهت بیان تمایل شركتها در برقراری ارتباط یك به یك مداوم و همیشگی با تمام مشتریان بوده است. در همین راستا می‏توان به یک نکته مهم اذعان داشت كه شركتهایی كه موفق شده­اند به‌صورت موثری مشتریان خود را جذب كرده، به آنها خدمات مورد نظر را به بهترین نحو ارائه داده و بهترین مشتریان خود را حفظ می‌كنند تاثیر مثبت این امر را در انتهای مسیر سودآوری خود مشاهده كرده­اند. با ظهور تجارت الكترونیك ( E-Commerce ) و شرایط اقتصادی نوین، توسعه ارتباطات قویتر با مشتریان از اهمیت بیشتری برخوردار شده است. CRM یك استراتژی كاری با این رویكرد است كه با مشتریان متناسب با شرایط و الگوهای رفتاری آنها ارتباطی پایدار و بلندمدت كه برای هر دو طرف ایجاد ارزش افزوده كند، برقرار شود. معمولا استراتژی CRM مبتی بر چهار هدف اجرایی است:

1. تشویق مشتریان دیگر شركتها یا مشتریان بالقوه به اولین خرید از شركت
2. تشویق مشتریانی كه اولین خرید را كرده‏اند به خریدهای بعدی
3. تبدیل مشتریان موقت به مشتریان وفادار
4. ارائه خدمات با مطلوبیت بالا برای مشتریان وفادار به نحوی كه به مبلغ شركت بدل شوند.

در حقیقت مدیریت ارتباط با مشتری كلیه فرایندها و فناوری‏هایی است كه سازمان برای شناسایی، انتخاب، ترغیب، گسترش، حفظ

و خدمت به مشتری به كار می‏گیرد. مدیریت ارتباط با مشتری مدیران را قادر خواهد ساخت تا از دانش مشتری برای بالا بردن فروش، ارائه خدمات و توسعه آن استفاده كنند و سود آوری روابط مستمر را افزایش دهند.







جریانهای دانش در فرآیند CRM

برای ملموس شدن مفهوم مدیریت دانش مشتری، ما سه نوع جریان دانش را مشخص می‏کنیم که نقشی حیاتی در فعل و انفعال بین شرکت و مشتریان بازی می‏کنند: دانش برای، از و درباره مشتری.

در مرحله نخست، برای پشتیبانی از مشتریان در چرخه خریدشان، یک جریان دانش پیوسته که از شرکت به مشتریان هدایت می‏شود (دانش برای مشتری) پیش نیاز است. دانش برای مشتریان شامل اطلاعاتی در مورد محصولات، بازارها و تامین‏کنندگان است. این بعد دانش همچنین بر روی درک مشتری از کیفیت خدمات، تاثیر می‏گذارد.

در همین زمان، دانش از مشتریان می باید در جهت خلق نوآوری در خدمات و محصول، تولید ایده و بهبود مستمر برای محصولات و خدمات، توسط سازمان به‌هم پیوند داده شود. تسخیر کردن دانش مشتری و دخیل کردن مشتریان در فرآیند نوآوری از طرق مختلفی قابل دستیابی است. برای مثال دانش مشتریان در مورد محصولات، تامین کنندگان و گرایشهای بازار می‏تواند از طریق مکانیزم بازخورد مناسب برای فراهم کردن یک بهبود سیستماتیک و نوآوری محصولات، استفاده شود. جمع آوری و تحلیل دانش درباره مشتری قطعاً یکی از قدیمی‏ترین اشکال فعالیت KM در حوزه CRM است. علاوه بر داده‏های خام مشتریان و معاملات گذشته، دانش در مورد مشتری، نیازهای کنونی مشتریان، خواسته‏های آتی، ارتباط، فعالیت خرید و توانایی مالی را هم درنظر می گیرد. دانش درباره مشتریان در فرآیند پشتیبانی و خدمات CRM جمع آوری می‏شود و در فرآیند آنالیز CRM مورد تجزیه و تحلیل قرار می‏گیرد.



مدیریت دانش مشتری

در نگاه اول CKM ممکن است تنها نام دیگری برای CRM یا KM به نظر برسد. اما مدیران دانش مشتری در برخی جوانب نیازمند نگرشی متفاوت از شیوه رایج در KM و CRM هستند.





به عنوان یك مشخصه CRM ، مدیران روابط مشتری پیش از همه بر دانش از مشتری تمرکز دارند تا بر دانش درباره مشتری. به بیان دیگر، سازمانهای باهوش دریافته‏اند که مشتریانشان آگاه‏تر از کارمندی هستند که دانش را از میان فعل و انفعال مستقیم با مشتری و همچنین پرس و جوی دانش در مورد مشتریان از نمایندگان فروش جستجو می‏کند. مدیران دانش هم، بر روی تلاش در تبدیل کارمندان از جمع‏کنندگان دانش به تسهیم‏کنندگان دانش تمرکز دارند، این امر معمولاً توسط نقشه‏های تسهیم دانش مبتنی بر اینترانت اجرا می شود. در مقابل تمرکز اختصاصی KM روی تشویق و تقویت روابط مولد و مشارکتی در راستای شعار «اگر ما تنها می‏دانستیم که چه می‏دانیم» CKM بعد دیگری را پیشنهاد می‏کند «اگر ما تنها می‏دانستیم که مشتریان چه می‏دانند». اما چرا مشتریان می‏خواهند دانش خود را برای خلق ارزش برای شرکت تسهیم کنند و سپس برای دانش خود که در محصولات و خدمات شرکت بسط یافته پول پرداخت کنند؟ این امر به تغییر نگرش نسبت به مشتریان به عنوان نهاد دانش باز می‏گردد. این تغییر نگرش مفهوم گسترده ای دارد. مهم تر از همه مشتری از یک دریافت کننده منفعل محصولات و خدمات آن‌گونه که در مدیریت دانش سنتی بود، رها شده است. همچنین مشتری از اسارت در زنجیره برنامه رایج وفاداری مشتری در CRM نیز رهایی یافته است .

CKM همچنین در پیگیری اهداف، از KM سنتی، متفاوت است. با در نظر گرفتن اینکه KM به دنبال راندمان و بازدهی سود است (پرهیز از اختراع دوباره چرخ) CKM در راستای نوآوری و پیشرفت است. مدیران دانش مشتری در جستجوی فرصتهای مشارکت با مشتریان به عنوان با هم سازندگان ارزش سازمان، هستند. این امر همچنین در مقایسه با تمایل نگهداشتن و پرورش پایگاه مشتری موجود در CRM ، قابل مشاهده است. ضرب المثل معروف CRM که می‏گوید «حفظ کردن مشتری ارزانتر از یافتن آن است» به یاد می ‏ آید. متاسفانه در دوره‏ای که محصولات رقبا که اغلب نیز تقلید هستند، تنها به فاصله چند کلیک از مشتری قرار دارد، حفظ مشتری به شدت سخت می‏شود. به همین سبب، مدیران دانش مشتری کمتر نگران حفظ مشتریان هستند. در مقابل آنها بر روی چگونگی توسعه و پیشرفت سازمان با به‌دست آوردن مشتریان جدید و با به‌کارگیری گفتگوی فعال و ارزش‏افزا با آنها متمرکزند. چگونه مدیران دانش مشتری، نوآوری و پیشرفت را خلق می‏کنند؟ آنچنان كه آنها دریافته‏اند دانش تنها در کارکنان وجود ندارد بلکه در مشتریان نیز هست که ما را به خلق ارزش از نوآوری و پیشرفت، بیش از صرفه جویی هزینه در KM سنتی هدایت می‏کند.

مدیریت دانش، یکپارچگی بین گروهها و بخشهای جدا از هم را در یک محیط ارتباط با مشتری آسان‌تر می‏سازد. این گروهها و بخشهای جدا از هم ممکن است در واحد‏های کاری، تجاری یا در موقعیتهای جغرافیایی متفاوتی باشند. مدیریت دانش جریانی از دانش حول موضوعات مشتری را بین گروههای کاری آسانتر می‏سازد و بدین وسیله با یکپارچه‏سازی دانش مرتبط با مشتری به سرعت و کارایی در رسیدن به آن نقش عمده‏ای دارد. مدیریت دانش چشم اندازی برای مشتری بدون توجه به زمینه تخصصی از کاربرد دانش مورد نظر، مکانی که دانش کشف شده یا چگونگی استفاده از آن برای مشتری ایجاد می ‏ کند. مدیریت دانش با شفاف کردن دانش مورد نظر در فرایندهای یکپارچه سازی دانش تاثیر بسزایی دارد . مدیریت دانش در مواردی که کارکردهای مختلف در سازمان از ارتباطات و گردش دانش جلوگیری می‏کند، بسیار مفید واقع شده‏اند. به طوری که با ثبت‏کردن دانش مشتری و به اشتراک گذاشتن آن از یک نقطه مرکزی، به طور چشم گیری منجر به افزایش کیفیت و سرعت در تصمیم گیری و خدمت دهی به مشتری می‏شود. در محیط مدیریت ارتباط با مشتری، مشارکت رایج است و این در نتیجه گسترش تحقیقات و فعالیتهای سازمان در سرتاسر مرزهای جغرافیایی حاصل می‏شود. این سازمانها از مشارکت در شکلی از ارتباطات مجازی درونی و بیرونی استفاده می‏کنند تا محصول، سهم و قدرت نفوذ دانش مشتری را حفظ كنند. مدیریت دانش تکنولوژی، فرایندها و زمینه‏هایی برای اظهار مشارکت در اختیار سازمان قرار می‏دهد به گونه‏ای که محلهای تبادل دانش از نظر امنیتی با استفاده از تکنولوژی در اختیار گذاشته شده بسیار قابل اطمینان است.

برنامه‏های مدیریت دانش فرایندها، سیستم‏های مدیریت دانش را به گونه‏ای سازمان‏دهی می‏کنند که همه دانشهای پایه‏ای و زیرمجموعه در زمینه‏های مورد نیاز به آسانی قابل دسترسی باشند و در نتیجه به ارزش افزوده‏ای برای سازمان منجر شود. مدیریت دانش، ابزارها، فرایندها و زمینه‏هایی را برای کارمندان فراهم می‏کند تا دانش را بر اساس نیاز مشتری به اشتراک بگذارند. کارمندان به کمک مدیریت دانش به ارزش دانش یکپارچه شده مشتریان پی می‌برند و از این طریق می‏توانند به مشتریان ارزشمندتر خدمات کاملتری ارائه کنند. بنابر این مدیریت دانش به عنوان وسیله‏ای در محیط مدیریت ارتباط با مشتری به خدمت می‏پردازد.

با نگاهی به مباحث بالا می‏توان نتیجه گرفت كه انتظار ما از مدیریت دانش مشتری، خلق بیشترین ارزش از دانش و مدیریت دانش در یک سطح استرتژیک است.



نقشه فرآیند CRM

در این بخش یک نقشه فرآیند که فرآیندهای کسب و کار مرتبط با CRM و KM را در بر می‏گیرد، ایجاد می‏کنیم. این نقشه، نتیجه تحقیقات مداوم برای ترکیب تلاشهای ادراکی تئوری و تلاشهای عملی است.

نقشه فرایند، شامل تمام فرآیندهای شناخته شده کسب و کار که با اجرای موفقیت آمیز CKM در سازمان مرتبط بوده اند است. یک مشخصه مهم نقشه این است که بر اساس نیازها و خواسته ‏ های مشتری است.





چارچوب پیشنهادی برای اجرا

ما چهار پیشنهاد برای بهبود موفقیت آمیز فرآیندهای CRM توسط KM بر اساس مفاهیم کسب و کار ارائه می‏دهیم. این پیشنهادها می‏توانند در یک چارچوب مدیریتی برای پیاده‏سازی استراتژی CRM مبتنی بر دانش، فرآیندها، سیستم‏ها و تغییر مدیریت سازمان دهی شود.

این چارچوب می‏تواند به عنوان یک راهنما برای متخصصان مورد استفاده قرار گیرد و به‌موجب آن به کم کردن شکاف بین منافع شناخته شده تئوری و دستیافته‏های عملی از اجرای CKM کمک كند.

اجزای چارچوب پیشنهاد شده می‏توانند به شکل زیر نشان داده شوند:

استراتژی- درک دانش مشتری به عنوان یک منبع با ارزش در نوآوری محصول و بهبود فرآیند.

برای تحت کنترل درآوردن پتانسیل فرآیندهای CKM و پشتیبانی از سیستم‏های مناسب، مدیریت ارشد می‏باید مشتریان را به عنوان یک منبع با ارزش دانش بشناسد.

فرآیندها- تطبیق دادن فعالیتهای KM با فرآیندهای CRM

یكپارچه‏سازی فرایندهای حمایتی KM با عملكرد حقیقی مدیران روابط، موجب قدرتمند شدن فرایندهای CRM توسط دانش مشتری می‏شود. به بیان دیگر پیامد در نظر گرفتن KM به عنوان وظیفه‏ای جداگانه، كاهش كارایی است. بر این اساس، بهترین شیوه برای مدیریت كارامد دانش، یكپارچه سازی نامرئی آن با فرایندهای اصلی است.

سیستم‏ها- ایجاد یک مخزن دانش یكپارچه در محدوده سازمان

دیدگاهی یكپارچه از داده‏های مرتبط با مشتری به علاوه مجموعه‏ای از سیستم‏های مرتبط، یك فاكتور حیاتی موفقیت است. یك مخزن مركزی دانش می‏تواند به ما در فایق آمدن بر مرزهای منطقه‏ای و تفكیك بین واحدهای كاری كمك كند. انبار دانش همچنین یك پیش نیاز حتمی برای برقراری ضوابط و معیارها برای ارزیابی ارزش مشتری و رقابت بازاریابی در گروههای مختلف محصولات است.

تغییر مدیریت- تشویق مدیران روابط برای تسخیر و انتشار دانش مشتری

علاوه بر درك مشتری به عنوان یك منبع ارزشمند دانش، مدیریت ارشد برای تشویق یك فرهنگ سازمانی كه كاركنان در آن برای تسهیم دانش «برای، از و درباره» مشتریان با یكدیگر و استفاده از دانش فراهم آورده شده توسط دیگران برانگیخته شوند، تلاش می كند.



نتیجه‏گیری

CRM به‌طور سنتی به‌عنوان ابزاری برای ارتباط دادن مشتریان به شركت توسط برنامه‏های وفاداری مختلف معروف است، اما شاید بزرگترین منبع ارزش را كنار گذاشته بود: دانش موجود در مشتریان. زمانی‌كه هر دوی KM و CRM برای به‌دست آوردن دانش مشتری متمركز می‏شوند، مدیریت دانش مشتری، به عنوان یك فرایند استرات‍‍‍ژیك در سازمانهایی كه مشتریان خود را از دریافت منفعلانه محصولات و خدمات فراتر برده و با دادن اختیار به عنوان شركای دانش، در نظر می‏گیرند، ظهور می‏كند. چارچوب مطرح شده در این مقاله برای اجرای مدیریت دانش مشتری، متخصصان را در به‌كارگیری موفقیت آمیز دانش برای، از و درباره مشتری در جهت نیل به كارائی بیشتر نوآوری‏های CKM یاری می‏كند. لازم به ذکر است که در این راه و برای به خدمت‏گیری تمامی دانش مشتری، مدیریت هر سه جریان دانش بطور همزمان ضروری است. ?



منابع



1- MICHAEL GIBBERT, MARIUS LEIBOLD, GILBERT PROBST, (2002) Five Styles of Customer Knowledge Management, and How Smart Companies Use Them To Create Value, European Management Journal Vol. 20, No. 5, pp. 459–469.

2- HARALD SALOMANN, MALTE DOUS, LUTZ KOLBE, WALTER BRENNER, (2005) Rejuvenating Customer Management: How to Make Knowledge For, From and About Customers Work, European Management Journal Vol. 23, No. 4, pp. 392–403.

3- Taylor, S.A. and Baker, T.L. (1994) An assessment of the relationship between service quality and customer satisfaction in the formation of consumers’ purchase intentions. Journal of Retailing 70(2), 163–178.

4- Garcia-Murillo, M. and Annabi, H. (2002) Customer knowledge management. Journal of the Operational Research Society 53, 875–884.

5- Davenport, T.H., Harris, J.G. and Kohli, A.K. (2001) How do they know their customers so well? MIT Sloan Management Review 42(2), 63–73.

6- Turban.E,Mclean.E (2002) ,”Information technology for management” ,3 rd ed ,John wiley & Sons.Inc.

7- Hammer.M,Stanton.S.A,(1994),”Reengineering work: Don’t automate obliterate” ,Harvard business review ,(68:4),104-112

8- Ray.P (1994),”Collaborative information systems and business process design using simulation”,IEEE communications ,(32), pp .44-50.

9 -Gebert, H., Geib, M., Kolbe, L.M. and Brenner, W. (2003) Knowledge-enabled customer relationship management. Journal of Knowledge Management 7(5), 107–123.

10- Davenport, T.H. and Glaser, J. (2002) Just-in-time delivery comes to knowledge management. Harvard Business Review 80(7), 107–111.

11- Bhatt, G. (1998), “Managing Knowledge through people”. Knowledge and Process Management: Journal of Business Transformational, Vol.5 No.3, pp. 165-71.

12 - Glasser, P. (1998), “The Knowledge factor”, CIO,15 December, pp.1-9.

13- Patricia Seybold Group. An Executive’s Guide to CRM, March 21,2002

14- Sparks.G(2005),”The business process model”, In http//:www.sparxsystems.com.au/WhitePapers/The_Class_Model.pdf . [April 2005].



‍15- تامس اچ دانپورت، لارنس پروساک «مدیریت دانش» مترجم دکتر حسین رحمان سرشت، واحد آموزشی شرکت طراحی مهندسی و تامین قطعات ایران خودرو، 1379



? دكتر محمدرضا غلامیان: عضو هیئت علمی دانشگاه علم و صنعت ایران

? ? بابك ابراهیمی: دانشجوی كارشناسی مهندسی صنایع دانشگاه علم و صنعت و دبیر مركز كارآفرینی دانشگاه علم و صنعت ایران

? ? ? مریم خواجه افضلی: دانشجوی كارشناسی مهندسی صنایع دانشگاه علم و صنعت ایران
+ نوشته شده در  جمعه 24 آبان1387ساعت 18:0  توسط مصطفی حسین نژادی  | 

« شرح مختصری از زندگی استاد دکتر سید مهدی الوانی »     

 

در دی ماه سال 1323 شمسی در محله امیریه تهران متولد شدم، پدرم حاج سید حسن، انسانی خودساخته بود كه مشقت‌ها و سختی‌های زندگی را بر خود هموار ساخت تا فرزندانش از تحصیلات خوبی برخوردار گردند. زندگی او برای ما سرمشقی بود كه اگر توفیقی داشته‌ام از الگوی زندگی او بوده است. اسانی منضبط، جدی و پركار بود كه تا آخرین سالهای عمر از كوشش و تلاش باز نایستاد، روانش شاد باد. مادرم نیز زنی فداكار بود كه در تمامی ایام زندگی همراه پدر در سفر و حضر، ما را در كنف حمایت خود داشت و دریغا كه زحمات و مهربانی‌های بیكرانش را هیچگاه نمی‌توانم پاسخگو باشم.

آموزش ابتدایی را در مدرسه بیهقی كه مدیری سختگیر و جدی داشت شروع كردم، ایام مدرسه دوست‌داشتنی نبود، بچه‌هایی را كه چوب و فلك می‌كردند و شاگردانی را كه با كاغذی در گردن آویزان، در كلاسها می‌گرداندند، همیشه در ذهنم هست. كلاسها همیشه مملو از غبار بود و ذهن من هم هنوز غبار آن زمان را دارد، غبار دلتنگی و آزردگی دوران كودكی. بعد از مدرسه بیهقی به مدرسه مصباح مرجانی آمدم كه مدرسه بهتری بود و از آنجا گواهینامه ششم ابتدایی را اخذ كردم.

سال اول دوره متوسطه را در دبیرستان حكیم نظامی گذرانیدم. مدرسه‌ای با یك حیاط بزرگ بیرونی و یك حوض پر از نیلوفرهای آبی و حیاط اندرونی و كلاسهای متعدد، كف كلاسها آجر و خاك بود و زمستانها بخاری‌های زغال‌سنگی، كلاسهای سرد را گرم می‌كرد. دبیرستانی با یك ناظم سخت‌گیر و چوب به دست و فراشهای پیر و اخمو، اما معلمین مهربان و دلسوز كه از میان آن تیره و تاری مدرسه، هنوز چهره‌هایشان در خاطرم هست. در میان دبیران، دبیری داشتیم بنام آقای صفوت كه به ما ادبیات درس می‌داد و قبل از آنكه علم و دانش ایشان بر من اثر گذارد منش و روش وی مرا شیفته خود می‌ساخت. از او رسم معلمی آموختم و این نكته شاید برای آنان كه به حرفه علمی مشغولند جالب باشد كه برای معلم قبل از آنكه علم مهم باشد اخلاق واجد اهمیت است و دانشجویان من بیش از آنكه از علمشان بهره گیرند، از سرچشمه خلق و خویشان بهره‌مند می‌شوند. از آنجا بود كه یاد گرفتم اخلاق، علمی بالاتر و برتر از اندیشه علمی است.

ابتدا دوره‌ای را به عنوان آموزش نظامی در پادگان شاه‌آباد غرب كه اكنون اسلام‌آباد غرب نام گرفته است، گذرانیدم. در پادگان فرماندهی داشتیم میانسال كه در مورد سربازان بسیار سخت‌گیر و در عین حال با محبت بود. دوره آموزشی به سرعت سپری شد و در توزیع، ما را به عنوان سپاهی دانش در دهكده سردهلق كه از توابع صحنه كرمانشاه بود جایابی كردند.

دوران ده برای خودش دورانی بود، در عمارتی ساكن بودم كه مدرسه سه اطاقه‌ای بود رو به گورستان ده كه منظره‌ای غم‌انگیز داشت. راه را باید با اسب یا قاطر طی می‌كردیم و گاهی هم پیاده. ده از تسهیلات اولیه از جمله حمام محروم بود ولی بچه‌های مدرسه زرنگ و باهوش بودند. كلاسی داشتم كه از سال اولی در آنجا درس می‌خوانند تا سال ششمی. هر كلاسی در یك ردیف نیمكت می‌نشستند. دخترها را به مدرسه نمی‌فرستادند و خلاصه بعد از مدتی از ده مرخص شدم و‌آمدم به تهران. رشته ادبیات انگلیس را در دانشگاه ملی شروع كردم. در محضر استادانی چون دكتر سید صادق گوهرین كه تفسیر مثنوی می‌گفتند و استاد عماد خراسانی كه ترجمه می‌گفتند و استاد كریمان كه ادبیات فارسی را تدوین می‌كردند تلمذ كردم. البته استادان خارجی هم بودند كه انگلیسی و آلمانی را در محضر آنان خواندم. دكتر گوهرین بیشترین اثر را در این ایام بر من گذاشت. كلاسهای ایشان فضایی روحانی داشت كه با كلام مولانا درهم می‌آمیخت و جذبه خاصی را به وجود می‌آورد. همیشه آرزو داشتم بتوانم در دانشجویانم چنین حالت جذبه و شوری را ایجاد كنم.

پس از دوره لیسانس، وارد فوق لیسانس مدیریت آموزش و پرورش در دانشگاه تهران شدم، آنجا هم استادانی چون دكتر کاردان، دكتر سرمه، دكتر نیساری، دكتر برهان‌منش، دكتر شریفی، ... داشتم بعد آمدم به فوق لیسانس علوم اداری در دانشگاه تهران و آنجا هم از استادانی چون دكتر بشارت، دكتر اقتداری، دكتر صدقی، دكتر اكبری درس آموختم و در همین ایام كار خودم را بصورت رسمی در وزارت كشاورزی آغاز كردم، شغلم كارشناس بهبود روشها بود. مدتی كه در آنجا كار كردم رئیس اداره شدم و چون علاقه به تدریس و تعلیم بیشتر بود به مركز آموزش مدیریت دولتی كه متولی آموزش مدیران است، منتقل و مربی آموزشی شدم.

پس از عزیمت به آمریکا دانشگاه كالیفرنیای جنوبی، فوق‌لیسانس و دكترای مدیریت دولتی گرفتم. در آنجا فیلسوفی بود به نام راموس Ramos كه برزیلی تبار بود. برای درك مطالبش سعی وافر كردم و مقاله «نقد عقل ابزاری» بخشی از تأثیرات این استاد بر من بود.

خاطرم هست كلاسهای این استاد در عمارت كوچكی كه در كنار دانشگاه قرار داشت و او آنجا را كلبه می‌نامید برگزار می‌شد. پیپ بزرگی داشت كه دائم آن را روشن می‌كرد و در طول كلاس ضمن صحبت كردن آن را دود می‌كرد. نقد او از تئوریهای بازاری و دیدگاههای تحصلی و كمی، همواره در ذهن من بوده و هست.

نكته دیگری كه از كلاس ایشان بخاطر دارم، اداره كلاس تئوری‌های مدیریت بهمراه استاد جوانی بنام نایگرو بود كه بعد كتاب معروف مدیریت دولتی جدید را نوشت. ایندو در كلاس با هم بحث و جدل می‌كردند و همه ما را به بحث فرا می‌خوانند و كلاس سه ساعته ما را پربار می‌كردند. وقتی به ایران بازگشتم و دوره دكترا در دانشكده مدیریت دانشگاه تهران آغاز بكار كرد قرار شد درسهایی را با دو استاد برگزار كنیم كه چندان موفق نبود و در مقایسه با كلاسهای آنجا به من یاد داد كه ما برای كار گروهی آماده نیستیم حتی در دانشگاه و كار علمی.

سال 1360 به ایران بازگشتم. انقلاب تغییرات بسیاری در همه جا از جمله دانشگاهها به وجود آورده بود. با فراز و نشیب‌ها و برخی بی‌مهری‌ها ساختم و مراتب مختلف دانشگاهی را طی كردم و در سال 1370 استاد شدم و در سال 76 به عنوان استاد نمونه انتخاب گردیدم. مدتی رییس دانشكده حسابداری و مدیریت دانشگاه علامه طباطبایی و زمانی هم مدیر گروه مدیریت دولتی بودم.

در این دوران كتاب و مقالات چندی نوشته‌‌ام كه در فهرست ضمیمه آمده است و همیشه سعی‌ام این بوده است كه آگاه شوم و آگاه كنم و برای كشور و هموطنانم مفید باشم.

در سال 1355 ازدواج كردم كه حاصل آن پسری به نام سیدپیمان و دختری بنام سیدپریسا است. كه هر دو در دانشگاه مشغول به تحصیل هستند.

درخصوص نقش مدیریت در توسعه ایران
از نظر نقش دانش مدیریت در توسعه كشور، عقیده دارم كه مشكل ما دانش مدیریت نیست بلكه ایجاد باور این دانش مانند سایر رشته‌های علمی، نزد سیاست‌گذاران و تصمیم‌گیرندگان عالی‌رتبه كشور است. اگر آنان این باور را داشته باشند این دانش به عرصه عمل پا خواهد نهاد و مسلماً نقش عمده‌ای در توسعه كشور خواهد داشت، همانگونه كه در كشورهای موفق دنیا چنین بوده است.

شرح احوال علمی و آموزشی
نام: دكتر سید مهدی الوانی
تاریخ تولد: 1323
محل تولد: تهران
مرتبه: استاد
پایه: 24
شماره شناسنامه: 2319

سوابق تحصیلی
• دیپلم ریاضی دبیرستان مروی تهران، سال 1342
• لیسانس زبان و ادبیات انگلیسی ـ دانشگاه ملی ایران، سال 1349
• فوق لیسانس علوم تربیتی ـ دانشگاه تهران، سال 1351
• فوق لیسانس علوم اداری ـ دانشگاه تهران ، سال 1356
• فوق لیسانس مدیریت دولتی ـ دانشگاه كالیفرنیای جنوبی آمریكا ،‌سال 1361

رساله‌های پایان تحصیلات
• رساله دوره لیسانس: بررسی اشعار رابرت فرست به انگلیسی، 1349
• رساله دوره فوق لیسانس علوم تربیتی: پژوهشی در زمینه مدارس جامع، 1351
• رساله دوره فوق لیسانس علوم اداری: پژوهشی پیرامون مشكلات سازمانی و عدم ارضاء نیازهای كاركنان، 1356
• رساله دوره دكتری: نظریه‌های مدیریت از دیدگاه اسلام به انگلیسی، 1361

سوابق شغلی
• كارشناس امور اداری ـ وزارت كشور، 1349 تا 1352
• رئیس اداره بهبود روش‌ها ـ وزارت كشاورزی، 1352 تا 1354
• مربی آموزشی مركز آموزش مدیریت دولتی، 1354 تا 1360
• رئیس اداره آموزش مركز آموزش مدیریت دولتی، 1354 تا 1355
• رئیس انتشارات مركز آموزش مدیریت دولتی، 1355 تا 1357
• استادیار مجتمع دانشگاهی علوم اداری و مدیریت بازرگانی، 1360 تا 1368
• دانشیار دانشگاه علامه طباطبایی، 1368 تا 1373
• رئیس دانشكده حسابداری و مدیریت ـ دانشگاه علامه طباطبایی، 1368 تا 1372
• استاد دانشگاه علامه طباطبایی، 1373
• عضو كمیته مدیریت سازمان سمت از 70 تا 74
• عضو كمیته تخصصی دفتر گسترش دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی از 70تاكنون (79)
• عضو شورای دانشگاه از 70 تا 72
• عضو شورای تخصصی اداری وزارت علوم و آموزش عالی از 69 تا 70
• عضو صاحبنظر كمیته اصلاحات اداری وزارت بهداشت، درمان و آموزش پژشكی از 77 تا 79
• عضو هیأت مدیره سازمان مدیریت صنعتی از 76 تا 79
• مشاور مدیریت طرح مطالعات الگوی برنامه‌ریزی و اجرای امنیت غذا و تغذیه كشور 1377
• مدیر گروه مدیریت دولتی دانشگاه علامه طباطبایی از 73 تا 77
• مدیر گروه مدیریت دولتی مجتمع آموزش عالی قم از 77 تا كنون (79)
• سردبیر نشریه مطالعات مدیریت از 77 تا كنون (79)
• عضو هیأت مدیره سازمان بین‌المللی توسعه مدیریت از 77 تا 79
• عضو هیات تحریریه نشریات: برنامه و توسعه ، مدیریت دولتی به مجتمع آموزشی عالی قم، مدیریت و توسعه، تدبیر، مطالعات دفاعی استراتژیك
• مشاور بانك كشاورزی از 77 تا كنون (79)
• سرپرست كمیته تخصصی مدیریت شورای عالی برنامه‌ریزی وزارت علوم از سال تا كنون (79)
• استاد نمونه سال 77
• چهره ماندگار سال 82
• معاون آموزش دانشگاه علامه طباطبایی از سال 1382 تاكنون 83

سوابق آموزشی
تدریس دروس مدیریت در سطوح كارشناسی، كارشناسی ارشد، دكترای مدیریت و حسابداری در دانشگاه‌های تهران، تربیت معلم، تربیت مدرس، شهید بهشتی، علامه طباطبایی، مجتمع آموزش عالی قم، دانشگاه فرماندهی و ستاد نیروی هوایی.

راهنمایی پروژه‌ها و رساله‌های تحصیلی رشته مدیریت در سطوح كارشناسی، كارشناسی ارشد و دكتری.

فعالیت‌های پژوهشی
• پژوهشی در زمینه میزان اثربخشی طرح‌های واگذاری برخی از كارهای دولتی به بخش خصوصی در دانشگاه‌های مستقر در تهران، 1372
• پژوهشی در زمینه میزان اثربخشی طرح‌های واگذاری برخی از كارهای دولتی به بخش خصوصی در دانشگاه‌های مستقر در تهران، 1372
• پژوهشی در زمینه فشارهای عصبی مدیران، به اتفاق دكتر ابطحی، 1370

مقالات
• جذب نیروهای انسانی كارآمد، ترجمه، مدیریت امروز، تابستان 1352
• گروه‌های نامتجانس، ترجمه، مدیریت امروز، بهار 1353
• ابعاد زمان در مدیریت در مدیریت، ترجمه،‌ مدیریت امروز، تابستان 1353
• مدیریت و تكنولوژی، ترجمه،‌ مدیریت امروز، پاییز 1353
• تجزیه و تحلیل مبتنی بر واكنش‌های متقابل، ترجمه،‌ مدیریت امروز، زمستان 1353
• افول احساس وفاداری و تعلق سازمانی، ترجمه،‌ مدیریت امروز، بهار 1354
• امكانات مدیران در رهبری یا هنرهای مدیریت، ترجمه،‌ مدیریت امروز، پاییز 1354
• برداشتی نو از مدیریت، ترجمه،‌ مدیریت امروز، زمستان 1354
• نظام بودجه‌بندی طرح و برنامه، ترجمه،‌ مدیریت امروز، بهار 1355
• بازنشستگی گام به گام، ترجمه،‌ مدیریت امروز، پاییز 1355
• قبول اختیار، ترجمه،‌ مدیریت امروز، زمستان 1355
• فن همانندسازی، ابزاری برای مدیران، ترجمه،‌ مدیریت امروز، بهار 1356
• مقدمه‌ای برای آشنایی با سازمان‌های ماتریسی، مدیریت امروز، تابستان 1356
• پژوهشی در زمینه برخی از مشكلات سازمانی و عدم ارضاء نیازهای كاركنان، تحقیق، مدیریت امروز، بهار 1357
• نظریه برابری، بحثی در رفتار سازمانی،‌ ترجمه،‌ مدیریت امروز، بهار 1357
• بودجه‌بندی بر مبنای صفر، تالیف، مدیریت امروز، تابستان 1357
• نقش قضایای اداری در آموزش مدیریت،‌دانش مدیریت، تابستان 1367
• كاربرد الگوی تحقیق تجربی در مدیریت، دانش مدیریت، پاییز 1367
• بهره‌گیری از ساختارهای خزانه‌داری در توسعه صنعتی (2 بخش)، پیام پتروشیمی، زمستان 1371
• سبك شما در مدیریت تعارض چیست، مطالعات مدیریت، زمستان 1371
• مقدمه‌ای در آشنایی با سیستم‌های متخصص، مدیریت دولتی، تابستان 1372
• مقدمه‌ای بر مطالعات تطبیقی در مدیریت دولتی، بهمراه آقای واعظی، مطالعات مدیریت، تابستان و پاییز 1372
• نظام كنتزل استراتژیك و آینده‌نگر در مدیریت، فصلنامه اقتصاد كشاورزی و توسعه، زمستان 1372 با آقای طلایی
• سازمان‌های یادگیرنده یا دانش‌آفرین، مدیریت دولتی، شماره 27-26
• بهره‌وری از دیدگاه نظریه فعالیت، تألیف، مدیریت دولتی، شماره 30-29
• در جستجوی دانش جدید خط مشی‌گذاری، تألیف، نشریه كنترولر، شماره 1، بهار 1375
• چگونه مدیر می‌تواند شنونده خوبی باشد، ترجمه: نبیین و گریفین، تازه‌های مدیریت، شماره 12 و 13 در ماه 4/75 چاپ شده است.
• استفاده بهینه از زمان، تالیف، تحول اداری،‌ شماره 12 و 13، در ماه 4/75 چاپ شده است.
• پدیدارشناسی مبنایی برای پژوهشهای علوم انسانی،‌ تألیف، تحقیق در علوم انسانی، شماره 1، سال 1375
• نظریه بی‌نظمی یا نظم غایی، تألیف ، مدیریت دولتی،‌شماره 31، زمستان 1374، منتشر شده در 1375
• مسئولیت اجتماعی مدیران،‌تألیف، تحول، شماره 28، آبان 1375
• بهبود مدیریت از طریق ارزیابی شبكۀ مدیریت، ترجمه، تازه‌های مدیریت، شماره 15، بهمن 1375
• سرنوشت كار از دو دیدگاه، تألیف ، نامه فرهنگ، سال 7، شماره 2، 1376
• سازمانهای بحران‌پذیر و بحران‌ستیز، تألیف، دانش مدیریت، 35 و 36،‌زمستان 75، بهار 76
• سازمان مجازی،‌ مدیریت دولتی، 41 و 42، پاییز و زمستان 1377
• اعجاز گران مدیریت، مدیریت دولتی، شماره 44، تابستان 78
• تصمیم‌گیری از نگاه نظریه آشوب، با دانایی فرد، تحول اداری،‌ دوره 5، شماره 21
• بازتاب جلوه‌های نظریه بی‌نظمی در مدیریت، مطالعات مدیریت، 21 و 22 و بهار و تابستان 78
• پژوهش كیفی،‌مطالعات مدیریت، 20و زمستان 77
• ضرورت تدوین منشور اخلاقیات سازمانی، تحول اداری، دوره 5 ـ شماره 19، آذر 77
• مدیر بحران‌آفرین، كنترولر،‌ شماره 3 و 4، پاییز و زمستان 75
• در جستجوی مدلی برای تصمیم‌گیری در شرایط مبهم و بی‌نظم، مدیریت دولتی، 37، تابستان 76
• آیین‌ها و رسوم سازمانی، طریقی در شناخت فرهنگ سازمانی، مدیریت و توسعه، شماره 1، تابستان 78
• مؤسسه تحقیقات و آموزش مدیریت (وابسته به وزارت نیرو)
• نقش مدیریت در ایجاد و توسعه سرمایه اجتماعی، تدبیر، سال دهم ، شماره 100، بهمن 78
• مدیریت كیفیت جامع و پرسشهای بی‌پاسخ، نشریه مجتمع آموزش عالی قم، سال اول، شماره 3، پاییز 1378، به همراه دانایی‌فرد
• تجدید ساختار نظامهای اداری، یك اصل محوری در توسعه، مدیریت توسعه، شماره 3، زمستان 1378، به همراه شیروانی
• سازمان دانشی، كنترولر، كنترولر سال 2، پاییز و زمستان 77
• مدیریت توسعه پایدار، مدیریت و توسعه، سال 1 شماره 4، بهار 79
• مسئولیت جهانی و توسعه، مدیریت و توسعه، سال 1 شماره 5، تابستان 79 به همراه عربشاهی
• دولت مدیریتی و مدیریت دولتی، مدیریت دولتی، شماره 47، بهار 79
• نظریه انتخاب عمومی و ضرورت تحول در ساختار اداری، مطالعات مدیریت، شماره 23 و 24 پاییز و زمستان 78
• نقش مؤلفه‌های ارزشی در آن نقش فشار عصبی، نشریه مجتمع آموزش عالی قم، سال 2 شماره 5، منتشره در پاییز 79 بهار 79 به همراه قلی پور
• تصمیم‌گیری شهودی به ویژگیها و كاربردها، فصلنامه مطالعات دفاعی استراتژیك، شماره 5 و 6 ، تابستان و پاییز 79
• منشور اخلاقیات سازمانی در كلام مولی علی (ع)، مدیریت دولتی،‌شماره 48 و 49 تابستان و پاییز 79
• ویژگیهای نظام كارآمد نظارتی (1)، دیده، نشریه سازمان بازرسی كل كشور، شماره 5، دی و بهمن 79
• موانع ساختاری اجرای برنامه‌های توسعه در ایران، مدیریت و توسعه، شماره 7، زمستان 79

كتابها
• مدیریت بر مبنای هدف و نتیجه،‌ترجمه، چاپ سوم، مركز آموزش مدیریت دولتی، به اتفاق دكتر معتمدی
• مدیریت عمومی، تألیف، چاپ هفتم، نشر نی
• مدیریت تولید، تألیف، چاپ پنجم، آستان قدس رضوی، مهندس میرشفیعی
• تصمیم‌گیری و تعیین خط مشی دولتی، تألیف، چاپ سوم، سمت
• مباحث ویژه مدیریت دولتی، تألیف، چاپ اول، پیام نور،‌ به اتفاق دكتر زاهدی
• نظام‌های اداری تطبیقی، تألیف، پیام نور
• خویشتن‌شناسی مدیران، ترجمه و اقتباس، چاپ اول، نشر نی
• اصول و مبانی جهانگردی، تألیف، چاپ اول، بنیاد مستضعفان،به اتفاق زهره دهدشتی
• گفتار هراسی، ترجمه و اقتباس، چاپ اول، نشر نی،به اتفاق هاشمی
• رفتار سازمانی، ترجمه، چاپ اول 1374، نشر مروارید، به اتفاق دکتر معمارزاده
• هفت گام به سوی كامیابی، ترجمه، چاپ اول 1376، نشر نی،به اتفاق اشرفی پیروز بخت
• تئوری سازمان، ترجمه، چاپ سوم 1376، نشر صفار، بهمراه دانایی فرد
• مدیریت دولتی نوین، ترجمه، چاپ اول 1376، نشر مروارید،به اتفاق دكتر خلیلی، دكتر معمارزاده
• مسئولیت اجتماعی مدیران، تألیف، سال اول 1377، مركز آموزش مدیریت دولتی، به اتفاق قاسمی
• آینده كار، جیمز رابرتسون، ترجمه، اول 1378، نشر نی،به اتفاق دانایی‌فرد
• مدیریت تحول در سازمان، نگارش و ترجمه، اول 1379، نشر صفار،به اتفاق دانایی‌فرد
• تئوری‌های سازمان دولتی، ترجمه، چاپ 1380، نشر صفار، به اتفاق دانایی‌فرد
• مدیریت تعارض
• گفتارهایی در فلسفه تئوری‌های سازمان دولتی
• تئوری نظم در بی‌نظمی
• فرهنگ جامع مدیریت
• فرایند خط مشی گذاری عمومی
• آیین تندخوانی
• هفت راز زنان موفق
• مدیریت تطبیقی
• اداره امور دولتی تطبیقی
• قدرت انتقاد سازنده
• مدیریت و سرمایه اجتماعی
• سنجش كیفیت خدمات در بخش عمومی
• آموزه‌هایی برای استقرار مدیریت كیفیت

سمینارها
• بازسازی اقتصادی جمهوری اسلامی ایران (مقاله ممتاز)، تربیت مدرس، سخنران، 1368
• سمینار بررسی مسائل اداری ایران، علامه‌طباطبایی، سخنران، 1369
• سمینار مدیریت و سازماندهی آموزش بزرگسالان، مؤسسه بین‌المللی سوادآموزی بزرگسالان، سخنران، 1379
• سمینار تحول اداری (مقاله برجسته)، تربیت مدرس، سخنران، 1370
• سمینار جغرافیایی: جهان بینی،‌سیاست و محیط، تربیت مدرس، سخنران، 1371
• سمینار ایرانگردی،‌ جهانگردی و توسعه (مقاله برگزیده)، وزارت كشور، سخنران، 1372
• سمینار مدیریت و توسعه، دانشگاه آزاد اسلامی ایران، سخنران، 1372
• سمینار فرهنگ و توسعه، وزارت ارشاد، سخنران،‌1371
• سمینار ایرانگردی، جهانگردی «فرهنگ و توسعه» (ساز و كارهای لازم برای توسعه پایدار جهانگردی)، وزارت ارشاد، سخنران، 1373
• همایش علمی ـ كاربردی بهبود كیفیت آموزش عمومی، اداره كل آموزش و پرورش، سخنران، آذر 1374
• بررسی و نقد برنامه دوم توسعه اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، دانشكده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی، ارسال مقاله، 1373
• سمینار وجدان كاری (نقش فرهنگ و وجدان كاری)، دانشگاه آزاد اسلامی، مقاله ـ سخنران، خرداد 1375
• دومین اجلاس بررسی راههای عملی حاكمیت وجدان كاری و انضباط اجتماعی، دانشگاه آزاد اسلامی، مقاله ـ سخنران، 3 و 4 دی ماه 1376
• اولین اجلاس بررسی عملكرد و خدمات دانشگاه آزاد اسلامی (دانشگاه آزاد اسلامی، ضرورتی در عصر مدیریت گرانی)، دانشگاه‌ آزاد اسلامی، مقاله ـ سخنران، 1378
• همایش بازرسی و نظارت (تأملی بر ساختارهای نظارتی) ، دانشگاه تهران، اردیبهشت 1376
• همایش برنامه سوم، سازمان برنامه و بودجه مركز همایش‌های صدا و سیما، مقاله ـ سخنران، 1377
• مدیریت دولتی جدید و توسعه ـ همایش نظام اداری و توسعه سازمان امور اداری و استخدامی كشور، مقاله ـ سخنران، 17 و 18 مرداد 78
• ویژگی‌های نظام كارآمد نظارتی در كشور،‌ دومین همایش بازرسی و نظارت، دانشگاه تهران و سازمان بازرسی كل كشور، آبان 79
• جایگاه فرهنگ در ساختار كلان كشور، همایش نقش و جایگاه دولت در توسعه فرهنگی‌ ـ سازمان برنامه ، پژوهشكده علوم انسانی و جهاد دانشگاهی، محل اجرا تالار علامه امینی دانشگاه تهران، 28 و 29 اردیبهشت 78

در مورد تألیفات و ترجمه‌ها
در سال 1351 مركز آموزش مدیریت دولتی كه در آن زمان تولیت آموزش مدیران دولتی را عهده‌‌دار، بود نشریه‌ای به نام «مدیریت امروز» را منتشر می‌كرد كه اولین نشریه مدیریت دولتی در كشور بود. من كار جدی ترجمه و تألیف را از این نشریه آغاز كردم. اولین مقاله‌ام در مورد «جذب نیروهای انسانی كارآمد» بود و بعدها مقالات متعدد به صورت ترجمه و تألیف، در این نشریه به چاپ رسانیدم.

اصولاً‌ اعتقاد من بر این است كه كار ترجمه می‌تواند برای ایجاد منابع علمی رشته مدیریت کاملاً مفید باشد و برخلاف نظر گروهی كه در ارزیابی‌های علمی، ارزش زیادی برای ترجمه قائل نیستند نظر بنده این است كه كار ترجمه اگر از منابع اساسی رشته‌های علمی باشد هم كار دشوارتری است و هم كار ارزشمندتری. زیرا ما را در رشته‌های علمی نیازمند ارتباط با دیگر ملل و كشورها هستیم و ترجمه راه این ارتباط را فرا روی ما می‌گشاید. البته ترجمه، لزوماً‌ یكطرفه نیست ما از دیگران می‌آموزیم و دیگران نیز از ما می‌آموزند و ترجمه در این حالت، تلاشی توسعه بخش خواهد بود.

توصیه من به همكاران جوانتر این است كه اگر قرار بر این است كه كار علمی چاپ و نشر انجام دهند، قبل از آنكه به تألیف اقدام كنند در زمینه ترجمه تجربه بیاموزند و سپس وارد وادی تألیف و تصنیف شوند. توصیه دیگر من این است كه اگر كسانی علاقمند به نگارش كتاب و مقاله هستند ابتدا این اطمینان در آنها بوجود آید كه خود، مطلب را كاملاً‌ درك كرده‌اند و ابهامی برایشان وجود ندارد، سپس اراده كنند كه به دیگران موضوع را انتقال دهند. درك مطلب و موضوع موجب می‌شود كه نویسنده بتواند به سادگی و روانی مطلب را به دیگران انتقال دهد. روان‌نویسی، ساده‌نویسی و رعایت ایجاز در نوشتن، همه توصیه‌هایی است كه اگر رعایت شود به توفیق نویسندگان می‌انجامد.

مشكلی كه امروزه در زمینه نشر كتب مختلف به ویژه كتب سازمانی و مدیریت می‌بینیم، عدم وجود فضای نقد در جامعه انتشاراتی كشور است، كتب بسیاری هر ساله در زمینه‌های مختلف به چاپ می‌رسد كه بدون آنكه نقدی بر آنها بشود روانه بازار می‌شوند و در چنین احوالی نباید انتظار داشت كه كتب و مقالات منتشر شده، از كیفیت بالایی برخوردار باشند. در واقع كت

+ نوشته شده در  شنبه 4 خرداد1387ساعت 17:4  توسط مصطفی حسین نژادی  | 

منابع کنکور کارشناسی ارشد مديريت صنعتی

سلام .این مطلب  برای دوست عزیزم سعید نوشتم که داره فارغ التحصیل میشه و ازم خواست تا منابع ارشد رو بهش بگم

انشا ا.. همه دوستان ارشد قبول بشن... یه دعایی کنید شاید منم قبول شدم

 

معرفی گرایش مدیریت صنعتی

 

هدف از این رشته عبارت است از :

آموزش نیروی انسانی متخصص ، مورد نیاز کارخانه ها ، موسسه ها و شرکتهای دولتی و خصوصی و نیز آشنایی دانشجویان با تئوریهای نوین مدیریت صنعتی

نقش و توانایی :

فارغ التحصیلان این گرایش می توانند در قسمتهای مدیریت تولید ، اداره حفاظت فنی ، و قسمت کنترل کیفیت کالا مشغول بکار شوند . ضمنا توانایی فعالیت در امور مربوط به مدیریت و کنترل پروژه را دارا می باشند .

شرکت کنندگان در این دوره ، علاوه بر آشنایی با مسائل نظری دانش مدیریت صنعتی ، با زمینه های نوین مدیریت صنعتی و جایگاه آن در عرصه عمل آشنا خواهند شد .

 


ضرایب دروس برای گرایشهای مدیریت صنعتی و تکنولوژی

ضرایب دروس برای گرایشهای مدیریت صنعتی و تکنولوژی

 

دروس

زبان عمومی و تخصصی

ریاضی و آمار

تئوریهای مدیریت

اقتصاد خرد و کلان

تحقیق در عملیات

مدیریت تولید

ضرایب

3

2

3

2

2

2

ضرایب گرایش مدیریت تکنولوژی - انتقال تکنولوژی و مدیریت صنعتی یکسان است


معرفی منابع کنکور کارشناسی ارشد مديريت صنعتی و تکنولوژی

در اين بخش سعي شده جامعيت منابع رعايت گردد لذا مناسب است پس از بررسي منابع ، نسبت به انتخاب بهترين و مهمترين منابع اقدام نماييد .

با اينحال سايت در راستاي فعاليت مشاوره اي خود ، تعدادي از كتب مهمتر را در هر گروه با ستاره مشخص مي نمايد . بديهي است تصميم نهايي در انتخاب منابع بر عهده داوطلب است .

ردیف

نام کتاب

تألیف

توضیحات

زبان عمومی و تخصصی

1

زبان عمومی کارشناسی ارشد *

آرمان اشراقی

 

2

English for Management

آرمان اشراقی

 

3

زبان تخصصی مديريت (مقدماتی و پیشرفت ه) *

داور ونوس

 

4

504 واژه ضروری زبان انگلیسی با ترجمه فارسی *

مترجم : محمدرضا مجدی

ویراستار : علی بهرامی

5

(GMAT) زبان تخصصی مدیریت

داور ونوس - پگاه شاپوری

 

6

انگلیسی برای دانشجویان مدیریت

دکتر فرهاد مشفقی

انتشارات سمت

7

انگبیسی برای دانشجویان علوم اجتماعی

مشفقی و افقری

انتشارات سمت

8

زبان عمومی

اباذر نورحسینی

انتشارات راهیان ارشد

9

گرامر از دبیرستان تا دانشگاه

عباس فرزام

 

10

Essential words for the TOEFL

Barron's

 

11

فرهنگ فراگیری دانش مدیریت

پاتريک مانتانا

ترجمه : خليلی شورينی

ردیف

نام کتاب

تألیف

توضیحات

تئوریهای مدیریت

1

مديريت عمومی *

مهدی الوانی

 

2

مبانی سازمان و مديريت *

علی رضائيان

انتشارات سمت

3

تجزیه و تحلیل و طراحی سیستم *

علی رضائيان

انتشارات سمت

4

مبانی مدیریت رفتار سازمانی *

علی رضائيان

انتشارات سمت

5

مدیریت منابع انسانی *

اسفنديار سعادت

انتشارات سمت

6

مبانی فلسفی و تئوریهای رهبری و رفتار سازمانی *

علی اکبر افجه

 

7

تستهاي طبقه بندي شده تئوريهاي مديريت

داور ونوس

 

8

تئوری و طراحی سازمان

استيفن رابينز

ترجمه:الوانی و دانائی فرد

9

مبانی مدیریت رفتار سازمانی

استيفن رابينز

ترجمه :اعرابی وپارسائيان

10

تئوری های سازمان

ريچارد ال دفت

ترجمه :پارسائيان و اعرابی

11

مدیریت رفتار سازمانی

هرسی و بلانچارد

ترجمه : علی علاقه بند

12

مروری جامع به نظریه های مدیریت سازمان

سيد رضا سيد جوادين

 

13

مدیریت منابع انسانی

ناصر مير سپاسی

 

14

تجزیه و تحلیل و طراحی سیستم ها

شمس السادات زاهدی

 

15

تئوریهای مدیریت

عبدالله جاسبي

فقط كنكور دانشگاه آزاد

16

سازمان و مديريت

رضا نجف بيگي

فقط كنكور دانشگاه آزاد

اقتصاد کلان

1

تست و خلاصه درس کارشناسی ارشد اقتصاد کلان *

محسن نظری

انتشارات نگاه دانش

2

2000 سوال چهارگزینه ای اقتصادکلان

محسن نظری

 

3

تست های اقتصاد کلان

تیمور رحمانی

 

اقتصاد خرد

1

تست و خلاصه درس کارشناسی ارشد اقتصاد خرد *

محسن نظری

انتشارات نگاه دانش

2

2000 سوال چهار گزینه ای اقتصاد خرد

محسن نظری

 

3

تئوري و مسائل اقتصاد خرد

دومنيك سالواتوره

ترجمه حسن سبحاني

ریاضیات

1

ریاضیات و کاربرد آن در مدیریت *

عالم تبریز

 

2

ریاضیات و کاربرد آن در مدیریت (جلد 1 و2)

ابراهیمی و صدقیانی

 

3

ریاضیات

هادی رنجبران

نشر کتاب دانشگاهی

4

تست و خلاصه درس رياضيات کارشناسی ارشد

نيکوکار

 

5

ریاضیات عمومی

امید محمودیان

 

ردیف

نام کتاب

تألیف

توضیحات

آمار

1

آمار و کاربرد آن در مدیریت (2جلد) *

عادل آذر - مومنی

انشارات سمت

2

آمار و کاربرد آن در مدیریت

صدقیانی - ابراهیمی

 

3

تست و خلاصه درس آمار کارشناسی ارشد

نيکوکار

 

4

آمار و احتمالات

هادی رنجبران

نشر کتاب دانشگاهی

پژوهش عملیاتی

1

پژوهش عملیاتی *

دكتر عارفه فدوي

انتشارات نگاه دانش

2

پژوهش عملیاتی ( برنامه ریزی خطی (

مهرگان

 

3

نکات و مفاهيم پژوهش عملياتی

مهرگان

 

4

تحقیق در عملیات (2 جلد )

اکبر عالم تبریز

چاپ پوران پژوهش

مدیریت تولید

1

مديريت توليد و عمليات *

هایده متقی

 

2

مفاهیم اساسی مدیریت تولید و عملیات *

جعفر نژاد - فاریابی باسمنج

 

3

مجموعه تست مديريت توليد *

هايده متقي

 

4

مدیریت تولید

الواني - شفيعي

 

 


ظرفیت دانشگاهها در رشته مدیریت صنعتی و تکنولوژی در سه سال گذشته

مدیریت صنعتی

  سال 84 سال 85 سال 86
روزانه تهران 32 32 36
روزانه شهرستان 21 31 41
کل روزانه 53 63 77
شبانه تهران 8 6 30
شبانه شهرستان 24 20 18
شبانه کل 32 26 48
غیر انتفاعی تهران - - -
غیرانتفاعی شهرستان - 15 30
کل غیر انتفاعی - 15 30
پیام نور تهران وکرج - - -
پیام نور شهرستان - - -
کل پیام نور - - -
کل 85 104 155

  

مدیریت تکنولوژی

  سال 84 سال 85 سال 86
روزانه تهران 11 6 5
روزانه شهرستان - - -
کل روزانه 11 6 5
شبانه تهران - 4 5
شبانه شهرستان - - -
شبانه کل - 4 5
غیر انتفاعی تهران - - -
غیرانتفاعی شهرستان - - -
کل غیر انتفاعی - - -
پیام نور تهران وکرج - - -
پیام نور شهرستان - - -
کل پیام نور - - -
کل 11 10 10

دانشگاههای ارائه دهنده رشته مدیریت صنعتی در دانشگاه آزاد

تهران علوم تحقیقات

تهران مرکزی

تهران جنوب

تبریز(فقط مرد)

اراک(فقط مرد)

سمنان(فقط مرد)

شیراز(فقط مرد)

فیروزکوه(فقط مرد)

قزوین (فقط مرد)

نجف آباد (فقط مرد)



مقایسه رتبه و محل قبولی داوطلبان مدیریت صنعتی و تکنولوژی کنکور سال 85

رشته و شهر قبولي

رتبه در گرايش مديريت صنعتي و تكنولوژي

مديريت صنعتي / دانشگاه تهران

11

مديريت صنعتي / دانشگاه تربيت مدرس

23

مديريت صنعتي / دانشگاه تهران

27

مديريت صنعتي / گرايش توليد / دانشگاه شهيد بهشتي

30

مديريت صنعتي / گرايش توليد / دانشگاه شهيد بهشتي

38

مديريت صنعتي / گرايش تحقيق در عمليات / دانشگاه شهيد بهشتی

89

مديريت صنعتي / دانشگاه بين المللي امام خميني قزوين

122

مديريت صنعتي / گرايش توليد / دانشگاه شهيد بهشتي / شبانه

129

مديريت صنعتي / گرايش توليد/ دانشگاه علامه طباطبايي / شبانه

156

مديريت صنعتي / گرايش توليد/ دانشگاه علامه طباطبايي/ شبانه

191

مديريت صنعتي / دانشگاه بين المللي امام خميني قزوين/ شبانه

233

مديريت صنعتي / موسسه آموزش عالي غير انتفاعي و غير دولتي كار – قزوين

295

مديريت صنعتي / موسسه آموزش عالي غير انتفاعي و غير دولتي كار – قزوين

305

مديريت صنعتي / گرايش توليد / دانشگاه مازندران/ شبانه

349

+ نوشته شده در  جمعه 3 خرداد1387ساعت 21:40  توسط مصطفی حسین نژادی  | 

رهبران نظريه كيفيت

اين مطلب را از ماهنامه تدبير برداشتم بچه هاي مديريت صنعتي و مهندسي صنايع بخوانند خيلي مفيد هستش

مديريت كيفيت يك ديدگاه فلسفي - مديريتي است كه هم اكنون با سرعت فزاينده جايگاه خود را در جوامع باز مي كند و توجه به نيازها و ابتكارات مشتريان، راههاي ارائه خدمات و ارتقاي كيفيت را اصل كار خود قرار مي دهد. همين توجه به كيفيت و تلاش براي بهبود دائمي نقش اساسي و مهم در توسعه كيفيت دارد. در سالهاي اخير نظامهاي ارتقاي مديريت كيفيت به سرعت متحول شده اند. از حدود دو دهه گذشته فعاليتهاي بازرسي ساده باروشهاي كنترل كيفيت تكميل با جايگزين گرديده اند تضمين كيفيت به وجود آمده و راه تكامل در پيش گرفته كه هم اكنون ارتقاي مستمر كيفيت با مديريت جامع كيفيت (TQM) جاي همه آنها را گرفته است.
ارائه الگوها و نظريه هاي مربوط به بهبود كيفيت فرآورده ها و خدمات، شعار امروز سازمانها شده است. پيروزي چشمگير ژاپني ها در چند دهه گذشته و ظرفيتهاي تحول اساسي توليدي و اقتصادي آنان، همراه با ارائه كيفيت ممتاز فرآورده ها و خدمات، انگيزه اساسي حركت در سمت تحول روندهاي مديريت براي دستيابي به كيفيت برتر و روشهايي بوده است كه مسائل پيچيده سازمانهاي امروزي را پاسخگوست. از آنجايي كه بحث مديريت كيفيت با سيستم و سازمان ارتباط دارد و مديريت بدون توجه به محيط و سيستم درون آن معنــي پيدا نمي كند به شرح سه واژه زير مي پردازيم:

سيستم: مجموعه اي از اجزاء كه روابط متقابل و نقش هركدام از اجزاء را درتامين هدفهاي سازماني موردمطالعه قرار مي دهد. در بحث از مديريت و كيفيت توجه كامل به سيستم و سازمان است.
مديريت: از مديريت تعاريفي مختلف شده است ازجمله هماهنگ كردن منابع انساني و مادي براي نيل به هدف و يا فرايندي كه به وسيله آن كوششهاي فردي و گروهي به منظور نيل به هدف مشترك هماهنگ مي شود و بالاخره مديريت انجام دادن كارها توسط ديگران است و به عبارت ديگر مديريت هم علم است و هم هنر. يك مدير براي پيش بردن اهداف سازمان خود نيازمند برنامه ريزي، سازماندهي، ايجاد انگيزش در كاركنان و كنترل دريافت بازخورد از عملكرد سازمان به منظور تطابق فعاليتها با برنامه ريزي به عمل آمده و تحقق اهداف سازماني است.

كيفيت: درعين حال كه واژه رايج و آشنايي است ولي تفاسير گوناگوني از آن مي رود كه لازم است در هر سازماني تعريف توافق شده از كيفيت براي افراد روشن شود. دكتر ابوالفتح لامعي در كتاب مباني مديريت كيفيت، كيفيت را اين چنين تعريف مي كند «كار درست را انجام دادن، به نيازها و انتظارات مشتريان پاسخ دادن».
مفهوم كيفيت ريشه در كار متخصصان صنعتي دارد. اهميت كيفيت در سالهاي 1940 و 1950 موردتوجه قرار گرفت. اول در بخش توليد و بعد بر روي بخشهاي خدماتي كاربرد يافت. مبتكر واژه كنترل جامع كيفيت يعني فايگنبام در سال 1951 كيفيت را اين چنين تعريف مي كند. كيفيت يعني توانايي يك محصول در برآوردن هدف موردنظر كه با حداقل هزينه ممكن توليد شده باشد، شايد پنج نفر از مشهورترين رهبران نظريه كيفيت كه تاثير اساسي در صنعت امروز جهان داشته اند، ادوارد دمينگ،
فيليپ كرازبي، جوزف جوران، تاگوچي وايشي كاوا باشند. دمينگ تامين رضايت مشتري و كاستن تغييرات را در تعريف كيفيت گنجانده است و كرازبي كيفيت را مطابق يك محصول يا خدمت با الزامات (ويژگيها و استـــانداردهاي) از پيش تعيين شده تعريف مي كند.

زنجيره واكنشي بهبود كيفيت
اساسي ترين روندي كه به ابداع و گسترش برنامه هاي كيفيت كمك كرده است دواير كنترل كيفيت (QUALITY CONTROL CIRCLES) بود كه به عنوان روش ساده اي براي بهبود كيفيت توسط ژاپني ها براي زماني دراز به كار گرفته شد و بتدريج كاربرد اين شيوه گسترش يافت و به عنوان يك راه زندگي سازماني در ژاپن جا باز كرده است.
در سالهاي دهه 1980 براساس تجربه هاي به دست آمده و آموخته هاي موسسات آمريكايي از ژاپن، پارادايم نويني كه كمي بعد به نام مديريت كيفيت جامع شهرت يافت شكل گرفت. دكتر ابوالفتح لامعي در سير تحول رسيدن به(TQM) ، چهار مرحله تقريباً مشخص را درنظر گرفته است:

بازرسي: شامل سنجش، ارزيابي و مقايسه نتايج است؛
كنترل كيفيت:روشهاي اجرايي و فعاليتهايي كه به منظـــور دستيابي به الزامات كيفيت انجام مي گيرند؛
تضمين كيفيت: همه فعاليتهاي برنامه ريزي شده و منظم كه در چارچوب نظام كيفيت به اجرا درآمده و اطمينان كافي به وجود مي آورند كه محصول يا خدمت حائز الزامات كيفي است

ارتقاي مستمر كيفيت: يك رويكرد مديريتي

است بر محور كيفيت و مبتني بر مشاركت همه كاركنان، با هدف دستيابي به موفقيت درازمدت ازطريق كسب رضايت مشتريها و تامين منافع همه اعضاء، سازمان و جامعه.
چهارمين و بالاترين سطح يعني ارتقاي مستمر كيفيت (TQM) دربرگيرنده و كاربرد اصول مديريت كيفيت در هر سطحي و هر شاخه اي از سازمان است. يك رويكرد سازمان شمول است كه هر فردي از اعضاي سازمان در آن مشاركت دارد. يك جهت گيري كيفيتي - مديريتي و فلسفي است كه بر سه محور مطالعه فرايندها، ارتقاي مستمر و كسب رضايت مشتريها تاكيد دارد. به طور ساده مديريت كيفيت جامع عبارت است از همكاري هر عضوي از سازمان براي توليد محصول يا ارائه خدمت كه مطابق با نيازها و انتظارات مشتريها باشد.
جايزه مالكولم بالدريج: در سال 1987 آمريكا در مقابل جايزه دمينگ جايزه اي را به نام مالكوم بالدريج وزير تجارت فقيد اين كشور در سالهاي 1981 تا 1987 ايجاد و رئيس جمهور آمريكا آن را امضا كرد. اين جايزه براي معرفي شركتهايي كه به بالاترين سطح كيفيت خود و اجراي(TQM) دست يافته اند، طراحي شده است و همه ساله به حداكثر شش شركت تعلق مي گيرد. پايه هاي مديريت جامع كيفيت در اصل از دو دهه 1950 پي ريزي شده است اما از اوايل 1980 نقش موثر خود را به عنوان يك شيوه جديد ايفا كرده است. در شكل گيري و روند تكاملي مديريت جامع كيفيت دانشمندان زيادي نقش داشته اند كه به شرح روش چندتن از مهمترين آنها كه پيش از ديگران در روند تكاملي موثر بوده اند مي پردازيم.

دمينگ
پايه اوليه مديريت كيفيت توسط دكتر دبليوادوارد دمينگ كه يك دانشمند آمريكايي است درسالهاي پس از جنگ جهاني دوم در ژاپن پي ريزي شد.
دمينگ كنترل كيفيت آماري فرايند (SPC) را به ژاپني ها آموخت و هميشه اين نظر را حفظ كرد، كه مديريت بايد دركي از انحراف آماري داشته باشد او نظريه SPCرا طي جنگ جهاني دوم با موفقيت در ايالات متحده پياده كرد وتوانست طراحان، مهندسان و بازرساني را براي فعاليتهاي جنگ آموزش بدهد، آموزش او به كاهش بسيار در ضايعات و دوباره كاري منجر شد و به بهبود بهره وري انجاميد. دمينگ اصرار دارد كه تغيير سيستم و فرايندها با مسئوليت مديران است و آنها بايد انحرافات درسيستم ها و فرايندها را با استفاده ازنمودارهاي كنترل بشناسد و كنترل كنند. او آموزش مي دهد كه تمام سيستم ها، حاوي مقدار معين انحراف هستند يعني عملكرد آنها حول مقدار متوسطي گاه بيشتر از حد متوسط و گاه كمتر از آن تغيير مي كند ازجمله مثالهاي گوناگوني عملكرد عبارتند از: - مدت زماني كه طول مي كشد تا هيئت تحقيق به وسيله تلفن پاسخ گويند؛
- مدت زمان پرداخت صورتحساب؛
- تعداد خطا در پرداخت؛
- تعداد شكايات از مشتريان درون سازماني درمورد دريافت اطلاعات غلط؛
- تعداد ساعات كار تلف شده در اثر تاخير شروع گردهمايي؛
- مدت انتظار مشتري در صف؛
- درصد قطارهايي كه به موقع وارد مي شوند؛
- امتيازها در بازنگري عملكرد مديران.
درواقع دو نوع گوناگون وجود دارد. آنها كه حاصل علل هستند و آنها كه در نتيجه علل خاص ايجاد مي شوند. انحراف با علل عام نتيجه رويدادها يا حوادث غيرعادي است كه به خارج از كاركردهاي معمول اين سيستم مربوط مي شود. مديريت امروز دكتر ادوارد دمينگ را به عنوان «پدر مديريت كيفيت» درنظر مي گيرد. اولين كليد ارتقاي كيفيت فراگيري روشهاي آماري كنترل فرايندهاست. دومين كليد دستيابي به ارتقاي مستمر كيفيت اين است كه مديريت و ارتقاي كيفيت يك مسئوليت همگاني است و سوم اينكه هر كاري جزئي از يك سيستم است كه مي توان به روش مختلف سازماندهي كرد تا پاسخگوي نيازها و انتظارات مشتريها باشد.
شهــــرت دمينگ نتيجه نظريه هاي او و به خصوص ٍ«برنامه 14 نكته اي»، «چرخه دمينگ» و نظريه بيماريهاي مرگبار» اوست. 14 نكته او فلسفه اي براي مديريت ارائه مي كند:
1 - ايجاد ثبات، در هدف بهبود فرآورده و خدمت؛ 2 - پذيرش فلسفه نوين؛ 3 - خودداري ازمتكي بودن به بازرسيهاي گسترده؛ 4 - اجتناب از روشهاي كسب و كار تنها برپايه عامل قيمت؛ 5 - بهبود مداوم سيستم هاي توليد و خدمات؛ 6 - نهادينه كردن آموزش؛ 7 - نهادينه كردن رهبري؛ 8 - برطرف كردن ترس در كاركنان؛ 9 - فروپاشي سدهاي ميان وظايف ستادي؛ 10 - زدودن شعارهاي تهي و تعيين هدفهاي توليدي براي كاركنان؛ 11 - زدودن سهميه هاي كمكي؛ 12 - زدودن سدهاي موجود در راه احساس غرور و استادي كاركنان؛ 13 - نهادينه كردن برنامه هاي منسجم تحصيلي و آموزش؛ 14 - اقدام و عمل در به ثمر رساندن دگرگوني سازمان. اين چهارده نكته، اساس كار دمينگ براي تغيير صنايع آمريكا در همه جا، در شركتهاي بزرگ و كوچك فعال در زمينه ساخت صنعتي محصولات يا خدمات هستند.
«بيماريهاي مرگبار» كيفيت به تعبيري كه دمينگ از آنها دارد در مسير تحول وجود دارد و اين بيماريها عبارتند از: فقدان انسجام هدف در برنامه ريزي محصول يا خدمات؛ تاكيد بر سود كوتاه مدت؛
سيستم رتبه بندي و بازنگريهاي سالانه كه به نتايج نهايي تاكيد دارد. افراد به خاطر خوب كاركردن درسيستم پاداش مي گيرند نه به خاطر بهبود آن؛
تحرك مديريت به شكل «جهش شغلي»؛
تكيه صرف مديريت به ارقام مشهود، درست به اندازه اين ارقام مشهود اعداد ناشناخته يا حتي غيرقابل شناخت مثلاً تاثير عدم رضايت مشتري درفروش آتي اهميت دارد.
دمينگ براي تحقق ارتقاي مستمر كيفيت روشي سيستماتيك براي حل مسئله و بهبود ارائه كرده است كه به چرخه دمينگ معروف است. در بهبود سيستم عمل كردن به شيوه اي است آگاهانه و منطقي، در غير اين صورت به آنچه مي رسيم كه دراصطلاح تحريف سيستم ناميده مـــــي شود و تنها به بدتر شدن امور مي انجامد، چرخه دمينگ به چرخه شورات نيز شهرت دارد كه مبناي خوبي براي بهبود سيستم است.

جوران
دكتر جوزف جوران همچون دمينگ به دليل توصيه هايش به ژاپني ها شهرت يافت. تاكيد او بيشتر بر مشتري بود، از ديگر نقطه نظرات او اين است كه سازمانها بايد هزينه كيفيت را كاهش دهند. اين با رويكرد دمينگ كه هزينه كيفيت را ناديده مي گيرد كاملاً متفاوت است. جوران كيفيت را «مناسب براي استفاده» تعريف مي كند و يك رويكرد 10 ماده اي به كيفيت دارد

توصيه هاي دهگانه جوران
1 - از نياز به ارتقا آگاه شده و براي آن فرصتي فـراهم كنيد؛ 2 - براي ارتقا هدف تعيين كنيد؛ 3 - بــراي دستيابي به هدف سازماندهي كنيد؛ 4 - آموزش دهيد؛ 5 - براي حل مشكل، پروژه اجرا كنيد؛ 6 - پيشرفت را گزارش دهيد؛ 7 - تقدير كنيد؛ 8 - نتايج را منتقل كنيد؛ 9 - موفقيت را حفظ كنيد؛ 10 - برنامه ريزي سالانه حركت را حفظ كنيد.
شهرت جوران نتيجه مفهومهاي «نقاط ضعف»، «مشتري درون سازمــاني» و «وجوه سه گانه كيفيت» است كه ارائه كرده است. او همچنين به خاطر «تحليل پارتو» در حل مسئله هزينه كيفيت به عنوان ابزار اولويت بندي و نمايش فعاليت بهبود و شوراي كيفيت به عنوان پشتيباني اجراي كيفيت در شركتها اعتبار دارد.
وجوه سه گانه كيفيت او عبارتند از:
برنامه ريزي كيفيت؛
كنترل كيفيت؛
بهبود كيفيت.
اين سه را مي توان بخش يكپارچه از
اقدامات كيفي ديد كه براي حصول كنترل در سطح عملكـردي، بايد برنامه ريزي شوند. برنامه ريزي بيشتر براي بهبود به صورت پروژه، تا مرحله اي پيش مي رود كه سيستم به نقطه عطفي در سطح بهبود عملكرد دست يابند.
اين سازماندهي روشمند اقدامات كيفيت را نهادي موسوم به شوراي كيفيت كه برقرار كننده هدفهاي كيفي و تعيين كننده ابزار اجراي بهبودها است، هماهنگ مي كند. اين گروه، مديران شركت را از جريان كار بهبود كيفيت مطّلع كرده و آنها را درگير اين كار نگه مي دارد.
جوران معتقد است كه به اندازه گيري و حل مشكلات و مسائـل كيفيت، مـي توان صرفه جوئيهاي بزرگي در هزينه داشت. پول، زبان اصلي مديريت است و هزينه هاي كيفيت ضعيف را مي توان به شكل هزينه هاي بازرسي و هــــزينه هاي پيشگيري سنجيد. اين روال مي تواند راهنماي شركتها دراولويت بندي موضوع براي بهبود كيفيت و استقرار آنها به روالي پروژه به پروژه براي رسيدن به سيستم ها و فرايندهاي بهبود يافته باشد.

كرازبي
فيليپ كرازبي كار خود را در صنعت به عنوان يك بازرس كيفيت شروع كرد، كرازبي شخصيتي پوياست كه ايده هاي او درمورد كيفيت توجه بسياري را جلب كرده است. «چهار مطلق» كيفيت كرازبي و برنامه كيفيت جامع او نقش بسياري در فلسفه كيفيت داشته است. اين چهار مطلق به قرار زيرند:
1 - «تعريف كيفيت از انطباق با خواسته ها است» واضح است كه مديران بايد خواسته ها و معيارهاي كيفيت را تعيين كنند در غير اين صورت «اپراتورها» تصميم مي گيرند كه چه چيزي لازم است؛
2 - «سيستم كيفيت، مبتني بر پيشگيري است». پيشگيري از مسائل با درك فرايندها و بهبود آنها، پيش از آنكه محصولات يا خدمات به مشتري برسد؛
3 - «استـــانـدارد عملكرد، نقص صفر (كار بي نقص) است». اين، به معني آن است كه هدف «كيفيت كامل» است. اين اصل قوياً متكي بر آن
است كه آنچه بيش از هر چيز مطرح است رسيـدن به خواسته هاي درست است. به نظر مي رسد كه هزينه پيشگيري براي رسيدن به كار بي نقص، با كاهش هزينه هاي شكست جبران مي شود؛
4 - «اندازه گيري كيفيت، قيمت عدم انطباق است». به نظر مي رسد كه هزينه اندازه گيريهاي كيفيت، يك محرك اصلي براي مديريت باشد،
تلاشهايي كه براي بهبود كيفيت انجام مي شود بيشتـــر از پرداختي است كه ازطريق بهبود بهره وري، كاهش دوباره كاري و رضايت مشتريان، حاصل خواهدشد.
برنامه كيفيت جامع كرازبي، برنامه اقدام خاصي براي اجراي كيفيت جامع است.
پوشش اين برنامه به قرار زير است:

تعهد مديريت و تشكيل تيم؛
سنجش كيفيت؛
برنامه ريزي كيفيت و آگاهي نسبت به آن؛
آموزش نيروي كار؛
سرمايه گذاري روي كاركنان؛
بازنگري و ارزيابي فعاليتهاي بهبود؛
نظارت بر كيفيت و پشتيباني از آن به عنوان فرايندي مستمر، توسط شوراي كيفيت.
شهــرت كرازبي مديون ارائه ديدگاه كار بي نقص يا خرابي صفر است. او اعتقاد دارد كيفيت بالا هزينه را كاهش داده و سود را افزايش مي دهد. او 14 قدم دارد كه بر نحوه تغيير سازماني متمركز است.
14 قدم رويكرد كرازبي عبارتند از:
1 - تعهد مديريت؛ 2 - تيم ارتقاي كيفيت؛ 3 - سنجش كيفيت؛ 4 - هزينه كيفيت؛ 5 - آگاهي از كيفيــت؛ 6 - اقــدامات اصلاحي؛ 7 - برنامه ريزي نقص صفر؛ 8 - آموزش سرپرستي؛ 9 - روز نقص صفر؛ 10 - تعيين اهداف؛ 11 - برطرف كردن علل اشتباه؛ 12 - تقدير؛ 13 - شوراي كيفيت؛ 14 - موارد بالا را تكرار كنيد.

تاگوچي
تـــاگوچي يك مهندس ژاپني است كه ايده ها و اقداماتي انقلابي را به حوزه كيفيت جامع وارد كرده است. كار او در زمينه طراحي آزمايشها (DESIGN OF EXPERIMENTAL) كه ژاپن از اوايل دهه 1950 بدين سو به آن اقدام مي كند، روشهايي قوي را در طراحي محصولات و فرايندهاي جديد ارائه كرده است. در اين روشها، آزمايشهايي انجام مي شود، براي تشخيص پارامترهاي طراحي كه اثر اغتشاش (عوامل چون دما، فشار يا خطاي انساني را كه بر عملكرد موثرند) به حداقل مي رسانند. روش تاگوچي امكان آن را ايجاد كرده
است كه اين اطلاعات حياتي با تعداد آزمايش و تجربه بسيار كمتري فراهم شود. نتيجه آن است كه محصولات و فرايندها به منظور مقاومت در برابر (اغتشاش) ايجاد مي شوند.
به نظر تاگوچي، طراحي، جزء اصلي هزينه محصول نهايي است و توسعه محصول سه مرحله دارد:
- طراحي سيستم: طراحي سيستم توأم با نوآوري است و نياز به دانش مهندسي دارد؛
- طراح پارامتر: مرحله كليدي است كه در آن مقادير پارامتري محصول و سطوح عمل عوامل فرايند، به طوري كه حداقل حساسيت را به عوامل اغتشاش داشته باشد، تعيين مي شود؛
- طراحي تلورانس: به معني صرف پول براي مواد، اجزاء يا ماشين آلات مرغوبتر است اما تنها درصورتي كه انحرافات كاهش يافته حاصل از طراحي پارامتر، كفايت لازم را نداشته باشد.
تابع زيان (LOSS FUNCTION) ايده مهم ديگري است كه تاگوچي بيان كرده است و تاثير بسيار در انديشه و عمل كيفيت داشته است. اين ايده جايگزين ديدگاه سنتي مي شود كه براساس آن محصولات درصورتي كه حدهاي مشخصات را محقق كنند قابل قبولند. چنين ديدگاهي به معني آن است كه حدي وجود دارد كه محصول به علت ناتواني براي تحقق مشخصــات در آن حد، غيرقابل قبول مي شود. تاگوچي استدلال مي كند كه انحراف در محصول حتي در حيطه حدهاي مشخص شده «زياني براي اجتماع» در دوره عمر محصول ايجاد مي كند و هرچه محصول از ارزش موردنظر خود دورتر مي شود. انحطاط در عملكرد آن بيشتر خواهدبود، تاگوچي بر اين باور است كه زيان متناسب با مربع انحراف از ارزش موردنظر است. محصولي كه به مشتري مي رسد، اگر نتواند كاركرد خود را داشته باشد، زياني وارد مي كند. اين زيان ازطرف مشتري در هزينه هاي تعمير و جايگزيني وازطرف سازنده در هزينه هاي تضمين، افت اعتبار شركت و از دست رفتن شغل و بازار جلوه مي كند. براي به حداقل رساندن اين زيان، بهبود كيفيت بايد تا رسيدن به كمال هدف ادامه يابد، ديگر حدهاي مشخصات فني هدف نيستند. فعاليت بهبود، هرگز نبايد متوقف شود.
بهبود كيفيت مشهورترين اثر كاربرد روشهاي تاگوچي است. اما قدرت واقعي اين سيستم توانايي توجه آن به نتايج مهم نهايي، چه برحسب سرمايه گذاري و چه ازنظر هزينه كيفيت است.

ايشي كاوا
ايشي كاوا، مدافع كاربرد هفت ابزار كنترل كيفيت (SEVEN TOOLS OF QUALITY CONTROL) است كه به قرار زيرند: - نمودارهاي پارتو (PARETO CHARTS) = اولويت بندي اقدام؛
- نمودارهاي علت و معلول (CAUSE AND EFFECT DIAGRAMS) = تشخيص علتها؛
- لايه بندي (STRATIFICATION) = علتها در زيرمجموعه؛
- برگه هاي كنترل(CHECK SHEET)= جمع آوري داده ها؛
- هيستوگرام ها (HISTOGRAMS) = نمايش انحرافها؛
- نمودارهاي پراكندگي (SCATTER
DIAGRAM) = بررسي روابط عامل دوگانه؛
- نمودارهاي كنترل (CONTROL CHARTS)= نمايش انحراف فرايند.
او معتقد است كه اين ابزارها بايد به طور خاص توسط اعضاي گروه كيفيت به كار رود. ايشي كاوا، پيشاهنگ جنبش گروه كيفيت در ژاپن است. دايره هاي كيفيت گروههاي كوچكي از كاركنان در يك حوزه كاري مشخص شركت هستند. آنها به بحث، بررسي، اندازه گيري و تحليل مسائل مرتبط با كار به صورت داوطلبانه و منظم مي پردازند و به سرپرستي يك سر دسته از هفت ابزار كنترل كيفيت استفاده مي كند. تيم مذكور پس از مشورت بـا مديريت به اجراي تغييرات اقدام مي كند، به نظر ايشي كاوا، فعاليت دايره كيفيت بايد بخشي از فعاليت كيفي در سطح فراگيرنده شركت باشد. او معتقد است كه پيش از اقدام به ايجاد دايره كيفيت، مديريت بايد كيفيت جامع و نحوه كاركرد اين دايره را بفهمد. اعضاي اين دايره نيز بايد دورنمايي گسترده درمورد كيفيت در كل سازمان داشته باشند. براي حفظ فرهنگ حل مسئله در سازمان، مديريت بايد به هماهنگ كردن و ارزيابي فعاليتهاي كيفيت اقدام كند. به عقيده ايشي كاوا مفهوم «كيفيت جامع» مشاركت هر كسي است كه درشركت به عنوان عضوي از يك تيم عمل مي كند. او تاكيد دارد كه عنصر انساني كيفيت كه وي به آن معتقد است «احترام به انسانيت» است.

اصول حركت به سوي كيفيت
براي رسيدن به اين هدف مثل نيل به ساير هدفها راههاي متنوعي را مي توان درپيش گرفت، اما انتخاب مناسب ترين راه وظيفه اي است كه يك نظام بايد به آن اقدام كند. انتخاب اين راه مستلزم در اختيار داشتن ملاكهاي مناسب و سنجيدن راههاي مختلف با اين ملاكهاست. ملاكهاي انتخاب راه مناسب ارائه خدمت را مي تــوان در كارايي و اثربخشي و بي ضرري و قيمت و سرعت و درعين حال عدالت و انطباق با توقعات گيرندگان خدمت جستجو كرد.
براي ارائه اين خدمات نيز مديريت نظام را بايد بر اصولي بنا نهاد كه سازماندهي مدون و برنامه ريزي شده كامل داشته باشد كه باتوجه به اوضاع فعلي مديريت كيفيت جامع سمبل تناسب با نظامهاي فعلي است. در يك نظام براي ارائه خدمت به شكل مناسب نكاتي چند حائزاهميت است كه به ذكر آنها مي پردازيم:
1 - توجه تمام و كمال به گيرنده خدمت؛
2 - پيشرفت تدريجي ولي مداوم در هر خدمت؛
3 - نگرش فرايندي به سازمان؛
4 - كـاستن از خدمات پرنوسان و غيرقابل پيش بيني كـــه براي مردم ايجاد عدم امنيت مي كند؛
5 - مشاركت همه كاركنان؛
6 - تعهد مديريت ارشد كه شرط لازم و كافي براي حاكميت اين اصول بر سازمان است.
نكته: بعضي افراد كيفيت و دستيابي به استانداردها را مترادف هم مي دانند و كيفيت را دستيابي به استانداردهاي از پيش تعيين شده محسوب مي كنند كه بايد توجه داشت كه در استاندارد حداقل عملكرد تعيين مي شود و ارتباطي به كيفيت ندارد. ما بايد كيفيت را از ديدگاه ارتقاي مستمر كيفيت نگاه كنيم تا به خوبي از پس انتظارات و نيازهاي مشتري
برآييم.

منابع:

1 - ابوالحسني - فريد، بهمن 1376 حل مساله به شيوه مديريت كيفيت
2 - اسميت - كيت، مديريت كيفيت فراگير در بخش دولتي، مجتبي رجب بيگي، نشريه مديريت دولتي شماره 26-1373.
3 - ادوارد - دمينگ، خروج از بحران، ويليام ادوارد، ترجمه نوروز درداري موسسه خدمات فرهنگي رسا 1375
4 - اميران - حيدر، مديريت مشاركتي از طريق كنترل كيفي، انتشارات امين آذين چاپ اول 1371
5 - زمرديان - اصغر، مديريت كيفيت جامع، موسسه مطالعات و برنامه ريزي آموزشي سازمان گسترش 1373
6 - لامعي - ابوالفتح، مباني مديريت كيفيت كميته كشوري ارتقا كيفيت، وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشكي، چاپ دوم، آذر 1378
7 - رجب بيگي - مجتبي، سليمي - محمدحسين، مديريت فراگير(TQM) ، مركز اطلاع رساني وزارت جهاد سازندگي، مركز نشر دانشگاه صنعتي اميركبير، چاپ اول 1374


8 - BIEH E. TQM FOR TRAINING, NEW YORK, USA, MC GRAW. HILL, INC 1994
9 - IB HIKAWE KAORUA, INTRODUCTION TO QUALITY CONTROL, 1990

حميدرضا فرجي: كــارشناس طرح ريزي و برنامه ريزي تضمين كيفيت

ماهنامه تدبير ۱۳۷

+ نوشته شده در  سه شنبه 31 اردیبهشت1387ساعت 18:2  توسط مصطفی حسین نژادی  | 

سـلام دوست عزيزم
بـا اميــد ســـلامتي و سعـادت در ايــن ســال جـديد و اينكــه تمـام خوبيهـــا همنشيـن لحظه لحظه زنـدگيتــان بــاشد.
غرور درختان پیروز بر زمستان سرد،نغمه دل انگیز پرندگان سرمست،شکوه شکفتن گلهای بهاری و لطافت نوازش نسیم فروردین.همنشین لحظه هایتان باد!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 29 فروردین1387ساعت 19:44  توسط مصطفی حسین نژادی  | 

مديريت، برنامه‌ريزي‌ و كنترل‌ پروژه‌


مديريت، برنامه‌ريزي‌ و كنترل‌ پروژه‌ 



چكيده‌

‌مي‌خواهيم‌ نگاهي‌ دوباره‌ داشته‌ باشيم‌ به‌ چهار مرحله‌ متوالي‌ چرخه‌ زماني‌ يك‌ پروژه، تا پيش‌ نيازهاي‌ واقعي‌ يك‌ نظام‌ مديريت‌ پروژه‌ ايده‌آل‌ را به‌ويژه‌ در كشور خود بهتر بشناسيم. در هر مرحله، به‌ توضيحي‌ كلي‌ درباره‌ ماهيت‌ آن‌ مرحله، و بحث‌ در مورد برخي‌ مسائل‌ مهم‌ و حساس‌ (بر پايه‌ ويژگيهاي‌ خاص‌ آن‌ مرحله) پرداخته‌ و سعي‌ كرده‌ايم‌ تا با تاكيد بر سه‌ عامل‌ حياتي‌ زمان، هزينه‌ و كيفيت، نكاتي‌ در جهت‌ تدوين‌ يك‌ نظام‌ مناسب‌ براي‌ برنامه‌ريزي‌ و كنترل‌ پروژه‌ بيان‌ كنيم، سپس‌ گذري‌ بر وضعيت‌ و مشكلات‌ فعلي‌ پروژه‌هاي‌ داخل‌ كشور در آن‌ مرحله‌ و بعضا ارائه‌ راه‌حلهايي‌ براي‌ آنها، داشته‌ايم.
‌قابل‌ توجه، آنكه‌ مطالب‌ مطرح‌شده‌ بر پايه‌ تجربه‌ مسئوليت‌ برنامه‌ريزي‌ و كنترل‌ پروژه‌ طرح‌ احداث‌ يك‌ كارخانه‌ شكر در كنار به‌كارگيري‌ مقالات‌ و كتابهاي‌ علمي‌ مرتبط، تهيه‌ شده‌ است.

مقدمه:

‌نيم‌قرن‌ از به‌كارگيري‌ تكنيك‌هاي‌ برنامه‌ريزي‌ و كنترل‌ پروژه‌ مي‌گذرد، باوجود اين، به‌نظر مي‌رسد كه‌ در كشور ما تا دستيابي‌ به‌ يك‌ نظام‌ برنامه‌ريزي‌ و كنترل‌ پروژه‌ مطلوب، راهي‌ طولاني‌ در پيش‌ است. چرا كه‌ بسياري‌ از پيش‌نيازها و ملزومات‌ موردنياز، پايه‌گذاري‌ نشده‌ و بعضاً‌ فراموش‌ شده‌اند.
‌خوب‌ است‌ توجه‌ كنيم‌ كه‌ دستيابي‌ به‌ برنامه‌ريزي‌ و كنترل‌ پروژه‌ ايده‌آل‌ در پروژه‌اي‌ ميسر است‌ كه‌ خود در مسير ايده‌آل‌ حركت‌ كند. گرچه، كنترل‌ پروژه‌ نيز به‌نوبه‌ خود در هدايت‌ پروژه‌ در مسير صحيح، نقشي‌ اساسي‌ دارد، ولي‌ بايد ديد كه‌ در پروژه‌هاي‌ داخلي‌ كشور، فعاليت‌ كنترل‌ پروژه‌ در چه‌ محدوده‌اي‌ است‌ و در حالت‌ ايده‌آل‌ چگونه‌ بايد باشد.
‌در اين‌ نوشتار، ضمن‌ بررسي‌ چرخه‌ حيات‌ يك‌ پروژه‌ بحثي‌ در مورد وضعيت‌ پروژه‌ها، نقايص‌ موجود و راههاي‌ رفع‌ آنها خواهيم‌ داشت.

1 - مراحل‌ پروژه‌

1-1 تعريف: يك‌ پروژه‌ مجموعه‌  اي‌ از فعاليتهاست‌ كه‌ براي‌ دستيابي‌ به‌منظور يا هدف‌ خاصي‌ انجام‌ مي‌گيرند. پروژه‌ها شامل‌ فعاليتهايي‌ هستند كه‌ بايد در تاريخهاي‌ معين، با هزينه‌هايي‌ معين‌ و كيفيت‌ تعيين‌ شده‌اي، اجرا شوند.
‌لازمه‌ موفقيت‌ هر پروژه، دستيابي‌ توامان‌ به‌ هر سه‌ عامل‌ زمان، هزينه‌ و كيفيت‌ معين‌ است‌ و خارج‌شدن‌ هريك‌ از سه‌ عامل‌ مذكور از حدود تعيين‌شده، مي‌تواند به‌ انجام‌ پروژه‌اي‌ ناموفق‌ و غيراقتصادي‌ منجر شود.
سه‌ عنصر كارفرما، پيمانكار و مشاور، نقش‌ اصلي‌ را در كنترل‌ زمان، هزينه‌ و كيفيت‌ دارند.

2-1 مراحل‌ پروژه: معمولاً، پروژه‌ها را به‌ چهار يا پنج‌ مرحله‌ تقسيم‌ مي‌كنند. در اين‌ نوشتار، چهار مرحله‌ زير را در هر پروژه‌ تعريف‌ مي‌كنيم:

1 - مرحله‌ نظري

; 2  مرحله‌ طرح‌ و برنامه‌ريزي;

 3 - مرحله‌ اجرا;

4 - مرحله‌ پاياني.

3-1 مديريت، برنامه‌ريزي‌ و كنترل‌ پروژه:

1-3-1 مديريت‌ پروژه: مديريت‌ پروژه‌ به‌كارگيري‌ دانش، مهارتها، ابزار و تكنيك‌هاي‌ لازم‌ در اداره‌ جريان‌ اجراي‌ فعاليتها، به‌منظور رفع‌ نيازها و انتظارات‌ متوليان‌ از اجراي‌ پروژه‌ است.
مديريت‌ پروژه‌ در اجراي‌ اين‌ مهم‌ از دو بازوي‌ قدرتمند برنامه‌ريزي‌ و كنترل، بهره‌ مي‌گيرد.

2-3-1 برنامه‌ريزي: فرآيند برنامه‌ريزي، تعيين‌ توالي‌ و توازي‌ فعاليتهاي‌ لازم‌ براي‌ اجراي‌ يك‌ پروژه، با درنظر گرفتن‌ زمان‌ مورد نياز براي‌ اجراي‌ هر فعاليت‌ و كيفيت‌ تعيين‌ شده‌ براي‌ آن‌ فعاليت‌ است.
‌در واقع، نخستين‌ گام‌ در تهيه‌ برنامه، شناخت‌ كامل‌ فعاليتها و درك‌ اقتصادي‌ترين‌ حالت‌ در تنظيم‌ سه‌ عامل‌ زمان، هزينه‌ و كيفيت‌ است.

3-3-1 كنترل‌ پروژه: فرآيندي‌ است‌ در جهت‌ حفظ‌ مسير پروژه‌ براي‌ دستيابي‌ به‌ يك‌ تعادل‌ اقتصادي‌ موجه‌ بين‌ سه‌ عامل‌ زمان، هزينه‌ و كيفيت‌ در حين‌ اجراي‌ پروژه، كه‌ از ابزار و تكنيك‌هاي‌ خاص‌ خود در انجام‌ اين‌ مهم‌ كمك‌ مي‌گيرد. در واقع‌ كنترل‌ اجراي‌ دقيق‌ و كامل‌ برنامه‌ تدوين‌ شده‌ براي‌ پروژه‌ است، به‌طوري‌ كه‌ هنگام‌ خروج‌ از برنامه، بتوان‌ با تشخيص‌ علل‌ و طرح‌ اقتصادي‌ترين‌ فعاليتها، پروژه‌ را به‌ نزديكترين‌ حالت‌ ممكن‌ در مسير اوليه‌ و اصلي‌ خود بازگرداند. كنترل‌ پروژه‌ در اين‌ راه‌ از سه‌ عامل‌ زير بهره‌ مي‌گيرد:

  تعيين‌ وضعيت‌ واقعي‌ پروژ ه

  مقايسه‌ وضعيت‌ واقعي‌ با برنامه

     در نظر گرفتن‌ اقدام‌ اصلاحي.

يادآوري: منظور از عامل‌ هزينه، هزينه‌اي‌ است‌ كه‌ صرف‌ تهيه‌ منابع‌ (نيروي‌ انساني، تجهيزات، مواد اوليه‌ و مصالح) مي‌شود.

4-1 كارفرما، مشاور و پيمانكار: براساس‌ تعريف‌ سازمان‌ برنامه‌ و بودجه:

كارفرما، شخص‌ حقوقي‌ است‌ كه‌ يك‌ سوي‌ امضاكننده‌ پيمان‌ است‌ و عمليات‌ موضوع‌ پيمان‌ را براساس‌ اسناد و مدارك‌ پيمان، به‌ پيمانكار واگذار كرده‌ است. نمايندگان‌ و جانشينهاي‌ قانوني‌ كارفرما، در حكم‌ كارفرما هستند;

مهندس‌ مشاور، شخص‌ حقوقي‌ يا حقيقي‌ است‌ كه‌ براي‌ نظارت‌ در اجراي‌ كار، در چارچوب‌ اختيارات‌ تعيين‌شده‌ در اسناد و مدارك‌ پيمان، از سوي‌ كارفرما به‌ پيمانكار معرفي‌ مي‌شود;

پيمانكار، شخص‌ حقوقي‌ يا حقيقي‌ است‌ كه‌ سوي‌ ديگر امضاكننده‌ پيمان‌ است‌ و اجراي‌ موضوع‌ پيمان‌ را براساس‌ اسناد و مدارك‌ پيمان، به‌عهده‌ گرفته‌ است. نمايندگان‌ و جانشينهاي‌ قانوني‌ پيمانكار، در حكم‌ پيمانكارند.

5-1 جايگاه‌ برنامه‌ريزي‌ و كنترل‌ پروژه: اگر سه‌ عامل‌ كارفرما، مشاور و پيمانكار را در يك‌ سو و سه‌ عامل‌ ديگر زمان، هزينه‌ و كيفيت‌ را در سوي‌ ديگر در نظر بگيريم، مي‌توان‌ جايگاه‌ و نقش‌ واحد برنامه‌ريزي‌ و كنترل‌ پروژه‌ را اينگونه‌ تعريف‌ كرد:
‌واحد برنامه‌ريزي‌ و كنترل‌ پروژه، بايد فعاليتها، منابع‌ و ارتباطات‌ كارفرما، مشاور و پيمانكار را به‌صورت‌ مجزا و مشخص، چنان‌ طرح‌ريزي‌ و كنترل‌ كند كه‌ بهترين‌ و اقتصادي‌ترين‌ حالت‌ در تركيب‌ سه‌ عامل‌ ديگر (زمان، هزينه‌ و كيفيت) حاصل‌ شود، و در جهت‌ انجام‌ اين‌ وظيفه، بايد اختيارات‌ كافي‌ داشته‌ و متقابلاً‌ در قبال‌ انجام‌ صحيح، كامل‌ و دقيق‌ آن‌ مسئوليت‌ داشته‌ باشد.

2 -
مراحل‌ اجراي‌ يك‌ پروژه‌

1-2 مرحله‌ نظري: نقطه‌ آغازين‌ يك‌ پروژه‌ با هر طبيعت‌ و خصوصيتي‌ كه‌ باشد، عبارت‌ از يك‌ نظريه‌ يا فكر و يا خواسته‌ است‌ كه‌ توسط‌ يك‌ شخص‌ يا يك‌ گروه‌ از اشخاص، يا يك‌ موسسه‌ و سازمان‌ ايجاد مي‌شود.
‌ايده‌ اصلي‌ هر طرح، ممكن‌ است‌ از طرف‌ داده‌ يا ستاده‌ سيستم‌ اقتصادي‌ كشور، الهام‌ گرفته‌ شود، به‌عبارت‌ ديگر طرحهاي‌ مبتني‌ بر طرف‌ داده، براساس‌ اطلاعات‌ مربوط‌ به‌ مواد اوليه، شناسايي‌ و اجرا مي‌شوند، در حالي‌ كه‌ دسته‌ دوم، جهت‌گيري‌ تقاضا را در كشور دنبال‌ مي‌كنند.
‌بنابراين، طرحهاي‌ داده‌اي‌ براساس‌ اطلاعات‌ مربوط‌ به‌ مواد اوليه‌ كشاورزي، توليدات‌ جنگلي، دامداريها، شيلات، منابع‌ معدني، مهارتهاي‌ انساني‌ و پيشرفتهاي‌ تكنولوژيك‌ جديد، شناسايي‌ مي‌شوند. اما، طرحهاي‌ ستاده‌اي‌ براساس‌ نيازهاي‌ جمعيتي‌ يا صنعتي‌ كشور، شناسايي‌ مي‌شوند.

‌به‌هر روي، ايده‌ مطرح‌ شده‌ بايد از نظر عملي‌ و اقتصادي‌بودن، با درنظر گرفتن‌ كليه‌ شرايط‌ اقتصادي، فني، مالي، سياسي، اجتماعي‌ فرهنگي، زيست‌ محيطي‌ و... تاييد شود. در اين‌ ميان‌ روش‌ صحيح‌ ارزيابي‌ اقتصادي‌ و درنظر گرفتن‌ كليه‌ جوانب‌ كار بسيار مهم‌ است‌ و بهره‌گيري‌ از روشهاي‌ نوين، همچون‌ به‌كارگيري‌ نظريه‌ فازي‌ در آناليز پروژه‌هاي‌ سرمايه‌گذاري‌ كه‌ توان‌ ارزيابي‌ همزمان‌ داده‌هاي‌ كيفي‌ را در كنار داده‌هاي‌ كمي‌ (به‌ صورت‌ عدد و رقم) فراهم‌ مي‌كند، مي‌تواند مثمرثمر باشد.
‌در صورتي‌ كه‌ نتيجه‌ ارزيابي‌ مثبت‌ باشد، گزينه‌هاي‌ ممكن‌ براي‌ اجراي‌ پروژه، توسط‌ مشاور طرح‌ به‌صورتي‌ كلي‌ تبيين‌ شده، نكات‌ مثبت‌ و منفي‌ هريك‌ ذكر شده‌ و براي‌ انتخاب‌ بهترين‌ گزينه‌ به‌ كارفرما ارائه‌ مي‌شود.
‌در اين‌ مرحله، توانايي‌ و تجربه‌ مهندس‌ مشاور، بسيار حياتي‌ است.

1-1-2 حضور فعال‌ گروه‌ برنامه‌ريزي‌ و كنترل‌ پروژه: بسيار مهم‌ است‌ كه‌ واحد برنامه‌ريزي‌ و كنترل‌ پروژه، از آغاز و در اولين‌ مرحله، به‌طور جدي‌ و فعال‌ وارد عمل‌ شود. حركت‌ پوياي‌ مسئولان‌ برنامه‌ريزي‌ و كنترل‌ پروژه‌ در اين‌ مرحله‌ و تاثير آنها بر امكان‌سنجي‌ و انتخاب‌ گزينه‌ بهتر، مي‌تواند جايگاه‌ اين‌ واحد را به‌عنوان‌ كنترل‌كننده‌ فعاليتهاي‌ ساير واحدها، مستحكم‌ ساخته‌ و نقش‌ آن‌ را به‌صورتي‌ واضح‌ و روشن‌ بازگو سازد.
‌قابل‌ توجه‌ است‌ كه‌ براساس‌ تعاريفي‌ كه‌ از مفاهيم‌ برنامه‌ريزي‌ و كنترل‌ ارائه‌ كرديم، برنامه‌ريزي‌ صحيح‌ فعاليتها و منابع، همچنين‌ كنترل‌ دقيق‌ سه‌ عامل‌ مهم‌ زمان، هزينه‌ و كيفيت، بدون‌ توجه‌ به‌ ارزيابي‌ كلي‌ انجام‌ شده‌ و نحوه‌ انتخاب‌ گزينه‌ مناسب‌ در اين‌ مرحله، نمي‌تواند به‌درستي‌ انجام‌ گيرد.
‌علاوه‌ براين، حضور فعال‌ واحد كنترل‌ پروژه‌ در اين‌ مرحله، باعث‌ ايجاد انگيزه‌ و احساس‌ مسئوليت‌ بيشتر در اين‌ واحد مي‌شود.

2-1-2 نيم‌ نگاهي‌ به‌ وضعيت‌ فعلي: يكي‌ از نكات‌ مهم‌ در مرحله‌ نظري، لزوم‌ وجود يك‌ سيستم‌ منظم‌ و تعريف‌ شده‌ شناسايي، امكان‌سنجي‌ و اجراي‌ طرح‌ است، چرا كه‌ تضمين‌كننده‌ تخصيص‌ بهينه‌ سرمايه، به‌عنوان‌ مهمترين‌ عامل‌ محدود اقتصادي‌ در هر كشور است. در حال‌ حاضر عموماً‌ امكان‌سنجي‌ و شناسايي‌ طرحها براساس‌ روال‌ شكل‌ (1) انجام‌ مي‌شود:

شكل‌ (1): نظام‌ شناسايي، امكان‌سنجي‌ و اجراي‌ طرحهاي‌ صنعتي‌

‌همان‌طور كه‌ گفته‌ شد، لازم‌ است‌ واحد كنترل‌ پروژه‌ در اين‌ مرحله، نقشي‌ پويا و موثر داشته‌ باشد، متاسفانه‌ به‌نظر نمي‌رسد هنوز در كشور ما به‌ اين‌ مساله‌ توجه‌ چنداني‌ شود و كنترل‌ پروژه‌ معمولاً‌ نقشي‌ در تصميم‌گيريهاي‌ اين‌ مرحله‌ ندارد.
‌مشكل‌ ديگري‌ كه‌ گهگاه‌ مشاهده‌ مي‌شود، عدم‌ توجه‌ به‌ بعضي‌ از پارامترهايي‌ است‌ كه‌ با عدد و رقم‌ قابل‌ قياس‌ نيستند، مانند اثرات‌ زيست‌محيطي‌ يا اجتماعي. در اين‌ موارد، اين‌ پارامترها يا اصلاً‌ در نظر گرفته‌ نمي‌شوند و يا به‌ استدلالي‌ نه‌ چندان‌ محكم، بسنده‌ مي‌شود و نتيجه‌ آن‌ پس‌ از گذشت‌ مراحلي‌ از پروژه‌ آشكار مي‌شود كه‌ ديگر راه‌ بازگشتي‌ نيست. خوب‌ است‌ در اين‌ مورد دقت‌ بيشتري‌ لحاظ‌ شده‌ و حتي‌ از روشهايي‌ همچون‌ استفاده‌ از منطق‌ فازي‌ بهره‌ گرفته‌ شود. بهانه‌ تئوريك‌ بودن‌ بسياري‌ از روشها يكي‌ از عوامل‌ مهمي‌ است‌ كه‌ باعث‌ مي‌شود، حتي‌ از انديشيدن‌ به‌ استفاده‌ عملي‌ از آنها صرفنظر شود.

‌نكته‌ قابل‌ توجه‌ ديگر، در امكان‌سنجي‌ طرحها كه‌ بنابه‌ جايگاه‌ فعلي‌ ايران‌ در دنيا، لازم‌ است‌ مدنظر قرار گيرد، اين‌ است‌ كه‌ نظام‌ اقتصادي‌ بايد از سرمايه‌گذاريهاي‌ مبتني‌ بر درآمدهاي‌ ملي‌ يعني‌ نفت، معادن‌ و ... رها شود. بيشتر اين‌ سرمايه‌گذاريها در بلندمدت‌ از بازدهي‌ لازم‌ برخوردار نيستند.
‌به‌نظر نمي‌رسد كه‌ در نحوه‌ ارزيابي‌ ارائه‌ شده‌ از سوي‌ وزارت‌ صنايع‌ و حتي‌ بانكها و موسسات‌ اعتباري‌ به‌ اين‌ مساله‌ توجه‌ چنداني‌ شده‌ باشد.

2-2 مرحله‌ طرح‌ و برنامه‌ريزي: در اين‌ مرحله، امور طراحي‌ و برنامه‌ريزي، نسبت‌ به‌ مرحله‌ اول، با دقت‌ بيشتري‌ انجام‌ شده‌ و داراي‌ جزئيات‌ كاملتري‌ هستند.
‌در اين‌ مرحله، فعاليتهاي‌ طراحي‌ پايه، زمان‌بندي‌ و بودجه‌بندي، تعيين‌ مفاد و تركيب‌ قراردادها، برنامه‌ريزي‌ تفصيلي‌ و فعاليتهايي‌ كه‌ مي‌بايست‌ به‌صورت‌ پيمانكاري‌ اجرا شوند، مشخص‌ مي‌شود.
‌برنامه‌ريزي‌ در اين‌ مرحله، به‌ جزئيات‌ عمليات‌ و منابعي‌ مي‌پردازد كه‌ قصد دارند، اين‌ اهداف‌ را به‌ واقعيت‌ تبديل‌ كنند. عامل‌ زمان‌ (يعني‌ چه‌ كاري‌ را بايد اول‌ انجام‌ داد و در چه‌ زماني) تا هنگامي‌ كه‌ فرآيند خوب‌ شناسايي‌ نشده، نمي‌تواند وارد اين‌ فرآيند شود. گامهاي‌ انجام‌ برنامه‌ قبل‌ از اينكه‌ پشت‌ سر هم‌ باشند، متداخل‌ هستند. در اين‌ مرحله‌ در تدوين‌ برنامه‌ زمان‌بندي‌ واقع‌بينانه‌ بايد دقت‌ بسيار كرد، به‌قول‌ آنون‌ <اگر در برنامه‌ريزي‌ شكست‌ خورديد، براي‌ شكست، برنامه‌ريزي‌ كرده‌ايد.>

‌نكته‌ مهم‌ در برنامه‌ريزي‌ شبكه، استفاده‌ از تكنيك‌هاي‌ برنامه‌ريزي‌ شبكه‌اي‌ است. هرگز اين‌ تكنيك‌ها را بااين‌ بهانه‌ كه‌ پيچيده‌ و تئوريك‌ هستند، كنار نگذاريد. حتي‌ اگر اطلاعات‌ مربوط‌ به‌ شبكه‌ را به‌ كمك‌ كامپيوتر مورد استفاده‌ قرار ندهيد و يا آنكه‌ از شبكه‌ به‌منظور زمان‌بندي‌ فعاليتها و چگونگي‌ بهره‌گيري‌ از منابع‌ و يا پيگيري‌ پروژه‌ استفاده‌ نكنيد، اين‌ تكنيك‌ها قادرند تصوير بهتري‌ از پروژه‌ در اختيار شما قرار دهند و امكان‌ درك‌ و حل‌ مسايل‌ و مشكلات‌ را براي‌ شما فراهم‌ سازند. در برنامه‌ريزي‌ شبكه، ساختار و زمان‌بندي‌ از يكديگر تفكيك‌ مي‌شود، بدين‌ وسيله‌ قادر خواهيد بود تا بدون‌ توجه‌ به‌ زمان‌ اجراي‌ فعاليتها، به‌ تحليل‌ فعاليتها و رابطه‌ منطقي‌ ميان‌ آنها بپردازيد و به‌سادگي‌ سازماندهي‌هاي‌ مختلف‌ را براي‌ اجراي‌ پروژه‌ طرح‌ و مستند كنيد و مورد آزمايش‌ قرار دهيد. به‌علاوه‌ استفاده‌ از روشهاي‌ شبكه، شما را وادار مي‌سازد تا در مورد پروژه‌ به‌صورت‌ منطقي‌ و نظام‌يافته‌ فكر كنيد و اين‌ به‌معناي‌ آن‌ است‌ كه:

ريسك‌ كمتري‌ بابت‌ از قلم‌انداختن‌ فعاليتها و درنظر گرفتن‌ محدوديتها خواهيد داشت;

درك‌ بهتر و عميق‌تر، نسبت‌ به‌ پروژه، فعاليتهاي‌ كليدي‌ و بحراني، محدوديتها و مشكلات‌ پيدا خواهيد كرد;

تعاريف‌ صريحتر و دقيقتري‌ از مسئوليتها، به‌هنگام‌ ارتباط‌ فعاليتها و ساختار سازماني‌ به‌دست‌ مي‌آيد;

داده‌هاي‌ بهتري‌ كه‌ بتوان‌ بر پايه‌ آنها، در مورد روشهاي‌ حل‌ مشكلات، مسائل‌ مالي، ارتباط‌ با ساير پروژه‌ها، آغاز و پايان‌ پروژه‌ و نظاير آن‌ تصميم‌گيري‌ كرد در اختيار خواهيد داشت;

داده‌هاي‌ بهتري‌ در خصوص‌ نتايجي‌ كه‌ بايد به‌دست‌ آيد، منابعي‌كه‌ بايد دراختيار گرفته‌ شوند، موعدهاي‌ سررسيد و...، براي‌ عقد قراردادهاي‌ (داخلي/خارجي) انجام‌ كار، در اختيار داريد.

مستندات‌ كافي‌ در خصوص‌ نحوه‌ دستيابي‌ به‌ اهداف‌ پروژه، مسئوليتها و منابع‌ ورودي‌ فراهم‌ مي‌شود;

چارچوب‌ و الگوي‌ مناسب‌ براي‌ برقراري‌ ارتباطات‌ موثر به‌هنگام‌ برنامه‌ريزي، صدور سفارش، بررسي‌ وضعيت‌ و كنترل‌ فعاليتها و يا اعمال‌ تغييرات‌ در اختيار داريد.

‌مسئله‌ قابل‌ توجه‌ آنكه، در اين‌ مرحله‌ بايد برنامه‌ريزي‌ كيفيت‌ به‌نحو مناسبي‌ صورت‌ گيرد، بدين‌ معني‌ كه‌ كيفيت‌ و استاندارد مناسب‌ براي‌ پروژه‌ شناسايي‌ شده‌ و چگونگي‌ تحقق‌ رضايت‌بخش‌ آن‌ تعيين‌ شود.
‌دو نكته‌ مهم‌ ديگر در اين‌ مرحله، برآورد صحيح‌ منابع‌ مورد نياز و چگونگي‌ انتخاب‌ پيمانكاران‌ است.

1-2-2 برآورد صحيح‌ منابع‌ موردنياز: برآورد منابع‌ براساس‌ فعاليتهاي‌ پيش‌بيني‌ شده‌ انجام‌ مي‌گيرد، پس‌ بايد فعاليتها تا حد امكان‌ جامع‌ و همراه‌ با جزئيات‌ تعريف‌ شوند.
‌عدم‌ تخمين‌ صحيح‌ منابع، در مراحل‌ گوناگون‌ پروژه‌ و حتي‌ بعد از اتمام‌ پروژه، مشكلات‌ گوناگون‌ و هزينه‌هاي‌ زيادي‌ را در پي‌ خواهد داشت. برآورد منابع، اساس‌ برآورد هزينه‌ و سپس‌ بودجه‌بندي‌ است. اطلاعات‌ و سوابق‌ منابع‌ كاري‌ پروژه‌هاي‌ مشابه‌ قبلي‌ از حيث‌ انواع‌ و مقادير مصرف‌ منابع‌ و روشهاي‌ به‌كارگيري‌ آنها بايد در برنامه‌ريزي‌ منابع‌ پروژه‌هاي‌ جديد مدنظر قرار گيرد.
‌اصول‌ و ضوابط‌ جذب‌ نيرو، اجاره‌ يا خريد تجهيزات‌ و نحوه‌ تامين‌ مواد و ساير خطمشي‌هاي‌ سازماني‌ بايد در برنامه‌ريزي‌ منابع‌ كاري‌ مورد توجه‌ واقع‌ شوند.
در مورد نيروي‌ انساني‌ مورد نياز، كليه‌ نيازها مي‌بايست، با تعيين‌ تخصص‌ فردي‌ / گروهي‌ و مدت‌زمان‌ موردنياز مشخص‌ شوند.

2-2-2 نحوه‌ انتخاب‌ پيمانكاران: در تبيين‌ هر فعاليت، كليدي‌ترين‌ عوامل، زمان، هزينه‌ و كيفيت‌ هستند. وقتي‌ قرار است‌ فعاليتي‌ به‌ پيمانكار واگذار شود، اين‌ سه‌ عامل‌ بايد در انتخاب‌ پيمانكار، به‌طور دقيق‌ بررسي‌ شده‌ و مدنظر قرار گيرند.
‌سوابق‌ پيمانكار مي‌تواند تا حد زيادي‌ گوياي‌ توانايي‌ وي‌ باشد. اشتباه‌ در انتخاب‌ پيمانكار مي‌تواند در مقاطع‌ مختلف‌ پروژه، صدمات‌ جبران‌ناپذيري‌ را وارد سازد. به‌علاوه، در صورتي‌ كه‌ پيمانكار بخواهد از پيمانكار دست‌ دوم‌ استفاده‌ كند، دريافت‌ موافقت‌ صاحب‌ كار ضروري‌ است.

3-2-2 سيستم‌ مديريت‌ پروژه: طراحي‌ سيستم‌ مديريت‌ پروژه، متناسب‌ با پرژوه، يكي‌ از مسائلي‌ است‌ كه‌ بايد در اين‌ مرحله‌ از پروژه‌ مدنظر قرار گرفته‌ و تدوين‌ شود. هيچ‌گاه‌ به‌ ادعاها و تبليغاتي‌ كه‌ در مورد قابليتهاي‌ برنامه‌ريزي‌ و كنترل‌ پروژه‌ و برآورده‌شدن‌ نيازهاي‌ شما بااستفاده‌ از يك‌ نرم‌افزار يا سيستم‌ دستي‌ از پيش‌ طراحي‌ شده، وجود دارد، بيش‌ از حد اهميت‌ ندهيد. مطمئن‌ باشيد رويه‌ محتاطانه‌ شما و صرف‌وقت‌ در اين‌ مرحله‌ از پروژه، نتيجه‌ مطلوب‌ خود را به‌هنگام‌ برنامه‌ريزي‌ و كنترل‌ امور پروژه‌ در مراحل‌ بعدي، به‌دست‌ خواهد داد.
‌سيستم‌ مديريت‌ پروژه، بايد كاملاً‌ متناسب‌ با پروژه‌ طراحي‌ شود. هيچ‌گاه‌ به‌ دنبال‌ طرح‌ سيستم‌هاي‌ بسيار پيچيده‌ و يا بسيار ابتدايي‌ نباشيد. سيستم‌ بايد به‌گونه‌اي‌ طراحي‌ شود كه‌ به‌ ساده‌ترين‌ شكل‌ و با بهره‌گيري‌ از روشهاي‌ ابتكاري‌ و هوشمندانه، نيازهاي‌ كاربران‌ را پاسخگو باشد. مسلماً‌ بهره‌گيري‌ از چنين‌ سيستم‌هايي، پيش‌ از آغاز پروژه، مديريت‌ پروژه‌ را آسان‌ كرده‌ و از وقوع‌ بحرانهاي‌ جدي‌ در حين‌ اجراي‌ پروژه‌ جلوگيري‌ مي‌كند. سيستم‌ مديريت‌ پروژه، بايد جنبه‌هاي‌ اصلي‌ زير را پوشش‌ دهد:

تعاريف‌ دقيق‌ و واژگان‌ مورد استفاده‌ در پروژه;

سازمان‌ پروژه، شامل‌ ساختار سازماني‌ واحدهايي‌ كه‌ در پروژه‌ دخيل‌ بوده‌ و يا از اجراي‌ پروژه، متاثر مي‌گردند; نحوه‌ مشاركت، مسئوليتها و وظايف‌ هريك‌ از واحدها;

فرآيند مديريت‌ پروژه، شامل:

1 - چگونگي‌ تبادل‌ اطلاعات، جمع‌آوري‌ و استفاده‌ از بازخورها;
2 -
مشخصات‌ برنامه‌ها و فرآيندهاي‌ گردش‌ اطلاعات;
3 -
چگونگي‌ برنامه‌ريزي‌ و شخصي‌ كه‌ آن‌را به‌عهده‌ دارد;
4 -
مشخصات‌ سيستم‌ اطلاعاتي‌ وضعيت‌ پروژه، برنامه‌ها و كنترل‌ بر پيشرفت‌ پروژه.

دستورالعملها، آيين‌نامه‌ها و ضوابط‌ اجراي‌ فعاليتها;

فرم‌ها و مستندات‌ لازم‌ براي‌ مديريت‌ پروژه‌ شامل‌ معرفي‌ فرم‌ها، نحوه‌ استفاده، شرح‌ محتويات، شخص‌ تكميل‌كننده‌ و تاييدكننده‌ و بالاخره‌ نحوه‌ گردش‌ نسخه‌هاي‌ مختلف‌ فرم‌ها;

پرونده‌هاي‌ سيستم‌ براي‌ نگهداري‌ و بازيابي‌ اسناد و اطلاعات، شامل‌ معرفي‌ انواع‌ پرونده‌ها، محتويات‌ هريك، نحوه‌ استفاده، نحوه‌ نگهداري‌ و مسئوليتهاي‌ مربوطه.

‌سيستم‌ مديريت‌ پروژه‌ خود را هرشش‌ ماه‌ يكبار، بازنگري‌ كنيد و اجازه‌ ندهيد تا به‌مرور زمان‌ از كارآيي‌ آن‌ كاسته‌ شود. اين‌ كار، نه‌تنها موجب‌ يادآوري‌ انتظارات‌ اوليه‌ شما از سيستم‌ مي‌شود، بلكه‌ باتوجه‌ به‌ تجارب‌ به‌دست‌ آمده، ايده‌هاي‌ بهبود و اصلاح‌ سيستم‌ نيز به‌دست‌ مي‌آيد.

4-2-2 مشكلات‌ فعلي‌ كارفرما، پيمانكار و مناقصه‌ها  : ديرگاهيست‌ كه‌ پروژه‌هاي‌ داخلي‌ كشور ما، با مسئله‌ انتخاب‌ پيمانكار و روابط‌ بين‌ پيمانكار و كارفرما دست‌ به‌گريبان‌ هستند و گاه‌ اين‌ مسئله‌ باعث‌ صرف‌ هزينه‌هايي‌ هنگفت‌ در مقاطع‌ مختلف‌ پروژه‌ مي‌شود.
علل‌ عمده‌ اين‌ مشكلات‌ به‌شرح‌ زير هستند:

عدم‌ توجه‌ به‌نحوه‌ صحيح‌ برگزاري‌ مناقصه‌ و تبعيض‌ ميان‌ شركت‌كنندگان.

‌از حكيم‌ فرزانه‌اي‌ پرسيدند: بهترين‌ قانون‌ كدام‌ است‚ گفت: قانوني‌ كه‌ به‌ آن‌ عمل‌ شود.
اگر بخواهيم‌ براساس‌ اين‌ نظريه‌ ارزيابي‌ كنيم، به‌اين‌ نتيجه‌ مي‌رسيم‌ كه‌ قوانين‌ و مقررات‌ ناظر بر برگزاري‌ مناقصه‌ها، به‌ويژه‌ هنگامي‌ كه‌ پاي‌ شركتهاي‌ دولتي‌ در ميان‌ باشد. قوانين‌ و مقررات‌ خوبي‌ نيستند.
‌تبعيض‌ در مبلغ‌ ضمانت‌نامه‌ دريافتي‌ كه‌ بعضاً‌ باعث‌ ضعف‌ مالي‌ پيمانكاران‌ بخش‌ خصوصي‌ در مقابل‌ پيمانكاران‌ بخش‌ دولتي‌ و يا به‌نوعي‌ وابسته‌ به‌دولت‌ مي‌شود، كمكها و تسهيلات‌ ويژه‌ براي‌ شركتهاي‌ دولتي‌ قبل‌ و در حين‌ اجراي‌ پروژه‌ كه‌ معمولاً‌ شركتهاي‌ غيردولتي‌ از آن‌ محرومند، بازكردن‌ پاكتهاي‌ پيشنهاددهندگان‌ در مناقصه، بدون‌ حضور آنان‌ و مذاكره‌ بعدي‌ با پيشنهاددهندگان، حداقل‌ براي‌ ايجاد رقابت‌ كاذب‌ و اخذ تخفيف‌ از آنان‌ كه‌ از جمله‌ رفتارهاي‌ مغاير با مفاد آيين‌نامه‌ معاملات‌ دولتي‌ است‌ و چندين‌ مشكل‌ ديگر كه‌ بايد براي‌ حل‌ آنها تدبيري‌ انديشيده‌ شود.

عدم‌ توجه‌ لازم‌ به‌ پيمانكاران‌ تواناي‌ بخش‌ خصوصي;

عدم‌ اطلاع‌ دقيق‌ كارفرما و پيمانكار از كيفيت‌ كار و قوانين‌ سازمان‌ برنامه‌ و بودجه‌ هنگام‌ تدوين‌ قرارداد;

عدم‌ توجه‌ به‌ اين‌ مسئله‌ كه‌ پيمانكار در حقيقت، بازوي‌ اجرايي‌ كارفرماست‌ و هردو در جهت‌ تحقق‌ يك‌ هدف‌ تلاش‌ مي‌كنند. فرد نشسته‌ در پشت‌ ميز بايد فرد ايستاده‌ در آن‌سوي‌ ميز را به‌رسميت‌ شناخته‌ و وي‌ را همسنگ‌ خود بداند.

عدم‌ وجود برنامه‌ و قانون‌ جامع‌ و مدون‌ در سازمان‌ برنامه‌ و بودجه، جهت‌ ارتباط‌ كارفرما و پيمانكار.

‌قوانين‌ و آيين‌نامه‌هاي‌ منتشرشده‌ از سوي‌ سازمان‌ برنامه‌ و بودجه، تنها شامل‌ ابنيه‌ و عمليات‌ ساختماني‌ هستند و هنوز هيچ‌ آيين‌نامه‌ مدوني‌ در ديگر زمينه‌ها، وجود ندارد. علت‌ اين‌ مسئله‌ را مي‌توان‌ به‌ زمان‌ تهيه‌ اين‌ قوانين‌ بازگرداند. به‌نظر مي‌رسد كه‌ در آن‌ زمان‌ توجهي‌ به‌ پروژه‌هاي‌ صنعتي‌ نشده‌ و به‌دليل‌ تمركز برروي‌ برنامه‌ها و پروژه‌هاي‌ عمراني، قوانين‌ تنها به‌ اين‌ فعاليتها محدود شده‌ است. اين‌ مسئله‌ با كوتاهي‌ مسئولان‌ در تكميل‌ اين‌ قوانين‌ در سالهاي‌ بعد توام‌ شده‌ و پايه‌ بسياري‌ از برخوردهاي‌ سليقه‌اي‌ ميان‌ كارفرما و پيمانكار شده‌ است.

3-2 مرحله‌ اجرا: در اين‌ مرحله، هدف‌ آن‌ است‌ كه‌ پيشرفت‌ كارهاي‌ پروژه، مطابق‌ با برنامه‌ها، اصول‌ و كيفيتهاي‌ تعيين‌شده‌ در مرحله‌ دوم، به‌مرحله‌ عمل‌ درآيند. در اين‌ مرحله، عامل‌ كنترل‌ داراي‌ نقش‌ اساسي‌ بوده‌ و لازمست‌ با برداشت‌ اطلاعات‌ و آمار مناسب‌ از نحوه‌ پيشرفت‌ كارها و مقايسه‌ مشخصه‌هاي‌ مختلف‌ كارهاي‌ اجراشده‌ با آنچه‌ كه‌ برنامه‌ريزي‌ شده، روند پيشرفت‌ كارها و صرف‌ هزينه‌ و ساير منابع‌ را كنترل‌ كرد.
‌بديهي‌ است‌ در حين‌ اجراي‌ كار، علي‌رغم‌ دقت‌نظري‌ كه‌ در تهيه‌ طرحها و برنامه‌ها به‌عمل‌ آمده، ايجاد تغييراتي‌ در طرح، غيرقابل‌ اجتناب‌ است. پيمانكار در مراحل‌ اجراي‌ كار به‌طور مستمر با مشاور كه‌ در اين‌ مرحله، امور نظارت‌ و كنترل‌ را به‌عهده‌ دارد، تبادل‌ نظر كرده‌ و در مواردي‌ كه‌ ايجاد تغييرات‌ و تصحيحاتي‌ در طرح، ضروري‌ باشد، با موافقت‌ مشاور، اقدام‌ خواهد كرد.

‌وجود يك‌ سيستم‌ منظم‌ گزارش‌دهي‌ كه‌ توسط‌ كليه‌ گروههاي‌ پروژه‌ پذيرفته‌ و اجرا گردد، در اين‌ مرحله، امري‌ ضروري‌ است. چنين‌ سيستمي‌ بايد داراي‌ ويژگيهاي‌ زير باشد:

- اطلاعات‌ وضعيت‌ پروژه‌ به‌صورت‌ دقيق، كامل‌ و در موعدهاي‌ منظم‌ زماني‌ ارائه‌ شود;

- براي‌ كاركنان‌ قابل‌ پذيرش‌ باشد;
-
قبل‌ از اينكه‌ خيلي‌ دير شود، اجازه‌ اقدام‌ اصلاحي‌ بدهد;
-
هركسي‌ بتواند به‌آساني‌ آن‌ را خوانده‌ و بفهمد.

1-3-2 كنترل‌ زمان : فرآيند كنترل‌ زمان‌بندي‌(SCHEDULE CONTROL) به‌ عوامل‌ زيادي‌ بستگي‌ دارد. ميزان‌ تاثير علل‌ و عوامل‌ تغيير زمان‌بندي‌ و اطمينان‌ از فوايد اين‌ تغييرات، تعيين‌ دقيق‌ تغييرات‌ و اعمال‌ مديريت‌ كارآمد و موثر بر آنها، از جمله‌ اين‌ عوامل‌ به‌شمار مي‌آيند.


شكل‌ (2) : فرآيند كنترل‌ زمان‌


‌زمان‌بندي‌ پروژه، مبناي‌ مناسب‌ و كارآمدي‌ براي‌ اندازه‌گيري، ارزيابي‌ و تهيه‌ گزارشهاي‌ عملكرد است. نحوه‌ عملكرد زمان‌بندي‌ در گزارشهاي‌ عملكرد به‌طور مبسوط‌ ارائه‌ مي‌شود.
در تدوين‌ گزارشهاي‌ عملكرد، بنابه‌ شرايط‌ انواع‌ گزارشها مي‌توانند ارائه‌ شوند، همچون:

  گزارش‌ پريودي‌ جاري 

     گزارش‌ تجمعي

     گزارش‌ موردي.
‌اين‌ گزارشها مي‌توانند، ورودي‌ مناسبي‌ براي‌ ابزار گزارش‌دهي‌ انحرافات‌ باشند كه‌ ميزان‌ اختلاف‌ حالت‌ واقعي‌ را با برنامه‌ نشان‌ مي‌دهدEVA=EARNED VALUE .) ANALYSIS)
‌درخواست‌ تغييرات‌ زمان‌بندي‌ فعاليتها، مي‌تواند به‌صورت‌ شفاهي‌ يا كتبي‌ و مستقيم‌ يا غيرمستقيم‌ توسط‌ مراجع‌ تصميم‌گيري‌ به‌ واحد كنترل‌ پروژه‌ ارائه‌ شود
.
‌سيستم‌ كنترل‌ تغييرات‌ زمان‌بندي‌SCHEDULE CHANGE CONTROL ) SYSTEM) ، رويه‌ تغيير زمان‌بندي‌ پروژه‌ و چگونگي‌ اجراي‌ آن‌ را بيان‌ كرده‌ و شامل‌ تشريفات‌ اداري، سيستم‌هاي‌ پيگيري‌ و سطوح‌ موردنياز براي‌ تاييد تغييرات‌ زمان‌بندي‌ فعاليتهاست.
‌مجموعه‌ فعاليتهايي‌ كه‌ موجب‌ انطباق‌ هرچه‌ بيشتر فعاليتهاي‌ اجرايي‌ با زمان‌بندي‌ پروژه‌ در آينده‌ مي‌شود را اقدامات‌ اصلاحي‌ مي‌نامند.
‌علل‌ و عوامل‌ انحرافات‌ زمان‌بندي، چگونگي‌ انتخاب‌ اقدامات‌ اصلاحي‌ و ساير ملاحظات‌ مربوط‌ به‌ كنترل‌ زمان‌بندي‌ كه‌ در طول‌ اجراي‌ پروژه‌ صورت‌ گرفته‌ است، بايد مستند و مدون‌ شوند. اين‌ اسناد به‌ويژه‌ هنگامي‌ كه‌ كارفرما، چند پروژه‌ مشترك‌ دارد، براي‌ پروژه‌هاي‌ بعدي‌ بسيار مفيد هستند.

2-3-2 كنترل‌ هزينه: در مقاطع‌ مختلف‌ زماني، همواره‌ اين‌ سئوال‌ مورد توجه‌ مسئولان‌ پروژه‌ است‌ كه‌ آيا هزينه‌ صرف‌شده، نسبت‌ به‌ حجم‌ كار انجام‌شده، از ميزاني‌ كه‌ در برنامه‌ تنظيم‌ بودجه‌ پيش‌بيني‌ گرديده‌ است، فراتر رفته‌ يا در اين‌ مورد، تعديل‌ لازم‌ وجود دارد‚ بديهي‌ است‌ نمي‌توان‌ اميدوار بود كه‌ همواره‌ تعديلي‌ دقيق‌ و بدون‌ تناقض‌ در اين‌ زمينه‌ وجود داشته‌ باشد. عواملي‌ مانند تورم‌ بيش‌ از حد در قيمت‌ مصالح‌ و يا نيروي‌ انساني، همچنين‌ اتفاقاتي‌ كه‌ در برنامه‌ريزي‌ پروژه‌ پيش‌بيني‌ نشده‌ ولي‌ در حين‌ اجرا پيش‌ آمده‌اند، ممكن‌ است‌ باعث‌ افزايش‌ هزينه‌ها (يا احياناً‌ كاهش‌ هزينه‌ها) شده‌ باشند. علاوه‌ بر اين‌ عوامل‌ كه‌ عملاً‌ غيرقابل‌ كنترل‌ هستند ممكن‌ است‌ عواملي‌ نظير كاهش‌ كارآيي، يا سوءاستفاده‌ در روشهاي‌ تدارك‌ و مصرف‌ مصالح‌ و مواد، به‌وجود آورنده‌ تناقض‌ در بودجه‌ برنامه‌ريزي‌ شده، نسبت‌ به‌ هزينه‌ عملي‌ مصرف‌ شده‌ باشند. چنين‌ نارساييهايي‌ ممكن‌ است‌ نتيجه‌ ضعف‌ در مديريت‌ فني، مديريت‌ انساني، مديريت‌ مالي‌ و يا روشهاي‌ نظارت‌ بر نحوه‌ اجراي‌ پروژه‌ها باشد.

‌به‌هرصورت، بايد كنترل‌ مناسبي‌ بر تغييرات‌ هزينه‌ ناشي‌ از عوامل‌ مذكور داشته‌ باشيم. پس، كنترل‌ هزينه، درواقع‌ كنترل‌ تغييرات‌ بودجه‌ مصوب‌ است.
‌يكي‌ از بحثهايي‌ كه‌ مي‌تواند در كاهش‌ هزينه‌ها، نقشي‌ اساسي‌ ايفا كند، روش‌ مهندسي‌ ارزش‌ است. باتوجه‌ به‌ تعريف‌ مايلز، مبتكرو بنيانگذار مهندسي‌ ارزش، مهندسي‌ ارزش‌ ديدگاهي‌ خلاق‌ و سازمان‌يافته‌ با هدف‌ شناسايي‌ كارآمد هزينه‌هاي‌ غيرضروري‌ است، يعني‌ هزينه‌هايي‌ كه‌ نه‌ به‌ كيفيت، نه‌ به‌ بهره‌داري، نه‌ به‌عمر مفيد، نه‌ به‌ زيبايي‌ و نه‌ به‌ مشخصات‌ فني‌ درخواستي‌ مشتري‌ (كارفرما) مربوط‌ مي‌شود.
‌مهندسي‌ ارزش‌ يك‌ رويكرد سيستماتيك‌ براي‌ دستيابي‌ به‌ ارزش‌ بهينه‌ به‌ازاء هر واحد هزينه‌ صرف‌ شده‌ است.

3-3-2 شاخصهاي‌ تصميم‌گيري: يكي‌ از وظايف‌ مهم‌ واحد كنترل‌ پروژه، تعريف‌ شاخصهاي‌ مناسب‌ و بهره‌گيري‌ از آنها در گزارشهايي‌ است‌ كه‌ از سوي‌ اين‌ واحد به‌ مديريت‌ پروژه‌ ارائه‌ مي‌شوند. اين‌ شاخصها بايد به‌گونه‌اي‌ تعريف‌ شوند كه‌ به‌خوبي‌ بازگوكننده‌ وضعيت‌ واقعي‌ پروژه‌ باشند تا مديريت‌ بتواند براساس‌ آنها تصميمهاي‌ صحيح‌ را در هر مرحله‌ اتخاذ كند. برخي‌ از شاخصهاي‌ پيشنهادي‌ به‌شرح‌ زير هستند:

  هزينه‌ بودجه‌اي‌ كار برنامه‌ريزي‌ شده

    هزينه‌ بودجه‌اي‌ كار اجراشده

     هزينه‌ واقعي‌ كار اجراشده

     درصد تكميل

   برآورد تكميل

 بودجه‌ تكميل‌ كار

    برآورد بودجه‌ تكميل‌ كار

     انحراف‌ برنامه‌اي‌ و درصد انحراف‌ برنامه‌اي

    انحراف‌ هزينه

  درصد انحراف‌ هزينه

    درصد پرداختي.

 ‌هريك‌ از شاخصهاي‌ فوق، بايد به‌مديريت‌ گزارش‌ داده‌ شوند. بررسي‌ وضعيت‌ پيشرفت‌ كار، همراه‌ با برگزاري‌ جلساتي‌ با كارشناسان‌ فني‌ مربوطه، پايه‌هاي‌ تجزيه‌ و تحليل‌ عملكرد قرار مي‌گيرند.

4-3-2 مديريت‌ كيفيت: مديريت‌ كيفيت‌ پروژه، شامل‌ كليه‌ فعاليتهاي‌ مديريتي‌ لازم‌ براي‌ تعيين‌ اهداف، خطمشي‌ها و تضمينهاي‌ كيفي‌ پروژه‌ است. اين‌ فعاليتها طي‌ يك‌ سيستم‌ يكپارچه‌ كيفيت‌ و در قالب‌ برنامه‌ريزي‌ كيفيت، كنترل‌ كيفيت، اطمينان‌ كيفيت‌ و بهبود كيفيت، به‌انجام‌ مي‌رسند.
‌در بحث‌ كيفيت‌ پروژه‌ها، بسيار مهم‌ است‌ كه‌ به‌ دو عامل‌ سيستم‌ كيفيت‌ و استانداردهاي‌ فني‌ كيفيت‌ توجه‌ شود. در مورد استانداردهاي‌ فني‌ كيفيت، گروه‌ مديريت‌ پروژه، بايد به‌ آيين‌نامه‌ها و استانداردهاي‌ مرتبط، توجه‌ ويژه‌اي‌ معطوف‌ دارند، چرا كه‌ اين‌ آيين‌نامه‌ها و استانداردها به‌عنوان‌ يك‌ معيار قابل‌ قبول‌ همگاني، در اجراي‌ پروژه‌ و حصول‌ به‌ نتايج‌ كيفي‌ پيش‌بيني‌ شده، موثرند.
‌سيستم‌ كيفيت‌ پروژه‌ (مطابق‌ با واژگان‌ ايزو 9000)، شامل‌ ساختار سازماني، مسئوليتها، رويه‌ها، فرآيندها و منابع‌ لازم‌ براي‌ اجراي‌ مديريت‌ كيفيت‌ است.

5-3-2 نقش‌ گروه‌ كنترل‌ پروژه‌ در مرحله‌ اجرا: مسلماً‌ گروه‌ كنترل‌ پروژه‌ در انجام‌ صحيح‌ مسئوليت‌ خود، نيازمند همكاري‌ تخصصهاي‌ مختلف‌ است، و در اين‌ راه‌ به‌ روشهاي‌ گوناگون‌ از واحدهاي‌ مختلف‌ كمك‌ مي‌گيرد.
‌اطلاعات‌ واحدهاي‌ گوناگون‌ بايد تحت‌ نظامي‌ مناسب‌ و هماهنگ، براي‌ كنترل‌ فعاليتها، به‌طور مرتب‌ به‌ واحد كنترل‌ پروژه‌ ارسال‌ شود. به‌ويژه، فعاليتهايي‌ كه‌ برروي‌ مسير بحراني‌ پروژه، واقع‌ شده‌اند. بايد مرتباً‌ مورد كنترل‌ و بازرسي‌ قرار گيرند تا اطمينان‌ حاصل‌ شود كه‌ تاخيرهاي‌ پيش‌آمده‌ باعث‌ تاخير كل‌ پروژه‌ نخواهد شد. اگر فعاليتهاي‌ مسير بحراني‌ دچارتاخير شوند، بايد يكي‌ از سه‌ عمل‌ زير انجام‌ گيرد:

زمان‌ خاتمه‌ پروژه، به‌عقب‌تر برده‌ شود;

منابع‌ بيشتري‌ به‌ وظايف‌ باقيمانده‌ پروژه، اختصاص‌ يابد تا مدت‌زمان‌ انجام‌ فعاليتها كاهش‌ يابد;

سطح‌ كيفي‌ تعيين‌شده‌ تا حدودي‌ كاهش‌ يابد تا بتوان‌ از اين‌ طريق، وظايف‌ باقيمانده‌ را با سرعت‌ بيشتري‌ انجام‌ داد.

‌مسئول‌ كنترل‌ پروژه‌ در مشاركت‌ ساير گروهها در كنترل‌ فعاليتها و احساس‌ مسئوليت‌ آنها، نقشي‌ بسيار مهم‌ دارد و ظرافت‌ كار و روش‌ او، بسيار حائز اهميت‌ است.
‌كسي‌ كه‌ مسئوليت‌ كنترل‌ پروژه‌ را به‌عهده‌ مي‌گيرد، بايد بتواند از مسئولان‌ ديگر واحدها به‌صورت‌ غيرمستقيم‌ و پنهان، به‌عنوان‌ بازرسان‌ كنترل‌ پروژه‌ استفاده‌ كند. به‌قول‌ لائوتسو، فيلسوف‌ چيني: رهبر خوب‌ كسي‌ است‌ كه‌ مردم‌ وجود او را حس‌ نكنند. كسي‌ است‌ كه‌ كم‌ حرف‌ مي‌زند، و هنگامي‌ كه‌ كار انجام‌ مي‌شود و نتيجه‌ به‌دست‌ مي‌آيد، همه‌ مي‌گويند اين‌ كار را ما انجام‌ داديم.
‌استفاده‌ از جلسات‌ مشترك‌ گروه‌ كنترل‌ پروژه‌ با مشاوران‌ و كارشناسان‌ در زمينه‌هاي‌ مختلف، از ديگر راههايي‌ است‌ كه‌ به‌ همكاري‌ و مشاركت‌ ديگران‌ كمك‌ مي‌كند.

6-3-2 نيم‌نگاه: در مرحله‌ اجرا، مي‌توان‌ به‌ مشكلات‌ زير در پروژه‌هاي‌ داخلي‌ كشور، اشاره‌ كرد:

- محيط‌ خشك‌ و انعطاف‌ناپذير پروژه‌ها و اعمال‌ مديريتهاي‌ سنتي‌ كه‌ امكان‌ سيستم‌پذيري‌ را به‌ حداقل‌ مي‌رساند;

- عدم‌ وجود محدوده‌ مشخص‌ بين‌ حوزه‌هاي‌ كاري‌ كارفرما، مشاور و پيمانكار و نيز مسئوليت‌ هريك‌ در قبال‌ انجام‌ فعاليتها و تاخيرات‌ پيش‌آمده، همچنين‌ ضعف‌ مشاوران‌ در هماهنگ‌كردن‌ كارفرما و پيمانكار (به‌دلايل‌ مختلف);

- استقلال‌ گروه‌ كنترل‌ پروژه‌ از ساير واحدها و عدم‌ احساس‌ مسئوليت‌ ديگر واحدها در قبال‌ سيستم‌ اطلاعاتي‌ كنترل‌ پروژه، و در بعضي‌ پروژه‌ها، تمركز بيش‌ از حد گروه‌ كنترل‌ پروژه‌ براستفاده‌ از نرم‌افزارها و محدودشدن‌ فعاليتهاي‌ عملي‌ آنان‌ و در پي‌ آن‌ عدم‌ حضور فعال‌ در تصميم‌گيريها.

4-2 مرحله‌ پاياني: مرحله‌ پاياني‌ پروژه‌ها را مي‌توان‌ به‌خودي‌ خود يك‌ پروژه‌ دانست. در اغلب‌ موارد مشاهده‌ شده‌ است‌ كه‌ در اين‌ مرحله، پيچيدگي‌ مسائل‌ بين‌ پيمانكار، دستگاه‌ نظارت‌ و صاحب‌ كار به‌ حد اعلاي‌ خود رسيده‌ و كار تحويل‌ موقت‌ و بهره‌برداري‌ از سيستم‌ را به‌ تعويق‌ مي‌اندازد.
‌در اين‌ مرحله، روحيه‌ افراد شاغل‌ در پروژه، به‌دليل‌ از دست‌دادن‌ شغل‌ و بيكارماندن، به‌مراتب‌ ضعيف‌تر از مرحله‌ اجراست.
‌در مرحله‌ پاياني‌ پروژه، تهيه‌ گزارشها و يادداشتهاي‌ دقيق‌ از نحوه‌ اجراي‌ كارها، باعث‌ خواهد شد كه‌ پيمانكار براي‌ شركت‌ در مناقصات‌ جديد و براي‌ اجراي‌ پروژه‌هاي‌ جديد، منابع‌ اطلاعاتي‌ باارزشي‌ را در اختيار داشته‌ باشد. دقت‌ در اجراي‌ اين‌ مرحله‌ و برنامه‌ريزي‌ صحيح‌ براي‌ تحويل‌ هرچه‌ سريعتر پروژه، علاوه‌ برآنكه‌ از نظر اقتصادي‌ به‌ نفع‌ صاحب‌ كار و پيمانكار است، از نظر كسب‌ اعتبار براي‌ شركتهاي‌ پيمانكاري‌ و فراهم‌كردن‌ زمينه‌هاي‌ مناسب‌ در دريافت‌ پروژه‌هاي‌ جديد، نيز داراي‌ نقش‌ و اهميت‌ قابل‌ توجهي‌ است.
‌باتفاسير فوق، واضح‌ است‌ كه‌ نقش‌ مديريت‌ بحران‌ در اين‌ مرحله، باتوجه‌ به‌ عواملي‌ همچون‌ فشردگي‌ بيش‌ از حد كارهاي‌ عقب‌ افتاده، امكان‌ كاهش‌ كيفيت‌ يا افزايش‌ هزينه‌ها، روحيه‌ كاركنان‌ و كنترل‌ ارتباط‌ صحيح‌ كارفرما، مشاور و پيمانكار بسيار حساس‌ است.

1-4-2 مشكل‌ برآورد ناصحيح‌ منابع; بسياري‌ از مشكلاتي‌ كه‌ در طول‌ پروژه، پنهان‌ مانده‌ است، در مرحله‌ پاياني‌ آشكار مي‌شود; از جمله، مشكل‌ مواد اوليه‌ و مصالح‌ مازاد كه‌ به‌دلايلي‌ همچون‌ عدم‌ برآورد اوليه‌ صحيح‌ و اعمال‌ كسر كاري‌ به‌ پروژه‌ها به‌ علل‌ مختلف‌ از جمله‌ عدم‌ امكان‌ اخذ مجوزهاي‌ لازم‌ از ارگانهاي‌ ذينفع‌ به‌ دلايل‌ مختلف‌ و در نتيجه‌ حذف‌ بخشي‌ از عمليات‌ اجرايي‌ پيش‌بيني‌ شده‌ در اسناد و نقشه‌هاي‌ مربوطه‌ كه‌ به‌ عللي‌ همچون: ماهيت‌ كار و وسيع‌بودن‌ محدوده‌ عمليات‌ اجرايي‌ پروژه‌ كه‌ موجب‌ گم‌شدن‌ اقلام‌ ريز در محوطه‌ كاري‌ مي‌شود، اعمال‌ بعضي‌ روشهاي‌ سليقه‌اي‌ در مورد بعضي‌ از اجناس‌ مصرفي‌ مانند الكترود، نوار عايقكاري‌ و...، آسيب‌ديدن، سوءاستفاده‌ و عدم‌ توان‌ فروش‌ با قيمت‌ خريداري‌ شده، هزينه‌هاي‌ زيادي‌ را بر پروژه‌ تحميل‌ مي‌كند. حال، در مواردي‌ كه‌ كارفرما، چند پروژه‌ مشترك‌ دارد، حل‌ اين‌ مشكل‌ و كاهش‌ هزينه‌ آسانتر است‌ و مي‌تواند برخي‌ از اقلام‌ را به‌ پروژه‌هاي‌ بعدي‌ منتقل‌ كند.

‌مسئله‌ ديگر، مسئله‌ اجناس‌ به‌عهده‌ كارفرماست. معمولاً‌ فهرست‌ اين‌ اجناس، در قراردادهاي‌ منعقده‌ بين‌ كارفرما و پيمانكار (و يا الحاقيه‌هاي‌ بعدي) در نظر گرفته‌ شده‌ و بعد از امضاي‌ قرارداد، جزء اسناد پيمان‌ محسوب‌ مي‌شود و كارفرما هم‌ تحويل‌ به‌موقع‌ آنها به‌ پيمانكار را به‌عهده‌ مي‌گيرد.
‌در اين‌ رابطه‌ و در طول‌ اجراي‌ پروژه‌ و خاتمه‌ آن‌ و برچيدن‌ كارگاه‌ و استرداد اجناس‌ مازاد، پيمانكاران‌ با مشكلات‌ زيادي‌ دست‌ به‌گريبانند. به‌عنوان‌ نمونه، در بعضي‌ از مناطق‌ شركت‌ گاز، چندين‌ سال‌ است‌ كه‌ پروژه‌ تحويل‌ قطعي‌ شده، ولي‌ مسئله‌ تسويه‌ حساب‌ اجناس‌ لاينحل‌ مانده‌ و در نتيجه، تكليف‌ ضمانتنامه‌ها و سپرده‌هاي‌ پيمانكاران‌ هم‌ مشخص‌ نشده‌ است.
-
حرف‌ آخر

‌در اين‌ نوشتار، مروري‌ بر چرخه‌ حيات‌ پروژه‌ با ذكر نكات‌ مهم‌ و لازم‌الاجرا در هر مرحله‌ داشتيم. به‌علاوه، به‌ برخي‌ مشكلات‌ اجرايي‌ كه‌ بيشتر پروژه‌هاي‌ داخلي‌ كشور با آنها دست‌ به‌گريبانند نيز اشاره‌اي‌ شد. اين‌ كار نه‌ با هدف‌ صرفاً‌ انتقاد، بلكه‌ به‌ اين‌ منظور كه‌ يادآوري‌ ديگري‌ باشد براي‌ همه‌ مسئولان‌ و استادان‌ بزرگواري‌ كه‌ مي‌توانند در حل‌ آنها، نقشي‌ موثر داشته‌ باشند. چرا كه‌ رفع‌ اين‌ معضلات‌ و بسياري‌ ديگر از مشكلاتي‌ كه‌ در اين‌ مقاله‌ نيامده‌ است، علاوه‌ بر كاهش‌ هزينه‌ها و افزايش‌ اثربخشي‌ پروژه‌ها، نظام‌ برنامه‌ريزي‌ و كنترل‌ پروژه‌ اين‌ طرحها را مفهومي‌ ديگر خواهد بخشيد.

منابع‌ و مآخذ

1 - علي‌ حاج‌ شيرمحمدي، مديريت‌وكنترل‌ پروژه، انتشارات‌ جهاد دانشگاهي‌ دانشگاه‌ صنعتي‌ اصفهان، بهار 1375.
2 -
مرتضي‌ نادري، شناسايي‌ و امكان‌سنجي‌ طرحها، نشريه‌ توسعه، مرداد 1377.
3 -
مهدي‌ غضنفري‌ و ماهور ملت‌پرست، كاربرد تئوري‌ فازي‌ در آناليز پروژه‌هاي‌ سرمايه‌گذاري‌ به‌روش‌ منافع‌ - مخارج‌ - ششمين‌ همايش‌ دانشجويي‌ مهندسي‌ صنايع، دانشگاه‌ صنعتي‌ شريف، اسفند 1377.
4 -
حميد آلادپوش، دانش‌ مديريت‌ پروژه، ناشر: مركز فرهنگي‌ - انتشارات‌ حامي، نوبت‌ اول، 1377.
5 -
مهران‌ محجوب‌ و بهراد معين‌زاده، سيستم‌ مديريت‌ پروژه، نشريه‌ صنايع، بهار وتابستان‌ 1376.
6 -
نيك‌ ابلنسكي، مهندسي‌ مجدد و مديريت‌ دگرگون‌سازي‌ سازمانها، نشر اروين، چاپ‌ دوم، 1376.
7 -
شركتهاي‌ دولتي‌ و مناقصه‌ها، نشريه‌ توسعه، آذر 1378.
8 -
درباره‌ متن‌ جديد شرايط‌ عمومي، شرايط‌ خصوصي‌ و پيمان، نشريه‌ توسعه، آذر 1378.
9 -
موافقتنامه، شرايط‌ عمومي‌ و شرايط‌ خصوصي‌ پيمان، نشريه‌ 4311 (سازمان‌ برنامه‌ و بودجه، معاونت‌ امور فني، 27/00/78)
10 -
احمدعلي‌ پيروزفرد، پيمانهاي‌ شركت‌ ملي‌ گاز و معضل‌ اجناس‌ عهده‌ كارفرما، نشريه‌ توسعه، آذر 1378.
11 -
مجموعه‌ مقالات‌ نخستين‌ همايش‌ راهبردي‌ مهندسي‌ ارزش‌ در طرحهاي‌ عمراني، نشريه‌ 19-9-2-3 سازمان‌ مديريت‌ و برنامه‌ريزي‌ كشور، معاونت‌ فني.
12 - DR.S.S. BEAUCHEMIN, T23E PROJECT CONTROL UPDATE 01/12/98 (WEB1 SITE).

كاوه‌ جواني: كارشناس‌ گروه‌ مهندسي‌ صنايع‌ مركز تحقيقات‌ اصفهان.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 23 بهمن1386ساعت 16:1  توسط مصطفی حسین نژادی  | 

جایگاه کاربر در طراحی و اجرای سیستمهای استراتژیک اطلاعاتی

 مثال موردی : اجرای سیستم هوشمند کنترل مرکزی ترافیک در تهران

 

  آیا تا کنون نامی از سیستم  هوشمند کنترل مرکزی ( scats ) شنیده اید. اگر زمانی که در پشت چراغهای قرمز در یکی از تقاطع های اصلی تهران توقف کرده اید ، بجای لحظه شماری برای هر چه زودتر سبز شدن چراغ قرمز ، به تفاوت زمانبندی چراغهای سبز  در دو سوی تقاطع توجه کنید ، متوجه تفاوت میان زماندهی به مسیر پر ترافیک با مسیر کم ترافیک تر خواهید شد. البته جدای از مباحث تخصصی مربوط به طراحی و نصب چنین سیستمی یا دیگر سیستمهای مشابه  در مکانهای مختلف که در تخصص من هم نمی باشد ، آنچه جالب توجه است زیر ساختهای اطلاعاتی است که باعث شکل گیری چنین سیستمهایی می باشد.

  به طور کلی چراغهای راهنمایی به سه دسته اصلی ساده ( زمان ثابت) ، نیمه هوشمند و هوشمند تقسیم         می شوند. در سیستمهای تمام هوشمند که scats یکی از معروفترین آنها می باشد زمانبندی چراغها با توجه به سنگینی ترافیک در هر مسیر تعیین می شود که تشخیص سنگینی بار بر عهده سنسورهایی می باشد که در کف تقاطع و در عمق مشخصی از مسیر نصب می باشند. این حسگرها در تهران و در تقاطعهای گوناگون در محلهایی با مربعهای تقریبا 50 در 50 سانتیمتری با رنگ زرد مشخص می شوند که شاید شما تا کنون به آنها توجه نکرده باشید. این در حالی است که کارایی این سیستم در حالی به صورت موفقیت آمیز رقم خواهد خورد که اولا کاربرها ( در اینجا منظور رانندگان می باشد) مطلع باشند که سیستم چگونه عمل می کند و از سوی دیگر نقش خود آنها در عملکرد بهتر سیستم چگونه است.  بدین ترتیب که حداقل یکی از چرخهای اتومبیلها باید در زمان تقاطع حتما بر روی یکی از این مربعهای زرد رنگ قرار گیرد تا سیستم از حضور اتومبیل در مسیر آگاه شود و ماشین مورد نظر در سیستم محاسبه شود . گر چه سیستم scats در تهران با توجه با بررسی الگوههای ترافیکی در شهر های بزرگ دنیا که دارای رفتار های ترافیکی مشابهی با مردم تهران می باشند طراحی شده است ، اما شهروندان تهرانی به عنوان کاربران این سیستم تقریبا اطلاع بسیار اندکی از وظیفه خود در این سیستم دارند.

   مشکل اصلی در این میان همانا به عدم پیشبینی لازم از سوی طراحان و مجریان طرح به لزوم اطلاع رسانی لازم به شهروندان  می باشد . داشتن دیدگاه تکنولوژیک محض  به سیستم و عدم توجه با نقش کاربر در شکل گیری و طراحی و حتی اجرای سیستم یکی از مهمترین دلایل شکست سیستمهای اطلاعاتی در سراسر جهان در سالهای اخیر می باشد. گر چه سیستم در حال فعالیت در شهر تهران که البته در شهر های دیگری چون مشهد نیز شروع با فعالیت نموده است یک سیستم شبیه سازی و باز اجرا شده در تهران می باشد اما لزوم توجه به نقش مردم در موفقیت فعالیت آن واقعیتی است که از سوی مجریان طرح نادیده انگاشته شده است. و بدین ترتیب است که در حالی که بیش از 2 سال از اجرای این پروزه در شهر تهران می گذرد شاهد تغییر مورد انتظار طراحان سیستم در سطح شهر تهران نبوده ایم.

 

برای دانستن بیشتر  در مورد  scatsمی توانید به این دو آدرس سر بزنید!!

http://www.tehransama.ir/NewsDetail.aspx?NewsID=745

http://www.iscanews.ir/fa/ShowNewsItem.aspx?newsitemid=80589

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 7 آذر1386ساعت 15:7  توسط مصطفی حسین نژادی  | 

یه مقاله عالی درباره ی مدیریت استراتژیک

برنامه‌ريزي و مديريت استراتژيك

برگردان: محمدرضا ميرزااميني

   (انديشگاه شريف)

  

شمايي كلي از اصول برنامه‌ريزي

برنامه‌ريزي, فرآيند آگاهانه و سيستماتيك تصميم‌گيري در مورد اهداف و فعاليت‌هاي آينده يك فرد, گروه, واحد كاري يا سازمان است.

فرآيند مبنايي برنامه‌ريزي:

1.       تحليل موقعيتي: برمبناي رويكرد احتمالي (پيشامدهاي آينده), برنامه‌ريزي با يك تحليل موقعيتي آغاز مي‌شود. برنامه‌ريزان بايد در چارچوب محدوديت‌هاي زماني و منابع, اطلاعات مرتبط با مساله مورد برنامه‌ريزي را جمع‌آوري, تفسير و خلاصه (جمع‌بندي) نمايند.

2.       ارايه اهداف و طرح‌هاي ممكن (گزينه‌هاي پيش رو): اين مرحله, جايي است كه بايد بر خلاقيت تاكيد ورزيد و مديران و كاركنان را تشويق كرد تا برپايه نگرشي وسيع به امورشان بينديشند.

الف. ”اهداف“, همان مقاصد يا غايت‌هايي هستند كه مديران قصد رسيدن بدان‌ها را دارند. اهداف مي‌بايست مشخص, چالشي و واقع‌گرايانه باشند.

ب. ”طرح‌ها (يا برنامه‌ها)“, اعمال يا ابزارهايي هستند كه مديران براي حصول اهداف خود بكار مي‌گيرند.

3.       ارزيابي اهداف و طرح‌ها: تصميم‌گيرندگان بايد مزايا, مضرات و تاثيرات بالقوه هر گزينه پيش رو (هدف و طرح) را ارزيابي نمايند.

4.       انتخاب هدف و طرح: حال برنامه‌ريز در موقعيتي است كه بايد مناسب‌ترين و امكان‌پذيرترين اهداف و طرح‌ها را برگزيند.

5.       پياده‌سازي و اجرا: بايد مديران و كاركنان, طرح (برنامه) را درك نموده, منابع موردنياز آن را در اختيار داشته, و براي انجام آن برانگيخته شوند.

6.       پايش و كنترل: از آنجاييكه برنامه‌ريزي, فرآيندي پيش‌رونده و تكرارشونده است, بايد مديران مستمراً عملكرد واحدهاي تحت‌تكفل‌شان را از جهت تطابق با اهداف و برنامه‌هاي واحد, تحت‌نظر داشته باشند.

 

سطوح برنامه‌ريزي

الف. برنامه‌ريزي استراتژيك:

برنامه‌ريزي استراتژيك دربردارنده تصميم‌گيري‌هايي است كه راجع به اهداف و استراتژي‌هاي بلندمدت سازمان مي‌باشند.

1.       ”اهداف استراتژيك“, مقاصد و غايت‌هاي عمده‌اي هستند كه مرتبط با بقا, ارزش و رشد سازمان هستند.

2.       ”استراتژي“, الگوي يا چارچوبي از اعمال و تخصيص منابع است كه براي دستيابي به اهداف سازمان طراحي شده باشد.

ب. برنامه‌ريزي تاكتيكي و عملياتي:

1.       ”برنامه‌ريزي تاكتيكي“, اهداف و طرح‌هاي استراتژيك را به اهداف و برنامه‌هاي مشخص تبديل (ترجمه) مي‌نمايد كه مرتبط با بخش خاصي از سازمان مي‌باشند.

2.       ”برنامه‌ريزي عملياتي“, رويه‌ها و فرآيندهاي خاص موردنياز در سطوح پايين سازمان را مشخص مي‌نمايد.

 

برنامه‌ريزي استراتژيك: ديروز و امروز

مديريت استراتژيك, تمامي مديران سازمان را در تدوين و اجراي اهداف استراتژيك و استراتژي‌ها دربر‌مي‌گيرد. گام‌هاي كلي برنامه‌ريزي استراتژيك را مي‌توان به اجمال اين‌گونه برشمرد:

گام 1: تعيين ماموريت, ديدمان (چشم‌انداز) و اهداف

1.       ”ماموريت“, مقصود و ارزش‌هاي اصلي سازمان (و حوزه عملكرد آن) را مشخص مي‌نمايد. در واقع, عبارتي است كه دليلِ وجودِ سازمان (يا فلسفه وجودي آن) را بيان مي‌دارد.

2.       ”ديدمان استراتژيك“, فراي بيانيه ماموريت سازمان رفته و چشم‌اندازي را مشخص مي‌كند كه شركت (يا سازمان) بدان‌جا مي‌رود و به آن تبديل مي‌شود.

گام 2: تحليل فرصت‌ها و تهديدهاي خارجي

توفيق مديريت استراتژيك وابسته به ارزيابي صحيح و همه‌جانبه محيط سازمان است. شايان ذكر است ”ذي‌نفعان“, افراد و گروه‌هايي هستند كه از حصول ماموريت, اهداف و استراتژي‌هاي سازمان, تاثير و تاثر مي‌پذيرند. ذي‌نفعان عبارتند از:‌خريداران, تامين‌كنندگان, رقبا, سازمان‌هاي دولتي و قانون‌گذار, اتحاديه‌ها و گروه‌هاي كارگري (يا كارمندي), جامعه مالي, مالكين و سهام‌داران, و انجمن‌هاي بازرگاني و تجاري.

گام 3: تحليل نقاط قوت و ضعف داخلي

همزمان با تحليل محيط بيروني سازمان, بايد نقاط قوت و ضعف حوزه‌هاي كاري عمده داخل سازمان نيز مورد ارزيابي و سنجش قرار گيرند. در اين راستا بايد منابع (و ميزان آن‌ها) و شايستگي‌هاي محوري سازمان مشخص گردند تا بتوان آن را با ديگران مقايسه كرد.

1.      منابع و شايستگي‌هاي محوري:

الف. ”منابع“, ورودي‌هاي توليد سازمان هستند كه مي‌توان از طريق ذخيره‌سازي (و تجمع آنها) در يك بازه زماني, عملكرد شركت را بهبود بخشيد.

ب. ”شايستگي‌هاي محوري“, به آن چيزهايي اطلاق مي‌شود كه يك شركت, قادر به انجام آن, به طور ويژه, نسبت به ديگر رقبايش است.

2.       ترازيابي:

”ترازيابي“, فرآيندي است كه كاركردها و مهارت‌هاي اصلي يك شركت با ديگر شركت‌ها (يا مجموعه‌اي از شركت‌ها) مقايسه مي‌گردد تا مشخص شود چقدر مي‌تواند ”خوب“ عمل كند.


گام 4. تحليل SWOT و تدوين استراتژي

به بررسي و مقايسه نقاط قوت و ضعف, و فرصت‌ها و تهديدها, عموماً تحليل SWOT اطلاق مي‌شود. اين تحليل, مديران را قادر مي‌سازد تا واقعيت‌ها و پيش‌بيني‌هاي عمده منتج از تحليل داخلي و خارجي سازمان را استخراج و جمع‌بندي نمايند.

1.       استراتژي شركتي (كلان): استراتژي كلان شركت, مجموعه كسب‌وكارها, بازارها يا صنايعي را كه در آن به رقابت مي‌پردازد و نحوه توزيع منابع درميان آنان را برمي‌شمرد.

الف. يك ”استراتژي يكپارچه‌سازي عمودي“, بيانگر توسعه و گسترش حوزه سازمان (دامنه عملكرد) به سمت كانال‌هاي تامين يا توزيع‌كنندگان است.

ب. يك ”استراتژي تنوع‌گرايي هم‌محور“, بيانگر حركت به سمت كسب‌وكارهاي جديدي است كه مرتبط با كسب‌وكار محوري و اوليه شركت است.

ج. ”تنوع‌گرايي مختلط“, استراتژي شركتي كلاني است كه بيان‌كننده بسط و گسترش شركت به سمت كسب‌وكارهاي نامرتبط است. يكي از متداول‌ترين تكنيك‌هاي بررسي و تحليل استراتژي شركتي, ماتريس گروه مشاوره بوستون (BCG) است.

روندها در استراتژي شركتي: در سال‌هاي اخير, شركت‌هاي آمريكايي موجي از ادغام‌ها و تصاحب‌ها را تجربه نمودند.

2.       استراتژي كسب‌وكار: استراتژي كسب‌وكار, دربردارنده اقدامات و اعمال عمده‌اي است كه جايگاه رقابتي (رقابت‌پذيري) يك سازمان در بازار را بنانهاده و تقويت مي‌نمايند.

الف. كسب‌وكارهايي كه ”استراتژي هزينه پايين“ را در پيش مي‌گيرند, مي‌كوشند تا به روشي كارآمد, محصولي استاندارد و بدون زوائد (ظواهر و تجملات خاص) ارايه نمايند.

ب. در ”استراتژي تمايز“, شركت مي‌كوشد تا در ابعادي از صنعت خود يا بازارش (كه براي مشتري ارزشمند است), شاخص و يكتا گردد.

3.       استراتژي كاركردي: استراتژي‌هاي كاركردي توسط هريك از بخش‌هاي كاركردي و اجرايي سازمان در راستاي پيشتيباني از استراتژي كسب‌وكار پياده مي‌شوند.

گام 5. پياده‌سازي استراتژي

مديران استراتژيك بايد تضمين نمايند كه استراتژي‌هاي جديد سازمان, به روشي اثربخش و كارا مورد پياده‌سازي و اجرا واقع مي‌شوند. به طور كلي, پياده‌سازي استراتژي شامل چهار گام مرتبط مي‌باشد:

گام 1: تعريف وظايف استراتژيك.

گام 2: ارزيابي توانمندي‌هاي سازمان.

گام 3. تدوين نيازمندي‌هاي اجرايي (پياده‌سازي استراتژي‌ها)

گام 4. طرح اجرا و پياده‌سازي

گام 6. كنترل استراتژيك

بايستي يك سيستم كنترل استراتژيك در سازمان طراحي گردد تا مديران را در ارزيابي ميزان پيشرفت سازمان در زمينه استراتژي‌هايش ياري رسانده و آنان را قادر سازد تا در شرايطي كه اختلافاتي وجود دارد (فاصله با اهداف تعيين‌شده), اعمال اصلاح‌گرانه را اتخاذ نمايند

+ نوشته شده در  چهارشنبه 7 آذر1386ساعت 15:0  توسط مصطفی حسین نژادی  | 

بعضی منابع فرهنگ سازمانی

۱-مدیریت درپهنه فرهنگها-سوزان سی اشنایدر

۲-مدیریت ازراه ارزشها-کن بلانچاردؤ

۳-فرهنگ سازمانی-ادگارشاین

۴-اقتصادوفرهنگ-دیویدتراسبی

۵-اهمیت فرهنگ-لارنس هریسون وساموئل هانتینگتون

۶-اندیشه های مدیریت ایرانی-عباس رنجبر

۷-اصول مدیریت اسلامی-ولی الله تقی پور

۸-ارتباطات سازمانی-رسول علیزاده

۹-رفتارسازمانی-مورهدوگریفن

۱۰-رابطه فرهنگ بامدیریت منابع انسانی-شهرنازمرتضوی ودیگران

۱۱-مدیریت فرهنگ سازمان-استانلی دیویس

۱۲-مدیریت وفرهنگ سازمان-فتاح شریف کاظمی

۱۳-فرهنگ دررادیو-آذرقبادی(پایان نامه)

۱۴-شناخت فرهنگ سازمان صداوسیما-دکترعلیرضااحمدی ودیگران(پژوهشنامه)

۱۵-مدیریت استراتژیک-پیرزورابینسون.ترجمه دکترحسینی-انتشارات سمت(ترجمه دکترخلیلی نشریادواره)

۱۶-مدیریت رفتارسازمانی-استیفن پی رابینز(جلدسوم).ترجمه دکترعلی پارسائیان ودکترمحمداعرابی-دفترپژوهشهای فرهنگی

۱۷-اخلاق دراداره-آیت الله حسین مظاهری

۱۸-مدیریت راهبردی-جان ای پیرز

۱۹-مدیریت درایران باستان-غلامرضاجوادی

۲۰-مدیریت اقتضائی متناسب بافرهنگهای سازمانی.انواع وتغییرفرهنگ-دیاناسی فیزی

۲۱-مدیریت رفتارسازمانی-رابرت کریتز.آنجلوکینیکی.ترجمه دکترعلی اکبرفرهنگی

۲۲-گفتگوی فرهنگها-ریمون کوهن.ترجمه محمدعلی محمدی

۲۳-مدیریت درعرصه فرهنگها.مباحث ودیدگاهها-پت جوینت وملکم.ترجمه محمدتقی نوروزی

۲۴-ارتباطات انسانی-دکترعلی اکبرفرهنگی

۲۵-هوندا.داستان کامیابی مدیریت ژاپنی-رابرت ال شوک.ترجمه ایرج پاد

۲۶-بررسی فرهنگ سازمانی صداوسیما-معاونت پژوهشی دانشگاه علامه طباطبائی

+ نوشته شده در  چهارشنبه 7 آذر1386ساعت 14:55  توسط مصطفی حسین نژادی  | 

تعریف مدیریت استراتژیک چیست؟

مجموعه تصمیم ها و اقدامات مدیریتی است که عملکرد بلند مدت یک شرکت را تعیین می کند.

 

مدیریت استراتژیک عبارت است از بررسی محیطی (هم محیط خارجی و هم محیط داخلی) تدوین استراتژی، اجرای استراتژی، ارزیابی و کنترل. بنابراین مدیریت استراتژیک بر نظارت و ارزیابی بر فرصت ها و تهدیدهای خارجی در سایه توجه به نقاط قوت و ضعف یک شرکت تأکید دارد.

 

مراحل مدیریت استراتژیک چیست؟

فرآیند مدیریت استراتژیک در بر گیرنده سه مرحله می شود:

1-     تدوین استراتژی ها

2-     اجرای استراتژی ها

3-     ارزیابی استراتژی ها

 

مقصود از تدوین استراتژی این است که مأموریت شرکت تعیین شود. شناسایی عواملی که در محیط خارجی، سازمان را تهدید می کنند یا فرصت هایی را به وجود می آورند. شناسایی نقاط قوت و ضعف داخلی سازمان، تعیین هدف های بلند مدت، در نظر گرفتن استراتژی های گوناگون و انتخاب استراتژی های خاص جهت ادامه فعالیت.

اجرای استراتژی ها ایجاب می کند که سازمان هدف های سالانه در نظر بگیرد، سیاست ها را تعیین کند، در کارکنان انگیزه ایجاد کند و منابع را به گونه ای تخصیص دهد که استراتژی های تدوین شده به اجرا در آید.

ارزیابی استراتژی ها بدان سبب باید استراتژیهای را مورد ارزیابی قرار داد که موفقیت امروز نمی تواند موفقیت فردا را تضمین نماید. موفقیت همیشه موجب بروز مسائل جدید و گوناگون می شود، سازمانی که به وضع کنونی خود بسنده نماید یا دچار تکبر شود محکوم به فنا خواهد بود.

 

مزایای مدیریت استراتژیک چیست؟

مدیریت استراتژیک به سازمان این امکان را می دهد که به شیوه ای خلاق و نوآور عمل کند و برای شکل دادن به آینده خود به صورت انفعالی عمل نکند. این شیوه مدیریت باعث می شود که سازمان دارای ابتکار عمل باشد و فعالیت هایش به گونه ای درآید که اعمال نفوذ نماید و بدین گونه سرنوشت خود را رقم بزند و آینده را تحت کنترل درآورد.

 

ویژگی های مدیریت استراتژیک چیست؟

مدیریت استراتژیک، ویژگی هایی را که مدیریت کلی داراست در بر می گیرد، اما متفاوت از این ویژگی ها، از یک سری خصوصیات که مختص مدیریت استراتژیک است می توان بحث کرد.

 

1-     قبل از هر چیز مدیریت استراتژیک یک وظیفه مدیریتی عالی (بلند پایه) است: مدیریت استراتژیک چون بطور کامل مربوط به متوجه آینده سازمان بوده و سعی در مشخص کردن راستا و جهت برای آن دارد، بدان جهت وظیفه اصلی مدیران بلند پایه است.

2-     معطوف به آینده بوده و به هدفهای بلند مدت سازمان مربوط است: به این می اندیشد که در افق زمانی مشخص شده سازمان چه خواهد شد و برای گرفتن این نتایج چه کارهایی را باید انجام داد.

3-     مدیریت استراتژیک سازمان ره به صورت یک سیستم باز می نگرد: سازمانها با محیطی که در آن قرار دارند در داخل هم بستگی و تعامل می باشند. در محیط هر تغییری صورت می گیرد سازمان نیز از آن تأثیر خواهد پذیرفت. بدین سبب مدیریت استرتژیک محیط را از نزدیک تعقیب می کند.

4-     مدیریت استراتژیک مدیران رده پایین را راهنمایی می کند: به عبارت دیگر مدیریت استراتژیک اهداف، تصمیم و فعالیتهایی را که مشخص می کند در داخل سازمان تا پایین ترین سطوح برای هر کس نقطه شروع حرکت را تعیین می کند.

 

تأثیر مدیریت استراتژیک بر عملکرد کدامند؟

تحقیقات نشان داده است که عملکرد سازمان هایی که به مدیریت استراتژیک می پردازند بیشتر و بالاتر از دیگر سازمان هاست. دست یابی به یک حلقه ارتباط مناسب بین محیط یک سازمان و استراتژی، ساختار و فرآیندهای آن سازمان، آثار مثبتی بر عملکرد آن دارد. برای اثربخش و مؤثر بودن، همیشه لازم نیست که مدیریت در قالب فرآیندی رسمی به اجرا درآید. شرکت های کوچک، در عمل، ممکن است به شکل غیر رسمی و به طور نامرتب برنامه ریزی کنند. مدیر عامل و گروهی از مدیران ارشد ممکن است به طور اتفاقی دور هم جمع شوند تا به حل مسائل استراتژیک بپردازند و قدم های بعدی را برنامه ریزی کنند.

 

نحوه تکامل مدیریت استراتژیک چگونه است؟

مدیریت استراتژیک طی چهار مرحله تکامل می یابد:

مرحله 1: برنامه ریزی مالی اساسی: با هدف اهمال کنترل عملیاتی بهتر از طریق تلاش برای تأمین بودجه ها.

مرحه 2: برنامه ریزی مبتنی بر پیش بینی : با هدف برنامه ریزی مؤثرتر به منظور کمک به رشد سازمان از طریق تلاش برای پیش بینی آینده فراتر از سال بعد.

مرحله 3: برنامه ریزی با تأکید بر محیط خارجی سازمان (برنامه ریزی استراتژیک): با هدف تأمین خواسته ها، نیازها و سلایق بازارها و موفقیت در رقابت از طریق تلاش برای جا انداختن و اعمال تفکر استراتژیک.

مرحله 4: مدیریت استراتژیک: با هدف کسب مزیت رقابتی و آینده ای موفق از طریق مدیریت تمام منابع.


+ نوشته شده در  سه شنبه 15 آبان1386ساعت 20:9  توسط مصطفی حسین نژادی  | 

این را مخصوص ورودی جدیدها نوشتم

به دلایل گوناگون نمی توان واژه مدیریت را به سادگی تعریف کرد. از این دلایل می توان به گستردگی دامنه مدیریت و ماهیت پویای آن اشاره کرد. مدیریت فرایند برنامه ریزی، تشکیلات، فرماندهی، هدایت و نظارت بر تلاش های اعضای سازمان و استفاده از دیگر منابع سازمانی جهت دستیابی به اهداف سازمانی است.
مدیریت امروز مجموعه ای از علوم گوناگون همانند
اقتصاد، جامعه شناسی ،روان شناسی، ریاضیات، آمار و ... است که هدفش افزایش بهره وری، کارائی و اثربخشی سازمانی است.
بکارگیری اصول مدیریت از مؤسسه ای به مؤسسه دیگر یا حتی از موقعیتی به موقعیت دیگر، متفاوت است.
دانش مدیریت اولین بار به شکل علمی و امروزی در اواخر قرن نوزدهم میلادی توسط فردی به نام فردریک ونسلوتیلور مطرح شده. مدیریت را برخی هنر و برخی نیز
علم دانسته اند و برخی نیز ترکیبی از این دو، اما آنچه مهم است نقش و جایگاه بسیار مهم مدیریت در دنیای امروز است.
ضرایب دروس دبیرستانی مربوط به سه گرایش نامبرده در آزمون ورودی
دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی عبارتند از:
ضریب 4 برای درس ریاضی، ضریب 2 برای دروس اقتصاد و ادبیات فارسی، ضریب 1 برای دروس
زبان عربی ، تاریخ و جغرافیا، علوم اجتماعی، فلسفه و منطق و روانشناسی.
داشتن قدرت رهبری، اعتماد به نفس، روابط اجتماعی خوب، توان تجزیه و تحلیل خوب و قدرت بیان قوی از عوامل مهم موفقیت در این رشته است. همچنین تسلط به دروس ریاضی و آمار با توجه به کاربرد وسیع آنها در مدیریت الزامی است

درسهای رشته


ردیف نام درس ردیف نام درس
1 آمار و کاربرد آن در مدیریت 1 و 2 2 اصول حسابداری 1
3 اصول حسابداری 2 4 اقتصاد خرد
5 اقتصاد کلان 6 بازاریابی بین المللی
7 بازاریابی و مدیریت بازار 8 بهره وری و تجزیه و تحلیل آن در سازمان ها
9 پروژه عملی 10 پول و ارز و بانکداری
11 تجزیه و تحلیل و طراحی سیستم 12 تحقیق در عملیات 1 و 2
13 تحقیق در عملیات 3 14 تصمیم گیری و خط مشی دولتی
15 توسعه اقتصاد و برنامه ریزی 16 توسعه اقتصادی و برنامه ریزی
17 جامعه شناسی سازمان ها 18 حسابداری دولتی
19 حسابداری صنعتی 1 20 حسابرسی صنعتی 3
21 حفاظت صنعتی 22 حقوق اداری
23 حقوق اساسی 24 حقوق بازرگانی
25 روابط صنعتی 26 روابط کار در سازمان
27 روان شناسی صنعتی 28 روان شناسی کار
29 ریاضیات و کاربرد آن در مدیریت 1 و 2 30 زبان تخصصی 1
31 زبان تخصصی 2 32 زبان تخصصی 3
33 سازمان دهی و اصلاح تشکیلات و روش ها 34 سازمان های پولی و مالی
35 سیاست پولی و مالی 36 سیر اندیشه های سیاسی و تحول نهاد اداری
37 سیستم های اطلاعات مدیریت 38 سیستم های خرید، انبارداری و توزیع
39 فراگرد تنظیم و کنترل بودجه 40 مالیه عمومی و تنظیم خط مشی مالی دولت
41 مباحث ویژه در مدیریت دولتی 42 مبانی سازمان و مدیریت
43 مبانی مدیریت اسلامی و الگوهای آن 44 مبانی مدیریت دولتی 1 و 2
45 مدیریت استراتژیک 46 مدیریت تحول سازمانی
47 مدیریت تطبیقی 48 مدیریت تعاونی ها
49 مدیریت توسعه 50 مدیریت تولید
51 مدیریت رفتار سازمانی 52 مدیریت سازمان های محلی و شهرداری ها
53 مدیریت مالی 1 و 2 54 مدیریت منابع انسانی
55 مدیریت کارخانه 56 کارسنجی و روش سنجی
57 کامپیوتر و کاربرد آن در مدیریت 58 کنترل پروژه
59 کنترل کیفیت آماری





صنعت و بازار کار

بدیهی است که در هر سازمان یا نهاد ، که افرادی خاص اهداف مشخصی را دنبال می کنند ، مهمترین رکن موفقیت آن سازمان یا نهاد ، توانمندی مدیر آن سازمان در استفاده بهینه از حداقل امکانات جهت بهره برداری بهتر برای نیل به اهداف می باشد.
بارها از زبان اطرافیانتان در مورد مدیران نالایق و کارمندان لایق آنها مطالب ریز و درشتی شنیده اید. آنچه ما می دانیم چیزی فراتر از اطلاعات شما نیست ، فقط یادآوری این نکته مهم است که در کشور ما افراد هستند که برای مجموعه تصمیم می گیرند نه یک سیستم از قبل تعریف شده.
بازار کار این رشته در صورت موافقت مقام مافوق می تواند در بدنه عظیم الجثه دولت و بخش خصوصی باشد.


+ نوشته شده در  چهارشنبه 28 شهریور1386ساعت 16:45  توسط مصطفی حسین نژادی  | 

يه تعريف تكميل تر كه از يه سايت معتبر تهيه شده

?What is 5S

5S, abbreviated from the Japanese words Seiri, Seiton, Seison, Seiketsu, and Shitsuke, are  simple but effective methods to organize the workplace.

The 5S, translated into English are: housekeeping, workplace organization, cleanup, keep cleanliness, and discipline. They can be defined as follows: 

  • Housekeeping. Separate needed items from unneeded items. Keep only what is immediately necessary item on the shop floor.
  • Workplace Organization. Organize the workplace so that needed items can be easily and quickly accessed. A place for everything and everything in its place.
  • Cleanup. Sweeping, washing, and cleaning everything around working area immediately.
  • Cleanliness. Keep everything clean for a constant state of readiness.
  • Discipline. Everyone understands, obeys, and practices the rules when in the plant.

Back to Top of the Page


Potential Benefits of 5S

Implementing 5S methods in the plant would help the company to reduce waste hidden in the plant, improve the levels of quality and safety, reduce the lead time and cost, and thus, increase company's profit.

The potential benefits of 5S can be summarized by five English S or PQCDS:

Five English S:

  • Sales - Increase sales (market share).
  • Savings - Save costs.
  • Safety - Provide a safety working environment.
  • Standardization - Standardize the operating procedure.
  • Satisfaction - Employees and customers satisfaction.

PQCDS:

  • P - Increase productivity.
  • Q - Improve product quality.
  • C - Reduce manufacturing costs.
  • D - Ensure on-time delivery.
  • S - Provide a safety working environment.

Back to Top of the Page


Implementation Procedure of 5S

Depending on company's situation, the 5S can be implemented in different manners. However, many companies felt that the following PDCA procedure is quite effective:

  1. Organize the program committee. (PLAN)
  2. Develop a plan for each S. (PLAN)
  3. Publicly announcement the start of the program. (DO)
  4. Provide training and education to employees. (DO)
  5. Select a day and everybody cleanups his/her own working area. (DO)
  6. Select a day and everybody organizes his/her own workplace.(DO)
  7. Evaluate the results of 5S. (CHECK)
  8. Self-Examination and Take corrected actions. (ACTION)

Back to Top of the Page


5S in Japanese

Although 5S have became so popular in Japan that many companies simply use 5S as the title of their program, some companies does post the original worlds of 5S in Japanese (Chinese) characters. They are:

Back to Top of the Page


Reading List

The topic is more practical than theoretical oriented; therefore, you can only find related references from more practitioners-oriented books, magazines or newspapers. By the way, if you read Japanese, you may find tons of articles and examples from the Japanese Factory Management () Magazine.

Articles:

  1. Bounds, G., Shaw, A. and Gillard, J., "Partnering the Honda Way", in Bounds, G. M., Cases in Quality, Richard D. Irwin, 1996, pp. 26-56.

  2. Miki, S., "Promotional Expertise for the 5S Plus Movement", Nikkan Kogyo Shimbun (ed.), Visual Control Systems, Factory Management Series, Productivity press, Portland, OR, 1995, pp. 167-182.

  3. Nomizo, K., "Creating an All-New Plant Environment with the 6S's", Nikkan Kogyo Shimbun (ed.), Visual Control Systems, Factory Management Series, Productivity press, Portland, OR, 1995, pp. 153-165.

  4. Osada, T., "This is Why We Start a 5S Program", in Nikkan Kogyo Shimbun (ed.), Visual Control Systems, Factory Management Series, Productivity press, Portland, OR, 1995, pp. 131-151.

Books:

  1. Cheng, T.C. E. and Podolsky, S., Just-in-Time Manufacturing: An Introduction, Chapman & Hall, London, 1993. pp. 21-24.

  2. Harrison, A., Just-in-Time Manufacturing in Perspective, The Manufacturing Practitioner Series, Prentice Hall, 1992. pp. 113-123 (Chapter 5).

  3. Hirano, H., JIT Factory Revolution: A Pictorial Guide to Factory Design of the Future, Productivity Press, Portland, OR, 1987. pp. 28-56 (Chapter 3). ($50)

  4. Hirano, H., JIT Implementation Manual: The Complete Guide to Just-in-Time Manufacturing, Productivity Press, Portland, OR., pp. 227-374 (Chapter 4). ($975)

  5. Hirano, H., 5 Pillars of the Visual Workplace: The Sourcebook for 5S Implementation, Productivity Press, Portland, OR, 1995. ($85)

  6. Hirano, H. (Instructional Design by Melanie Rubin), 5S for Operators: 5 Pillars of the Visual Workplace, Productivity Press, Portland, OR, 1996. ($25)

  7. Kobayashi, I., 20 Keys to Workplace Improvement, Productivity Press, Portland, OR, 1995. (Key 1). ($50)

  8. Monden, Y., Toyota Production System: An Integrated Approach to Just-In-Time, Second Edition, Industrial Engineering and Management Press, Norcross, GA, 1993. pp. 199-219 (Chapter 13).

  9. Osada, T., 5S's: Five Keys to a Total Quality Control Environment, Asia Productivity Organization, Tokyo (distributed by Quality Resources, White Plains, NY), 1991.
+ نوشته شده در  سه شنبه 8 خرداد1386ساعت 19:45  توسط مصطفی حسین نژادی  | 

تعريف (5s)

5S يكي از بهترين روشهاي استانداردسازي محيط كاري مي‌باشد كه سالها است در محيط‌هاي صنعتي بكار مي‌رود و حاصل آن محيط زيبا، روحيه شاد پرسنل، فعال‌تر شدن و راندمان بيشتر كار و در نتيجه ارتقاء كيفيت فعاليت ها و رضايت بيشتر  مشتريان بوده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه 8 خرداد1386ساعت 19:38  توسط مصطفی حسین نژادی  | 

13 اشتباه مهلک مدیران

13 اشتباه مهلک مدیران

 

1- عدم مسئولیت پذیری

2- عدم موفقیت در ایجاد پیشرفت کارمندان

3- سعی در کنترل نتایج به جای تاثیر بر افکار

4- پیوستن به یک گروه نامناسب

5- مدیریت یکسان بر افراد

6- فراموش کردن اهمیت سود

7- تکیه بر مشکلات به جای اهداف

8- دوست به جای رئیس

9- ناتوانی در ایجاد استانداردها

10- عدم موفقیت در آموزش به کارکنان

11- نادیده گرفتن بی کفایتی کارمندان

12- قدردانی صرف از کارمندان برجسته

13- سعی در تحت نفوذ قرار دادن دیگران

+ نوشته شده در  سه شنبه 25 اردیبهشت1386ساعت 15:48  توسط مصطفی حسین نژادی  | 

اصول مديريت زمان

اصول مديريت زمان

         چشم اندازها و رويا های ما، بيانيه ماموريت شخصی   

         هدف گذاری

         تعيين اولويت

      رعايت اولويت

 

عمر ما چگونه می گذرد؟

         بيست و پنج سال صرف خوابيدن مي شود.

         هشت سال براي درس خواندن سپري مي شود.

         شش سال دراستراحت كردن مي گذرد.

         هفت سال صرف تعطيلات وتفريح مي شود.

         پنج سال با حرف زدن و مذاكره با ديگران مي گذرد.

         چهارسال براي صرف غذا وقت مي گذرد.

         سه سال به رفت وآمد كردن مي گذرد.

        

به نظر شما ارزش زمان چقدر است؟

         برای دانستن ارزش یک سال ، از دانش آموزی که در امتحانات آخر سال از درسی نمره نیاورده است بپرسید.

         برای دانستن ارزش یک ماه ، از مادری که نوزادی نارس به دنیا آورده است بپرسید.

         برای دانستن ارزش یک هفته ، از سردبیر یک هفته نامه بپرسید.

         برای دانستن ارزش یک ساعت ، از عشاقی ! که در انتظار دیدن یکدیگر  هستند بپرسید.

         برای دانستن ارزش یک دقیقه ، از کسی که از قطار جا مانده ا ست بپرسید.

         برای دانستن ارزش یک ثانیه ، از کسی که درست در لحظه آخر از خطر یک تصادف جان سالم به در می برد بپرسید.

         برای دانستن ارزش یک میلی ثانیه ، از کسی که در مسابقات المپیک به مدال نقره دست یافته است بپرسید.

        

دزدان زمان كدامند؟

         تلفن زدن

         مراجعات شخصی (منظور ارباب‌رجوع نيست بلكه دوستان و هم‌كاران)

         جلسات

         كارهايی كه می‌بايست به ديگران محول شوند.

         طفره‌رفتن و ترديد در تصميم‌گيری Procrastination and Indecision ) )

         شروع كار آن‌هم وقتی اطلاعات شما درباره‌ی آن ناقص است.

         بحران زدگی  Fire Fighting) )

         ارتباطات مبهم

         اطلاعات تكنيكی ناقص

         اهداف و اولويت‌های مبهم

         فقدان برنامه‌ريزی

         استرس و خستگی

         ناتوانی در گفتن واژه‌ی "نه"

         عدم وجود نظم و ترتيب

عوامل اتلاف وقت كدامند؟

         تلاش بیش از حد در یک کار

         تعلل کردن و پشت گوش انداختن

         وقفه ایجاد کردن در میان یک کار

         گوش ندادن

         ناتوان بودن در گفتن "نه"

         ناتوان بودن در نتظیم اولویتها

         همه را در یک کار سهیم کردن

         زیاد از حد به جزئیات توجه کردن

         کم توجهی به مطالب اصلی

         بی برنامگی

         کم توجهی به کل کار و اهداف آن

         انجام دادن یک کار جزء جزء شده

         کم توجهی به استراحت و آرامش که سبب ایجاد اشتباه و خستگی مفرط میشود

         اطلاعات (فقدان، ناکافی، نا واضح)

         مطالب خواندنی بسیار زیاد

         جلسات (خیلی زیاد، خیلی طولانی)

         تلفن (ناتوانی در برقراری ارتباط موقع نیاز (مشترک مورد نظر در دسترس نمیباشد!)، مزاحمهایی که میان تلفن شما وارد میشوند، زیاد صحیت کردن با تلفن)

         کمبود نیروی حمایتی

         سیستمهای فایل بندی و طبقه بندی (ضعیف، پیچیده)

         نقصهای فنی (ماشین، کامپیوتر، آسانسور)

         افراد دیگر (تنبل، غایب، متاخر)

+ نوشته شده در  سه شنبه 25 اردیبهشت1386ساعت 15:43  توسط مصطفی حسین نژادی  | 

موانـع ارتـقاءبهـره‌وري

موانـع ارتـقاءبهـره‌وري

مديريت متعهد به بهره‌وري نيست.

  بسترهاي فرهنگي لازم فراهم نيستند.

  ساختارهاي اقتصادي مناسب نيستند.

  ابزارهاي ارتقاي بهره‌وري وجود ندارند.

  آشنايي با بهره‌وري در جامعه وجود ندارد.

موانع ارتقاءبهره‌وري را بايد در نحوه نگرش افراد، به خصوص مديران به مسايلي كه پيرامونشان مي‌گذرد،جستجو كرد.

مشكلات انساني در ارتـقاء بهره وري

1.       نداشتن آگاهي از مفهوم بهره‌وري

2.       مقاومت در برابر تغيير از سوي مديريت و كاركنان

3.       فرهنگ كاري ضعيف

4.       تعهد و مشاركت كم(نبودن روحيه مشاركت پرسنل در مسائل و مشكلات كاري)

5.       نداشتن مهارتهاي كاري لازم

6.       نداشتن حس مسئوليت و دلسوزي و عدم وجود انگيزش كاري در بعضي از موارد، هم براي مديران و هم براي كاركنان

7.       رعايت نكردن استانداردهاي كار (تورم نيروي كاري و به ويژه نيروهاي غير توليدي)

8.       ارتباط ناكافي و غير موثر بين رده‌هاي مختلف كاري

9.       كاربرد نا درست نيروي انساني، با توجه به تخصص و عدم برنامه آموزشي صحيح و هدفدار، منطبق با اهداف شركت

10.   پايين بودن سطح علمي اكثر كاركنان

مشكلات فني در ارتـقاء بهره وري

1.       تكنولوژي، ماشين‌آلات و فرآيند توليد قديمي و فرسوده

2.       استاندارد نبودن توليد

3.       بهره‌برداري بسيار پايين از سرمايه‌ها

4.       فعال نبودن و ارزش ندادن به بخشهاي طراحي و تحقيقات و عدم توجه به دانش فني (تكنولوژي)

5.       مشكل تهيه مواد اوليه در زمان مناسب، براي توليد

6.       پايين بودن ميزان توليد نسبت به ظرفيت اسمي، به علل گوناگون

7.       بالا بودن ميزان ضايعات و متوقف شدن توليد، به علل مختلف

8.       پايين بودن كيفيت محصولات توليدي

9.       بالانس نبودن خط توليد

مشكلات مديريتي در ارتـقاء بهره وري

1.       كارآيي نداشتن سيستمهاي اطلاعات مديريت

2.       عدم نگرش سيستماتيك به مسائل و مشكلات

3.       تصميم‌گيريهاي سطحي و مقطعي توسط مديران

4.       فقدان اطلاعات در مورد تكنولوژي، استانداردها و شاخصهاي بهره‌وري

5.       عدم علاقه نسبت به توسعه و رفاه منابع انساني

6.       عدم جذب نيروهاي انساني كارآمد

7.       عدم ثبات مديران

8.       صرف ميزان بالايي از زمان، در زمينه مسائل كم اهميت

9.       عدم شناخت مديران، از راههاي كاهش هزينه‌ها و افزايش توليد

10.   عدم توجه به دو بعدي بودن مديريت (يك مدير اجرايي، زماني مدير خوبي خواهد بود كه ابتدا به دقت فكر كند و سپس دست به عمل بزند)

11.   تصميم‌گيريهاي مالكيتي از طرف مديران، براي واحد تحت سرپرستي (اين امر بسياري از سرمايه ها را به هدر داده است)

 

« بهره‌وري سخت‌تر كار كردن نيست بلكه، هوشمندانه‌تر كار كردن است »

+ نوشته شده در  سه شنبه 25 اردیبهشت1386ساعت 15:41  توسط مصطفی حسین نژادی  | 

یه خاطره اموزنده مدیریتی

گروهى از فارغ‌التحصيلان قديمى يک دانشگاه که همگى در حرفه  خود آد‌م‌هاى موفقى شده بودند، با همديگر به ملاقات يکى از استادان قديمى خود رفتند. پس از خوش و بش اوليه، هر کدام از آنها در مورد کار خود توضيح می‌داد و همگى از استرس زياد در کار و زندگى شکايت می‌کردند.
استاد به آشپزخانه رفت و با يک کترى بزرگ چاى و انواع و اقسام فنجان‌هاى جوراجور، از پلاستيکى و بلور و کريستال گرفته تا سفالى و چينى و کاغذى (يکبار مصرف) بازگشت و مهمانانش را به چاىدعوت کرد و از آنها خواست که خودشان زحمت چاى ريختن براى خودشان را بکشند.
پس از آن که تمام دانشجويان قديمى استاد براى خودشان چاى ريختند و صحبت‌ها از سر گرفته شد، استاد گفت: «اگر توجه کرده باشيد، تمام فنجان‌هاى قشنگ و گران‌قيمت برداشته شده و فنجان‌هاى دم دستى و ارزان‌قيمت، داخل سينى برجاى مانده‌اند. شما هر کدام بهترين چيزها را براى خودتان می‌خواهيد و اين از نظر شما امرى کاملاً طبيعى است، امّا منشاء مشکلات و استرس‌هاى شما هم همين است.
مطمئن باشيد که فنجان به خودى خود تاثيرى بر کيفيت چاى ندارد. بلکه برعکس، در بعضى موارد يک فنجان گران‌قيمت و لوکس ممکن است کيفيت چايى که در آن است را از ديد ما پنهان کند. چيزى که همه شما واقعاً مى‌خواستيد يک چاى خوش عطر و خوش طعم بود، نه فنجان. امّا شما ناخودآگاه به سراغ بهترين فنجان‌ها رفتيد و سپس به فنجان‌هاى يکديگر نگاه مى‌کرديد.
زندگى هم مثل همين چاى است. کار، خانه، ماشين، پول، موقعيت اجتماعى و .... در حکم فنجان‌ها هستند. مورد مصرف آنها، نگهدارى و دربرگرفتن زندگى است. نوع فنجانی که ما داشته باشيم، نه کيفيت چاى را مشخص می‌کند و نه آن را تغيير می‌دهد. امّا ما گاهى با صرفاً تمرکز بر روى فنجان، از چايى که خداوند براى ما در طبيعت فراهم کرده است لذت نمی‌بريم.
خداوند چاى را به ما ارزانى داشته نه فنجان را. از چايتان لذت ببريد. خوشحال بودن البته به معنى اين که همه چيز عالى و کامل است نيست. بلکه بدين معنى است که شما تصميم گرفته‌ايد آن سوى عيب و نقص‌ها را هم ببينيد.»

در آرامش زندگى کنيد، آرامش هم درون شما زندگى خواهد کرد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 25 اردیبهشت1386ساعت 15:36  توسط مصطفی حسین نژادی  |